دانستنی ها
از این که سایت ما را انتخاب کردید متشکریم

 

فواید هلو برای سلامتی

هلو با پوست نرم و گوشت شیرین خود، یکی از بهترین میوه‌های تابستانی است. هلو موادمغذی بسیاری را با کالری کم و بدون چربی فراهم می‌کند که می‌تواند انتخاب بسیار سالمی بعنوان یکی از وعده‌های میوه روزانه باشد.

کنترل وزن


یک عدد هلوی بزرگ فقط چیزی درحدود ۶۸ کالری در خود دارد و فاقد چربی است. خوردن هلو به جای تنقلات چاق‌کننده و پرکالری مثل چیپس، چیزهای سرخ‌کردنی، سیریال‌ها و شیرینی‌جات به شما برای کنترل وزنتان کمک می‌کند. هلو میوه‌ای به طور طبیعی شیرین است و می‌تواند جایگزین خوبی برای بسیاری از قندهای رژیم‌غذاییتان شود. از آن بر روی سیریال، ماست یا پنیر استفاده کنید.

ویتامین‌ها

هلو حاوی ۱۰ ویتامین مختلف است. یک عدد هلوی بزرگ ۵۷۰ واحد ویتامین A در خود دارد که برای سلامت بینایی بسیار مهم است، و11.6  میلی‌گرم ویتامین C، که آنتی‌اکسیدان و سازنده بافت‌هاست. میزان کمتری ویتامین K و E دارد که حدود ۶ درصد ارزش روزانه را برحسب رژیم‌غذایی ۲۰۰۰ کالری، تامین می‌کند. ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان دیگر است، درحالیکه ویتامین K برای توانایی لحته شدن خون در بدن بسیار مهم است. هلو همچنین منبع خوبی از تیامین، ریبوفلاوین، ویتامین B6، نیاسین، فولات و اسید پانتوتنیک می‌باشد.

موادمعدنی

یک عدد هلوی بزرگ ۳۳۳ میلی‌گرم پتاسیم در خود دارد. پتاسیم به شما برای حفظ فشارخون سالم کمک کرده و همچنین از سنگ کلیه و از بین رفتن استخوان‌ها پیشگیری می‌کند. شما روزانه به ۲۰۰۰ میلی‌گرم پتاسیم نیاز دارید. هلو مقداری منیزیم، فسفر، روی، مس، منگنز، آهن و کلسیم نیز فراهم می‌کند. این موادمعدنی از گلوبول‌های قرمز خون، استخوان‌ها و سیستم عصبی بدن محافظت می‌کند.

آنتی‌اکسیدان‌ها

در یک تحقیق مشخص شد که برخی آنتی‌اکسیدان‌‌های خاص در گوشت و پوست هلو وجود دارد که یکی از مهمترین آنها اسید کلروژتیک است که به از بین بردن رادیکال‌ای آزاد کمک می‌کند--ترکیباتی که بدن شما وقتی در معرض آلاینده‌ها، موادغذایی و محیط قرار می‌گیرد، به آن نیاز دارد تا تاثیرات بالا رفتن سن را کاهش داده و بیماری‌های مزمن را دور کند. این آنتی‌اکسیدان همچنین به دور کردن سرطان کمک کرده و التهاب بدن را کاهش می‌دهد.

فیبر

یک عدد هلوی بزرگ حدود ۱۷ گرم کربوهیدرات دارد که ۳ گرم آن فیبر است. فیبر برای هضم و گوارش خوب غذاها الزامی است و از بروز یبوست جلوگیری کرده و سلامت کلیه‌ها را تضمین می‌کند. فیبر همچنین در تنظیم سطح کلسترول بدن نقش دارد و به کاهش خطر بروز بیماری‌های قلبی کمک می‌کند. خانم‌ها باید روزانه به طور متوسط باید ۲۵ گرم و آقایان ۳۸ گرم  فیبر مصرف کنند.
 

 



            ارسال نظر(3)
یکشنبه 23 مهر 1391 :: 14:42
baradarandalton

 

نيمکره‌های مخ بعضی رفتارها را به طور جداگانه تنظيم می کنند: نيمکره راست چپ اعمال حسی و حرکتی طرف چپ بدن را تنظيم می‌کند و برعکس. ناحيه ويژه‌ای از مخ که مسئوول نظارت بر حرکات بدنتان است، قشر حرکتی و ناحيه ويژه‌ای از مخ که امکان درک احساسات بدنتان را فراهم می‌سازد، قشر حسی ناميده می‌شود.

دانشمندان توانسته‌اند بسياری از بخش‌های قشر حرکتی را که به بخش بخصوصی از بدن مربوط می‌شوند، مشخص کنند. آنان همين کار را برای قشر حسی انجام داده‌اند. به عبارت ديگر، وقتی شما بخش‌خاصی از بدنتان را حرکت می‌دهيد، دانشمندان می‌دانند کدام بخش قشر حرکتی، آن حرکت را امکان پذير می‌سازد و هنگامی که گُل خوشبويی را می‌بوييد، دانشمندان می‌دانند کدام بخش قشر حسی، اجازه درک آن عطر را به شما داده است. شکل زير نتيجه فعاليت دانشمندان را نشان می‌دهد.  

شخصی که در اين شکل ترسيم شده، کج و کوله و بی‌ريخت است، زيرا اندازه‌ ناحيه‌ای که به بخش خاصی از بدن نسبت داده شده، با اندازه واقعی آن تناسبی ندارد بلکه با ميزان د قتی که برای انجام کار آن بخش نياز است، تناسب دارد. در انسان، فضای زيادی به صورت، زبان و دست ها اختصاص داده شده است. شما فکر می‌کنيد چرا اين چنين است؟

در بيشتر افراد، نيمکره چپ مغز زبان و گفتار، رياضيات و ديگر توانايی‌‌های تجزيه و تحليل را تنظيم می‌کند. نيمکره راست، مسئوول پردازش‌های بينايی و فضايی است. بسياری از اعمال، از جمله جنبه‌های مختلف اعمالی که ذکر شد، با همکاری هر دو نيمکره تنظيم می‌شوند. دستجاتی از رشته های عصبی که جسم پينه‌ای ناميده می‌شوند دو نيمکره را به هم مرتبط می‌سازند و به اين ترتيب، ارتباط بين دو نيمکره امکان‌پذير می‌شود. نوع ی جراحی نامعمول، استثنای جالبی برای اين اصل همکاری دو نيمکره آشکار کرد و پيچيدگی مغز را بيش از پيش نشان داد. در موارد شديد صرع (نوعی بيماری عصبی که باعث حملات مغزی می‌شود) با عمل جراحی رشته‌های جسم پينه‌ای را پاره می‌کنند و به اين ترتيب ، ارتباط دو نيکره را قطع می‌کنند. اين جراحی تعداد و شدت حملات مغزی را به ميزان زيادی کاهش می‌دهد و بيشتر بيماران هيچ گونه اختلالی در حرکت يا درک خود احساس نمی‌کنند. با وجود اين، درک آنان تا حدودی آسيب می‌بيند. پيام‌های دست راست آنان فقط به وسيله نيکره چپ و پيام‌های دست چپ آنان فقط به وسيله نيکره راست دريافت می‌شود. در واقع، به خاطر اين جراحی، نيمکره‌ها نمی‌توانند از اطلاعات يکديگر استفاده کنند.

بيماران به طور معمول متوجه اين آسيب نمی‌شوند زيرا با استفاده از چشم‌هايشان آن را جبران می‌کنند. بر خلاف پيام‌هايی که از دست‌ها می‌آيند، پيام‌های هر چشم در هر دو نيمکره دريافت می‌شود. بعضی از مطالعات جالبی که روی اين بيماران انجام شده است، ماهيت اين آسيب را آشکار کرده‌اند. وقتی محققی چشم‌های بيمار را با چشم‌بند می‌بندد و در دست چپش چيزی مانند مسواک قرار می‌دهد، بيمار می‌تواند خصوصيات آن چيزی را توصيف کند: «دسته‌ای بلند و سخت و موهايی نرم دارد.» گاهی بيمار می‌تواند چگونگی استفاده از آن چيز را توصيف کند: « هر روز از آن استفاده می‌کن م .» اما نمی‌توان د نام آن چيز رابگويد. وقتی محقق آن چيز را در دست راست بيمار قرار می‌دهد، او می‌تواند نام آن را بگويد: «چيزی که در دست من است يک مسواک است.» اما نمی‌تواند چگونگی استفاده از آن را توصيف کند. در شرايط عادی که بيمار می‌تواند هم از دست‌ها هم از چشم‌هايش استفاده کند، مغز می‌تواند از عهده آسيب وارده برآيد و بيمار کمتر با مشکل رو‌به رو می‌شود.

اين نمونه و مشاهدات به دست آمده از جراحی‌ها و آزمايش‌های ديگر، نشان می‌دهدکه مغز می‌تواند اطلاعات را در بيش از يک روش پردازش کند. به علاوه، بعضی اعمالی که در حالت عادی به وسيله يک ناحيه انجام می‌شوند، می‌توانند بر بخش‌های ديگر تحميل شوند. اين وضعيت اغلب زمانی می‌تواند رخ بدهد که فرد بسيار جوان است. برای مثال، وقتی کودکی دچار سکته‌ای می‌شود که نيمکره چپش را تخريب می‌کند، به جای از دست رفتن مقداری ازتوانايی‌های گفتاری يا همه آن، نيمکره راست مغزش جور اين عمل را می‌کشد. همچنين اگر دريافتی از يکی از حس‌ها آسيب ببيند، دريافتی از حس ديگر جبران خواهد کرد. به اين دلائل اغلب گفته می‌شود مغز همچون لاستيک است، يعنی می‌تواند از بعضی وقايع و تجربيات تاثير پذير و با شرايط ويژه سازگاری پيدا کند.

پيچيدگی بر هم کنش‌ها

شايد از دانستن اين موضوع تعجب کنيد که از بسياری جنبه ها شما می‌توانيد بهتر از يک کامپوتر فکر کنيد. در حقيقت، ساختن کامپيوتر ‌هايی که بتوانند ساده‌ترين اعمال انسانی (برای مثال، تشخيص صورت افراد مختلف) را انجام دهند، بسيار مشکل است. برنامه‌های کامپيوتری تنها در سال‌های اخير توانسته‌اند استادان بازی شطرنج را شکست دهند. بعضی از دانشمندان تلاش می‌کنند با استفاده از برنامه‌های کامپيوتری ، ربات‌های باهوش ی طراحی کنند که نظير توانای‌ها و پردازش‌های اطلاعاتی مغز انسان را بروز دهند. تا به حال اين دانشمندان توانسته‌اند، نحوه پردازش اطلاعات در سوسک را الگوسازی کنند، اما همين کار نيز با دشواری‌های زيادی همراه بوده است. حال تصور کنيد ساختن رايانه و توليد برنامه‌ای که بتواند همه توانايی‌های مغز انسان را الگو برداری کند، چقدر سخت است.

يکی ازدلائل مشکل بودن ساختن يک الگوی رايانه‌ای از مغز انسان اين است که مغز ما تعداد زيادی سلول عصبی به نام نرون دارد و تعداد ارتباطات درونی بين اين سلول‌‌ها حيرت‌آور است.

مغز شما حدود 12 10 (يک تريليون) نرون دارد و از آنجا که اين سلول می‌توانند به روش‌های زيادی با هم ارتباط داشته باشند، توان همکاری بين آن‌ها فوق العاده بالا است. تا زمانی که بشر کامپيوتری نساخته است که ارتباطات درونی آن فوق العاده زياد باشد، الگو برداری از تفکر انسانی مشکل خواهد بود.

برای درک بهتر چگونگی ارتباط نرون با يکديگر، دقت در ساختمان يک نرون می‌تواند مفيد باشد شکل زير يکی ازاين سلول‌ها را نشان می‌دهد

در يک انتهای نرون، ضمايم شاخه‌داری وجود دارد که دندريت ناميده می‌شوند. دندريت‌ها همانند آنتن عمل می‌کنند و پيام‌های ورودی را دريافت می‌کنند. در انتهای ديگر نرون، ضميمه ديگری به نام آکسون وجود دارد که پيام‌های خروجی را ارسال کند. هر نرون با صدها يا هزاران نرون ديگر ارتباط دارد. اين آرايش به اين معنا است که يک نرون می‌تواند به تعداد زيادی از نرون‌ها پيام ارسال کند يا از آنها پيام دريافت کند. اين نرون‌ها شبکه سازمان يافته‌ای از ارتباطات درونی را شکل می دهند که در سرتاسر مغز و بدن گسترش می يابد. اين دستگاه عصبی باعث ارتباط جهان خارج با جهان داخل (بدن) می‌شود.

اطلاعات ورودی که بدن را به پاسخ وا می‌دارند، محرک ناميده می‌‌‌شوند. دستگاه عصبی انسان همانند دستگاه عصبی ساير جانوران اين اطلاعات را از محرک‌ها و پيامهای مغزی دريافت می‌کند. مغز پس از پردازش اطلاعات، با فرستادن پيامی به بخش مناسبی از بدن، پاسخ می‌دهد. برای مثال، تحريک حاصل از مشاهده صورت يک دوست به مغز امکان تشخيص آن شخص را می‌دهد و پيامی را به صورت شما مخابره می‌کند که به لبخند زدن شما می‌انجامد.

پيام چگونه از يک نرون به نرون ديگر فرستاده می‌شود؟ پيام علامتی است که باعث تغيير بار الکتريکی نرون می‌شود. يک تکانه الکتريکی در طول آکسون حرکت می‌کند تا به انتهای نرون می‌رسد. اين تکانه‌ الکتريکی در آن‌ها باعث آزاد سازی مواد شيميايی خاصی به نام پيام‌رسان عصبی می‌شود. پيام‌رسان‌های عصبی مانند پيک عمل می‌کنند و پيام را در فاصله بين نرون‌ها انتقال می‌دهند. اين فاصله سيناپس ناميده می‌شود. وقتی پيام‌رسان با دندريت‌های نرون بعدی مواجه می‌شود، پيام شيميايی به پيام الکتريکی تبديل می‌گردد. پيام الکتريکی در طول آکسون جا به جا می‌شود و برای رهايی پيام‌رسان‌ها به سيناپس بعدی آماده است. اين فرآيند تکرار می‌شود تا در طول ريشه‌های شبکه‌های عصبی مختلف مسيرهای پيام‌رسانی را بسازند. اين وقايع خيلی سريع رخ می‌دهند. از اين‌رو، شما می‌توانيد در فاصله زمانی بسيار کوتاهی فکر کنيد و پيامی را به دهانتان بفرستيد و لب به سخن گشاييد يا ناگهان بدويد. اين نظام که بر نرون‌های به هم مرتبط و توانايی آن‌ها در دريافت و ارسال پيام استوار است، در تمامی جانوران ديده می شود.

همه پاسخ‌ها به پردازش اطلاعات در مراکز تفکر مغز نياز ندارند. اگر شما چيز داغی را لمس کنيد به سرعت و بدون آن که نيازی به فکر کردن داشته باشيد، انگشت خود را عقب می‌کشيد. چنين پاسخ سريع و ساده ای به يک محرک، انعکاس ناميده می‌شود. پيام‌هايی که در اين پاسخ در گيرند از آشکار سازهای حسی در انگشت شما و از طريق نرون‌های بازويتان به نخاع می‌رسند و از طريق نرون‌های ديگری به ماهيچه‌های بازويتان باز می‌گردند. اين مسير، قوس انعکاسی ناميده می‌شود .

در همين زمان پيام‌هايی از نخاع به مغز فرستاده می‌شود. وقتی مغز اين پيام‌ها را دريافت می‌کند شما آن‌ها را به صورت «آن چيز داغ است» تفسير می‌کنيد. به هر حال، شما پيش از اين ، به علت پاسخ انعکاسی خود انگشتتان را از چيز داغ دور کرده‌ايد.

مزيت يک انعکاس بر پيامی که توسط مغز پردازش می‌شود، سرعت آن است. در چنين موقعيت‌هايی، شما برای جلوگيری از آسيب به حرکت تند نياز دارد. پاسخ های انعکاسی می‌توانند زندگی شما را حفظ کنند. هنگامی که گونه نوزاد انسان لمس می‌شود، سرش را به سمت گونه لمس شده می‌گرداند. اين انعکاس نوزاد را در چند ساعت اول زندگی به پرستار دلگرم می‌کند. اما با گذر زمان اين انعکاس از بين می‌رود. با اين وجود، بيشتر فعاليت‌های انسان از طريق مغز پردازش می شوند و به صورت انعکاس انجام نمی‌شوند. مغز انسان با ترليون‌ها ارتباطی که بين نرون‌ها‌يش وجود دارد، از عهده جهت دهی‌ به فعاليت‌های زندگی انسانی برمی‌آيد. حتی جانوران ساده‌تری مانند کرم خاکی به محرک های محيطی به صورت انعکاسی پاسخ می‌دهند. توانايی پاسخ‌دهی به گرما، نور و رطوبت به کرم خاکی کمک می‌کند تا غذا پيدا کند و خود را از خشک شدن در يک روز آفتابی و داغ محفوظ دارد.

چون مغز مسئوول رفتار بسيار پيچيده انسان است، نمی‌تواند فقط به پيام‌ محرک خارجی پاسخ دهد، بلکه بايد بتواند بعضی از الگوهای اطلاعاتی را ذخيره و بازيابی کند. برای مثال، هنگامی که کتابی را بر می‌داريد و مطالعه می‌کنيد، شما مجبور نيستنيد به طور جدی راجع به چگونه مطالعه کردن آن فکر کنيد . شما به طور عادی آن را انجام می‌دهيد. با وجود اين، هنگامی که شما برای نخستين بار چگونه خواندن را می‌آموختيد، درباره اين که اين صداها و حرف‌ها معرف به چيزی هستيد و چگونه در کنار يکديگر قرار می‌گيرند تا کلمه‌ای را بسازند و چگونه کلمات برای ساختن جمله با مفهوم ی کنار يکديگر قرار می‌گيرند، به تفکر نياز داشتند، اکنون اين فرآيند برای شما عادی به نظر می‌رسند، زيرا مغز شما الگوهای هزاران کلمه و الگوهای جملات متنوعی را آموخته و ذخيره کرده است.

حال که در انتهای اين مقاله هستيد، فکر می‌کنيد چشم‌ها و مغز شما در حال انجام چه کاری بودند و هستند؟

 



            ارسال نظر(1)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:35
baradarandalton

مغز مردها سريعتر از مغز زنان پير مي‌شود:
محققان "سيستم بهداشتي هنري فورد" مدركي كشف كرده‌اند كه نشان مي‌دهد مغز مردها با مسن شدن سريعتر از مغز زنان كوچك مي‌شود.پايگاه اينترنتي ساينس ديلي گزارش داد طبق مطالعه‌اي كه در شماره فوريه نشريه "آرشيو نورولوژي" چاپ شده است، كوچك شدن مغز كه معمولا با پيري صورت مي‌گيرد در مردان شاخص تر از زنان است.دكتر "سي. ادوارد كوافي" رييس "بخش روانپزشكي هنري فورد" و محقق برتر اين مطالعه گفت: "ما دريافتيم كه كوچك شدن مرتبط با سن مغز در سه منطقه از مغز مردان كه در تفكر، برنامه‌ريزي و حافظه دست دارند، بيشتر از زنان بود."وي افزود: "تاثيرات پيري در ساير مناطق مغز نيز ديده شد اما در آن مناطق اين تاثيرات در زنان و مردان مشابه بود."محققان در اين مطالعه براي اندازه‌گيري اندازه مغز 330 مرد و زن سالم بالاي 66 سال از تصويربرداري ام.آر.آي استفاده كردند.
دكتر كوافي گفت: "مدتي است پي برده‌ايم كه مردان براي ابتلا به اختلالات مغزي مرتبط با افزايش سن، مانند از دست دادن حافظه و بيماري آلزايمر مستعدتر از زنان هستند. اين يافته‌ها ممكن است توضيحي براي اين تفاوت‌هاي جنسيتي ارائه دهند."

چاي سرد ننوشيد:
چاي سرد به علت داشتن مقادير زيادي از ماده (اگزالات) مي تواند منجر به ايجاد سنگ کليه شود.
اين پشنهاد خصوصا در مورد ييماراني موءثر است که به آنها توصيه مي شود براي دفع سنگ کليه خود چاي ننوشند.
محققان علوم تغذيه معتقدند با آنکه مصرف چاي داغ در فصل گرما خصوصا براي کساني که مجبور به نوشيدن مقادير فراوان چاي هستند خوشايند نيست اما مصرف چاي سرد نيز براي آنان بسيار خطرناک بوده و باعث تشديد علائم بيماري مي شود به نظر مي رسد براي چنين بيماراني هيچ نوشيدني جايگزين آب نباشد.

پژوهشگران توصيه مي‌کنند:
والدين به نوزادان پستانک ندهند
پژوهشگران توصيه مي‌کنند ؛ والدين به نوزاداني که زياد مبتلا به عفونت گوش مي‌شوند، پستانک ندهند. به گزارش ايسنا، بر اساس نتايج يك تحقيق پنج ساله بر روي نوزادان در هلند مشخص شد آنهايي که پستانک مي‌مکند،10 برابر بيشتر از بقيه دچار عفونت‌هاي گوش مي‌شوند.

چاقي خطر نابينايي را تشديد مي‌كند:
نتايج تحقيقات جديد نشان داده است كه مصرف مولتي ويتامين‌إ‌ها مي‌تواند در پيشگيري از كاهش قدرت بينايي و يا نابينايي موثر باشد. به گزارش ايسنا، آمارها حاكي از آن است كه در حال حاضر بيش از 30 ميليون فرد بزرگسال بالاي 40 سال به انواع مختلفي از بيماريهاي چشمي چون آب مرواريد، گلوكوم يا آب سياه و نارسايي چشمي ناشي از ديابت مبتلا هستند كه به همين خاطر در معرض خطر از دست دادن بينايي خود قرار دارند.

كوچكترين سيم جهان ساخته شد:
گروهي از دانشمندان استراليايي موفق به ساخت كوچكترين سيم در جهان شدند كه سيمي با پوشش سليسيومي به عرض چند اتم است. ساخت اين سيم مي‌تواند زمينه‌اي براي توليد نسل آينده رايانه ها باشد.

آلو، كاهنده حرارت دروني‌:
آلو ميوه‌اي مقوي، خوش‌طعم، لذيذ و پرانرژي بوده كه كالري آن بسيار بالاست و در رنگ‌ها و اندازه‌هاي گوناگون وجود دارد. معمولي‌ترين آنها آلوي زرد، آلوي بخارا، آلوي سياه و آلوچه وحشي است كه مواد تشكيل‌دهنده آنها تقريبا يكي است و خواصي مشابه دارند.



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:33
baradarandalton

1- اوبا سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2 - حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

3 - او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4 - او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

5 - علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6 - او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7 - الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8 - راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد. بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:32
baradarandalton

 

انفجار بمب اتمي چندين هزار ميليارد كالري حرارت را در چند ميليونيوم ثانيه ايجاد مي كند .
اين دماي چند ميليون درجه اي با فشار بسيار زياد تا فاصله 1200 متري از مركز انفجار به افراد بدون پوشش حفاظتي صدمه مي زند و سبب مرگ و بيماري انسان و جانوران مي شود . همچنين زمين ، هوا آب و همه چيز را به مواد راديو اكتيو آلوده مي كند .
بمب هاي اتمي شامل نيروهاي قوي و ضعيفي اند كه اين نيروها هسته يك اتم را به ويژه اتم هايي كه هسته هاي ناپايداري دارند، در جاي خود نگه مي دارند. اساسا دو شيوه بنيادي براي آزادسازي انرژي از يك اتم وجود دارد: 1- شكافت هسته اي: مي توان هسته يك اتم را با يك نوترون به دو جزء كوچك تر تقسيم كرد. اين همان شيوه اي است كه در مورد ايزوتوپ هاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و اورانيوم 233) به كار مي رود.
براي توليد يك بمب اتمي موارد زير نياز است:

1يك منبع سوخت كه قابليت شكافت يا همجوشي را داشته باشد.

2دستگاهي كه همچون ماشه آغازگر حوادث باشد.

3راهي كه به كمك آن بتوان بيشتر سوخت را پيش از آنكه انفجار رخ دهد دچار شكافت يا همجوشي كرد.

در اولين بمب هاي اتمي از روش شكافت استفاده مي شد. اما امروزه بمب هاي همجوشي از فرآيند همجوشي به عنوان ماشه آغازگر استفاده مي كنند.بمب هاي شكافتي (فيزيوني): يك بمب شكافتي از ماده اي مانند اورانيوم 235 براي خلق يك انفجار هسته اي استفاده مي كند. اورانيوم 235 ويژگي منحصر به فردي دارد كه آن را براي توليد هم انرژي هسته اي و هم بمب هسته اي مناسب مي كند. اورانيوم 235 يكي از نادر موادي است كه مي تواند زير شكافت القايي قرار بگيرد.اگر يك نوترون آزاد به هسته اورانيوم 235 برود،هسته بي درنگ نوترون را جذب كرده و بي ثبات شده در يك چشم به هم زدن شكسته مي شود. اين باعث پديد آمدن دو اتم سبك تر و آزادسازي دو يا سه عدد نوترون مي شود كه تعداد اين نوترون ها بستگي به چگونگي شكسته شدن هسته اتم اوليه اورانيوم 235 دارد. دو اتم جديد به محض اينكه در وضعيت جديد تثبيت شدند از خود پرتو گاما ساطع مي كنند. درباره اين نحوه شكافت القايي سه نكته وجود دارد كه موضوع را جالب مي كند.

EXtizweb.irEX

انفجار بمب اتمي چندين هزار ميليارد كالري حرارت را در چند ميليونيوم ثانيه ايجاد مي كند .
اين دماي چند ميليون درجه اي با فشار بسيار زياد تا فاصله 1200 متري از مركز انفجار به افراد بدون پوشش حفاظتي صدمه مي زند و سبب مرگ و بيماري انسان و جانوران مي شود . همچنين زمين ، هوا آب و همه چيز را به مواد راديو اكتيو آلوده مي كند .
بمب هاي اتمي شامل نيروهاي قوي و ضعيفي اند كه اين نيروها هسته يك اتم را به ويژه اتم هايي كه هسته هاي ناپايداري دارند، در جاي خود نگه مي دارند. اساسا دو شيوه بنيادي براي آزادسازي انرژي از يك اتم وجود دارد: 1- شكافت هسته اي: مي توان هسته يك اتم را با يك نوترون به دو جزء كوچك تر تقسيم كرد. اين همان شيوه اي است كه در مورد ايزوتوپ هاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و اورانيوم 233) به كار مي رود.
براي توليد يك بمب اتمي موارد زير نياز است:

1يك منبع سوخت كه قابليت شكافت يا همجوشي را داشته باشد.

2دستگاهي كه همچون ماشه آغازگر حوادث باشد.

3راهي كه به كمك آن بتوان بيشتر سوخت را پيش از آنكه انفجار رخ دهد دچار شكافت يا همجوشي كرد.

در اولين بمب هاي اتمي از روش شكافت استفاده مي شد. اما امروزه بمب هاي همجوشي از فرآيند همجوشي به عنوان ماشه آغازگر استفاده مي كنند.بمب هاي شكافتي (فيزيوني): يك بمب شكافتي از ماده اي مانند اورانيوم 235 براي خلق يك انفجار هسته اي استفاده مي كند. اورانيوم 235 ويژگي منحصر به فردي دارد كه آن را براي توليد هم انرژي هسته اي و هم بمب هسته اي مناسب مي كند. اورانيوم 235 يكي از نادر موادي است كه مي تواند زير شكافت القايي قرار بگيرد.اگر يك نوترون آزاد به هسته اورانيوم 235 برود،هسته بي درنگ نوترون را جذب كرده و بي ثبات شده در يك چشم به هم زدن شكسته مي شود. اين باعث پديد آمدن دو اتم سبك تر و آزادسازي دو يا سه عدد نوترون مي شود كه تعداد اين نوترون ها بستگي به چگونگي شكسته شدن هسته اتم اوليه اورانيوم 235 دارد. دو اتم جديد به محض اينكه در وضعيت جديد تثبيت شدند از خود پرتو گاما ساطع مي كنند. درباره اين نحوه شكافت القايي سه نكته وجود دارد كه موضوع را جالب مي كند.

1 - احتمال اينكه اتم اورانيوم 235 نوتروني را كه به سمتش است، جذب كند، بسيار بالا است. در بمبي كه به خوبي كار مي كند، بيش از يك نوترون از هر فرآيند فيزيون به دست مي آيد كه خود اين نوترون ها سبب وقوع فرآيندهاي شكافت بعدي اند. اين وضعيت اصطلاحا «وراي آستانه بحران» ناميده مي شود.

2 - فرآيند جذب نوترون و شكسته شدن متعاقب آن بسيار سريع و در حد پيكو ثانيه (12-10 ثانيه) رخ مي دهد.

3 - حجم عظيم و خارق العاده اي از انرژي به صورت گرما و پرتو گاما به هنگام شكسته شدن هسته آزاد مي شود. انرژي
آزاد شده از يك فرآيند شكافت به اين علت است كه محصولات شكافت و نوترون ها وزن كمتري از اتم اورانيوم 235 دارند.

اين تفاوت وزن نمايان گر تبديل ماده به انرژي است كه به واسطه فرمول معروف mc2= E محاسبه مي شود. حدود نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده به كار رفته در يك بمب هسته اي برابر با چندين ميليون گالن بنزين است. نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده انداز ه اي معادل يك توپ تنيس دارد. در حالي كه يك ميليون گالن بنزين در مكعبي كه هر ضلع آن 17 متر (ارتفاع يك ساختمان 5 طبقه) است، جا مي گيرد. حالا بهتر مي توان انرژي آزاد شده از مقدار كمي اورانيوم 235 را متصور شد.براي اينكه اين ويژگي هاي اروانيوم 235 به كار آيد بايد اورانيوم را غني كرد. اورانيوم به كار رفته در سلاح هاي هسته اي حداقل بايد شامل نود درصد اورانيوم 235 باشد.در يك بمب شكافتي، سوخت به كار رفته را بايد در توده هايي كه وضعيت «زير آستانه بحران» دارند، نگه داشت. اين كار براي جلوگيري از انفجار نارس و زودهنگام ضروري است. تعريف توده اي كه در وضعيت «آستانه بحران» قرار داد چنين است: حداقل توده از يك ماده با قابليت شكافت كه براي رسيدن به واكنش شكافت هسته اي لازم است. اين جداسازي مشكلات زيادي را براي طراحي يك بمب شكافتي با خود به همراه مي آورد كه بايد حل شود.

1 - دو يا بيشتر از دو توده «زير آستانه بحران» براي تشكيل توده «وراي آستانه بحران» بايد در كنار هم آورده شوند كه در اين صورت موقع انفجار به نوترون بيش از آنچه كه هست براي رسيدن به يك واكنش شكافتي، نياز پيدا خواهد شد.

2 - نوترون هاي آزاد بايد در يك توده «وراي آستانه بحران» القا شوند تا شكافت آغاز شود.

3 - براي جلوگيري از ناكامي بمب بايد هر مقدار ماده كه ممكن است پيش از انفجار وارد مرحله شكافت شود براي تبديل توده هاي «زير آستانه بحران» به توده هايي «وراي آستانه بحران» از دو تكنيك «چكاندن ماشه» و «انفجار از درون» استفاده مي شود.تكنيك «چكاندن ماشه» ساده ترين راه براي آوردن توده هاي «زير بحران» به همديگر است. بدين صورت كه يك تفنگ توده اي را به توده ديگر شليك مي كند. يك كره تشكيل شده از اورانيوم 235 به دور يك مولد نوترون ساخته مي شود. گلوله اي از اورانيوم 235 در يك انتهاي تيوپ درازي كه پشت آن مواد منفجره جاسازي شده، قرار داده مي شود.كره ياد شده در انتهاي ديگر تيوپ قرار مي گيرد. يك حسگر حساس به فشار ارتفاع مناسب را براي انفجار چاشني و بروز حوادث زير تشخيص مي دهد:

1 - انفجار مواد منفجره و در نتيجه شليك گلوله در تيوپ

2 - برخورد گلوله به كره و مولد و در نتيجه آغاز واكنش شكافت

3 - انفجار بمب

در «پسر بچه» بمبي كه در سال هاي پاياني جنگ جهاني دوم بر شهر هيروشيما انداخته شد، تكنيك «چكاندن ماشه» به كار رفته بود. اين بمب 5/14 كيلو تن برابر با 500/14 تن TNT بازده و 5/1 درصد كارآيي داشت. يعني پيش از انفجار تنها 5/1 درصد ازماده مورد نظر شكافت پيدا كرد.
در همان ابتداي «پروژه منهتن»، برنامه سري آمريكا در توليد بمب اتمي، دانشمندان فهميدند كه فشردن توده ها به همديگر و به يك كره با استفاده از انفجار دروني مي تواند راه مناسبي براي رسيدن به توده «وراي آستانه بحران» باشد. البته اين تفكر مشكلات زيادي به همراه داشت. به خصوص اين مسئله مطرح شد كه چگونه مي توان يك موج شوك را به طور يكنواخت، مستقيما طي كره مورد نظر، هدايت و كنترل كرد؟افراد تيم پروژه «منهتن» اين مشكلات را حل كردند. بدين صورت، تكنيك «انفجار از درون» خلق شد. دستگاه انفجار دروني شامل يك كره از جنس اورانيوم 235 و يك بخش به عنوان هسته است كه از پولوتونيوم 239 تشكيل شده و با مواد منفجره احاطه شده است. وقتي چاشني بمب به كار بيفتد حوادث زير رخ مي دهند:

1 - انفجار مواد منفجره موج شوك ايجاد مي كند.

2 - موج شوك بخش هسته را فشرده مي كند.

3 - فرآيند شكافت شروع مي شود.

4 - بمب منفجر مي شود.

در «مرد گنده» بمبي كه در سال هاي پاياني جنگ جهاني دوم بر شهر ناكازاكي انداخته شد، تكنيك «انفجار از درون» به كار رفته بود. بازده اين بمب 23 كيلو تن و كارآيي آن 17درصد بود.شكافت معمولا در 560 ميلياردم ثانيه رخ مي دهد.بمب هاي همجوشي: بمب هاي همجوشي كار مي كردند ولي كارآيي بالايي نداشتند. بمب هاي همجوشي كه بمب هاي «ترمونوكلئار» هم ناميده مي شوند، بازده و كارآيي به مراتب بالاتري دارند. براي توليد بمب همجوشي بايد مشكلات زير حل شود:دوتريوم و تريتيوم مواد به كار رفته در سوخت همجوشي هر دو گازند و ذخيره كردنشان دشوار است. تريتيوم هم كمياب است و هم نيمه عمر كوتاهي دارد بنابراين سوخت بمب بايد همواره تكميل و پر شود.دوتريوم و تريتيوم بايد به شدت در دماي بالا براي آغاز واكنش همجوشي فشرده شوند. در نهايت «استانسيلا اولام» دريافت كه بيشتر پرتو به دست آمده از يك واكنش فيزيون، اشعه X است كه اين اشعه X مي تواند با ايجاد درجه حرارت بالا و فشار زياد مقدمات همجوشي را آماده كند. بنابراين با به كارگيري بمب شكافتي در بمب همجوشي مشكلات بسياري حل شد. در يك بمب همجوشي حوادث زير رخ مي دهند:

1 - بمب شكافتي با انفجار دروني ايجاد اشعه X مي كند.

2 - اشعه X درون بمب و در نتيجه سپر جلوگيري كننده از انفجار نارس را گرم مي كند.

3 - گرما باعث منبسط شدن سپر و سوختن آن مي شود. اين كار باعث ورود فشار به درون ليتيوم - دوتريوم مي شود.

4 - ليتيوم - دوتريوم 30 برابر بيشتر از قبل تحت فشار قرار مي گيرند.

5 - امواج شوك فشاري واكنش شكافتي را در ميله پولوتونيومي آغاز مي كند.

6 - ميله در حال شكافت از خود پرتو، گرما و نوترون مي دهد.

7 - نوترون ها به سوي ليتيوم - دوتريوم رفته و با چسبيدن به ليتيوم ايجاد تريتيوم مي كند.

8 - تركيبي از دما و فشار براي وقوع واكنش همجوشي تريتيوم - دوتريوم ودوتريوم - دوتريوم و ايجاد پرتو، گرما و نوترون بيشتر، بسيار مناسب است.

9 - نوترون هاي آزاد شده از واكنش هاي همجوشي باعث القاي شكافت در قطعات اورانيوم 238 كه در سپر مورد نظر به كار رفته بود، مي شود.

10 - شكافت قطعات اروانيومي ايجاد گرما و پرتو بيشتر مي كند.

11 - بمب منفجر شود.

هانری بکرل نخستین کسی بود که متوجه پرتودهی عجیب سنگ معدن اورانیم گردید پس از ان در سال 1909 میلادی ارنست رادرفورد هسته اتم را کشف کرد.
وی همچنین نشان دادکه پرتوهای رادیواکتیو در میدان مغناطیسی به سه دسته تقیسیم می شود( پرتوهای الفا و بتا وگاما) بعدها دانشمندان دریافتند که منشاء این پرتوها درون هسته اتم اورانیم می باشددر سال 1938 با انجام ازمایشاتی توسط دو دانشمند المانی بنامهای اتوهان و فریتس شتراسمن فیزیک هسته ای پای به مرحله تازه ای نهاد این فیزیکدانان با بمباران هسته اتم اورانیم بوسیله نوترونها به عناصر رادیواکتیوی دست یافتند که جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانیم داشت و در اینجا بود که نا قوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا در امد.
زیرا هر فروپاشی هسته اورانیم میتوانست تا 200 مگاولت انرژی ازاد کند وبدیهی بود اگر هسته های بیشتری فرو پاشیده می شد انرژی فراوانی حاصل می گردید.
بعدها فیزیکدانان دیگری نیز در این محدوده به تحقیق می پرداختند یکی از انان انریکو فرمی بود( 1954 - 1901) که بخاطر تحقیقاتش در سال 1938 موفق به دریافت جایزه نوبل گردید.در سال 1939 یعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بین فیزیکدانان این بیم وجود داشت که المانیهابه کمک فیزیکدانان نابغه ای مانند هایزنبرگ ودستیارانش بتوانند با استفاده از دانش شکافت هسته ای بمب اتمی بسازندبه همین دلیل از البرت انیشتین خواستند که نامه ای به فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت امریکا بنویسد در ان نامه تاریخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هر گز هایزنبرگ ان را نساخت.
چنین شدکه دولتمردان امریکا برای پیشدستی برالمان پروژه مانهتن را براه انداختندو از انریکو فرمی دعوت به عمل اوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد سه سال بعددر دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستین راکتور اتمی دنیا در دانشگاه شیکاگو امریکا ساخته شد.سپس در 16 ژوئیه 1945 نخستین ازمایش بمب اتمی در صحرای الامو گرودو نیو مکزیکو انجام شد.سه هفته بعد هیروشیما درساعت 8:15 صبح در تاریخ 6 اگوست 1945 بوسیله بمب اورانیمی بمباران گردیید و ناکازاکی در 9 اگوست سال 1945 بمباران شدند که طی ان صدها هزار نفر فورا جان باختند.

بمبهای هسته ای چگونه ساخته می شوند
بمبهای هسته ای به دو شکل ساخته می شوند. بمبهای شکافتی (اتمی) و بمبهای همجوشی (هیدروژنی). در حالیکه جزئیات این بمبها محرمانه است ولی نکات اساسی آنها قابل دسترس است. سوخت در یک بمب شکافتی مشتمل بر اورانیوم 235 و پلوتونیم 239 ی تقریبا خالص است که هر دو هسته های شکافت پذیری دارند. یک تکه ی کوچک از چنین ماده ای نمی تواند منفجر شود زیرا تعداد بسیار زیادی از نوترونها فرار می کنند.
ولی در یک جرم به قدر کافی بزرگ (بحرانی) واکنش زنجیره ای صورت می گیرد. یک نوترون اولیه ی اتفاقی باعث شروع شکافت خواهد شد... یک بمب نوعی تقریبا 10 به توان 24نوترون در کمتر از 10به توان 7- ثانیه آزاد می کند که باعث گرمای بسیار شدید می شود. همجوشی فرق دارد. همجوشی وقتی رخ می دهد که دو هسته ی سبک را آنقدر به هم نزدیک کنیم که در حوزه ی عمل جاذبه ی متقابل نیروی هسته ای قوی قرار گیرند.
از آن به بعد به شدت هم را جذب می کنند و اتمی سنگین تر تولید می کنند و مقداری انرژی آزاد می کنند. همجوشی را می توان در محیط پلاسمایی بوجود آورد و اخیرا با لیزر هم این کار را می کنند. در این همجوشی قرصهای کوچکی از دوتریم و ترتیم (عناصری سبک که همخانواده ی هیدروژنند) را بوسیله فوجهای لیزری پرقدرت گرم می کنند.
اگر توان لیزرها کم باشد انفجارهای کوچکی در این قرصهای کوچک رخ می دهد. اما اگر قدرت بالا باشد و در زمان کوتاه اثر کنند همجوشی رخ می دهد. توان این نوع لیزرها بیش از توان نیروی برق آمریکاست. پس تهیه اش بسیار سخت است .

اختراع بمب اتم
در طول جنگ جهانى دوم شاهد نوآورى تسلیحاتى از جانب دولتهاى درگیر در جنگ مى‏باشیم، سه دولت عمده‏اى که داراى مراکز تحقیقات استراتژیک و لابراتورهاى معظم تحقیقاتى بودند، عبارتند بودند از ژاپن، آلمان، آمریکا. ژاپن به دنبال توسعه سلاح‏هاى شیمیایى بود که در این زمینه موفقیت چندانی به دست نمى‏آورد.
آلمان‏ها داراى مرکز تحقیقاتى «پینامون» بودند که موفق به اختراع سلاحى نو در تابستان 1940 مى‏شوند، این سلاح موشک بود که در طول جنگ آلمان‏ها علیه انگلستان از خاک فرانسه ی اشغال شده به کار مى‏بردند. اولین موشکها در تابستان 1940 بود که با پشت سر گذاشتن کانال مانش به خاک انگلستان اصابت مى‏کرد. تا مدت‏ها انلگیسیها اختراع چنین سلاحى را باور نمى‏کردند.
مخترع موشک «فون براون» آلمانى بود و اولین موشک‏ها VI و VII نام داشتند. اما در رابطه با تحقیقات مربوط به شکافتن هسته اتم، على رغم تبلیغات متفقین که به بزرگ نمایى خطر اتمى آلمان مى‏پرداختند، نازى‏ها در این خصوص موفقیتى به دست نیاورده و پس از شکست آلمان مشخص مى‏شود که آنها در مرحله ابتدایى ساخت بمب اتم قرار داشتند.
مرکز سوم، آمریکا بود. آمریکا با استفاده از امتیاز منحصر به فرد دور بودن از صحنه جنگ و مصونیت از بمباران و ویرانى، در سال 1943 پروژه مانهتن را در صحراى لوس آلاموس (Los Alamos) در ایالت نیومکزیکو، شکل می دهد.
ریاست این پروژه اتمى، با پروفسور «اوپن هایمر» بود و دانشمندان غیر اروپایى مانند «فرمى» و ... در این پروژه نقش داشتند.
ریاست این پروژه با یک ژنرال سه ستاره، به نام «گروز» بود که به طور مرتب، واشنگتن را از پیشرفت کار مطلع مى‏ساخت. یکی از ویژگی های پروژه مانهتن، هزینه بسیار بالای آن بود (25 میلیارد دلار) که در زمان جنگ هیچ دولتى چنین بودجه‏اى را نداشت. سرانجام در حالى که در 8 مى 1945 آلمان تسلیم مى‏شود و جنگ اروپا به پایان مى‏رسد، فاتحین کنفرانس پوتست دام را به منظور تعیین سرنوشت آلمان تشکیل مى‏دهند، پوتست دام یک منطقه ییلاقى در نزدیک برلین بود که با توجه به اینکه برلین آنقدر ویران شده بود، حتی ساختمان درخوری در این شهر نبود که در آن اجلاس برگزار شود. در بین کنفرانس، هرى ترومن، رئیس جمهور آمریکا، تلگراف رمزى، تحت عنوان «نوزاد متولد شد»، دال بر به ثمر رسیدن پروژه مانهتن دریافت مى‏کند.

این پروژه موفق به ساخت اولین بمبى مى‏شود که در 16 ژوئیه 1945 مورد تست قرار مى‏گیرد. اوپن هایمر و دیگران، در بونکرى تجمع کرده بودند و آزمایش را مورد بررسى قرار مى‏دهند که ظاهرا همانجا اوپن هایمر پشیمان مى‏شود. در اواخر جولاى، رئیس جمهور آمریکا، دستور به کار بردن این سلاح جدید را علیه ژاپن براى تاریخ بعد از 2 اوت صادر مى‏کند؛ 5 شهر ژاپن به ترتیب اولویت براى واشنگتن در لیست قرار مى‏گیرند: توکیو، کیوتو، هیروشیما، ناگویا، ناکازاکى.

 



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:30
baradarandalton

 

الماس همان کربن معمولی است که در فشرده ترین حالت ممکن قرار میگیرد. کربن، یکی از معمولی ترین عناصر جهان است و در تمام کیهان میتوان ردی از ان پیدا کرد. کربن همچنین یکی از چهار عنصر اصلی برای پیدایش و ادامه حیات است. ۱۸ درصد بدن از کربن تشکیل شده است. هوایی هم که تنفس میکنیم حاوی دی اکسید کربن است و بیشتر مواد غذایی ترکیبات کربن دارند.

در حالت خالص کربن معمولا در ۳ شکل یافت میشود .
الماس: که یک بلور شفاف و بسیار سخت است.
گرافیت: ماده ای معدنی که از کربن خالص تهیه میشود و بسیار نرم و سیاه رنگ است. ساختار مولکولی ان به فشردگی الماس نیست و به همین دلیل از الماس ضعیف تر است.
فولریت: جدید ترین شکل مولکول کربن که ۱۳ سال از شناخته شدن ان نمی گذرد. این ماده معدنی دقیقا از ۶۰ اتم کربن تشکیل شده است که یک کره کامل را شکل میدهند.

الماس در حدود ۱۶۰ کیلومتری زیر پوسته زمین . درون صخره های مذاب جبه تشکیل مشوند. در این بخش از زمین فشار و

حرارت به قدری است که فرایند تبدیل کردن به الماس میتواند صورت پذیرد. حداقل شرایط این فرایند. دمای ۴۰۰ درجه سانتیگراد و فشار ۳۰ هزار اتمسفر ( هر اتمسفر . فشار هوا در سطح دریا است ) است . اندکی پایین تر از این شرایط، گرافیت تولید میشود. شرایط تولید الماس در عمق ۱۵۰ کیلومتری زیر پوسته زمین مهیاست، جایی که فشار به ۵۰ هزار اتمسفر و دما به ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد میرسد.

فوران های قوی گدازه ای، این الماس ها را به سطح زمین اورده و انها مجراهای کیمبرلیت را تشکیل دادند ( کیمبرلیت نام مکانی در افریقای جنوبی است که این مجراها برای نخستین بار در ان کشف شد ) بسیاری از این فوران ها در فاصله یک میلیارد تا ۲۰ میلیون سال پیش صورت گرفت.

این جریان های گدازه ای که به مراتب از فوران های اتشفشانی امروز شدیدتر بودند و از اعماق بیشتری سر چشمه گرفتند، درون این مجراهای کیمبرلیت سرد شدند و رگه های مخروطی شکل صخره ای کیمبرلیت را تشکیل دادند که الماس ها را نیز در برداشت .

 

کیمبرلیت صخره آبی رنگی است که معدنچیان الماس آن را جستجو میکنند. سطح این مجراهای کیمبرلیت از ۲ تا ۱۴۶ هکتار است. در بستر رودخانه ها هم می توان الماس پیدا کرد. این مناطق را نواحی الماس آبرفتی می نامند. در واقع منشاء این الماس ها نیز همان مجرای کیمبرلیت است. ولی مجموعه ای از فعالیت های جغرافیایی موجب شد آنها از مکان خود حرکت کنند و به سطح زمین برسند.

امروزه در کشورهای استرالیا ، بروئنی، برزیل، روسیه، و برخی کشورهای آفریقایی مانند آفریقای جنوبی و کنگو . معادن الماس مشغول به کار است.

الماسی که از معدن به دست می آید سطحی ناهموار و خشن دارد و برای تبدیل شدن به یک ( یا چند ) قطعه جواهر با ارزش باید بریده شده و صیقل داده شود.

سختی الماس

همان طور که گفتیم الماس سخت ترین ماده طبیعی است. البته دانشمندان توانسته اند الماس هایی مصنوعی بسازند که به مراتب از خویشاوندان طبیعی خود سخت ترند. در الماس، اتمهای کربن در یک ساختار مشبک قرار دارند. بدین شکل که هر اتم الکترون های خود را با ۴ اتم دیگر به اشتراک میگذارد و یک واحد ۴ وجهی را تشکیل می دهد. این مجموعه ۴ وجهی که از ۵ مولکول تشکیل شده است یک مولکول فوق العاده قوی را تشکیل میدهد. اما هر ۵ اتم مجاور می توانند چنین شبکه ای را تشکیل دهند.

به همین دلیل، بلور الماس تا بدین حد مستحکم است. اما در گرافیت، اتمهای کربن در یک حلقه به یکدیگر متصل میشوند؛ یعنی هر اتم فقط به یک اتم دیگر متصل است و به همین دلیل آن قدر نرم است. زغال و مغز مداد، نمونه های بارز گرافیت هستند .

تراش الماس

روشهای بخصوصی برای تراش الماس و فرستادن آن به جواهر فروشی ها وجود دارد که این ۴ تکنیک را شامل میشود.

۱) شکافتن: برای جدا کردن ناخالصی ها و ناهماهنگی های موجود در الماس، سنگ الماس زبر روی یک سطح صاف و مناسب بتونی قرار میگیرد. سپس با استفاده از لیزر، یا یک الماس دیگر، یک شیار تیز درون الماس ایجاد می شود. این شیار روی ضعیف ترین صفحات ملکولی بلور، یعنی جهت هایی که پیوند میان اتمها ضعیف تر است، ایجاد میشود سپس، یک تیغه فولادی در شیار قرار داده میشود وبا یک ضربه سریع و محکم . سنگ را به ۲ بخش تقسیم میکند. سپس سنگهای جدا شده از سطح بتونی برداشته میشوند.

۲) اره کردن: برخی اوقات که الماس باید در راستای یک صفحه ترک یا بریدگی، شکافته شود، نمی توان در مرحله نخست یعنی شکافتن به نتیجه رسید. در این حالت، از یک تیغه فسفر - برنز ، که با سرعت ۱۵ هزار دور در دقیقه می چرخد. استفاده میشود و در عملیات اره کردن به آرامی در راستای مطلوب پیش می رود. بتازگی از لیزر نیز در این عملیات استفاده میشود.

۳) خشک کردن: الماس روی یک دستگاه تراش بسته می شود و الماس دیگری روی آن حرکت می کند تا نمای کلی و زبر کمر بند الماس را ایجاد کند، یعنی حاشیه بیرونی الماس در بیشترین قطر خود.

۴) صیقل دادن: در این مرحله الماس، شکل نهایی خود را میگیرد. الماس را به بازویی که بر فراز چرخ گردان صیقل است قرار میدهند. این چرخ با پودر الماس پوشیده شده است و هنگامی که الماس بر سطح آن فشار داده می شود . سطوح زبر آن را نرم کرده رفته رفته آن را صیقل می دهند.

 

معیارهای برتری الماس

زیبایی یک الماس بر اساس معیارهای مختلفی مورد قضاوت قرار میگیرد. بسیاری از الماس ها هرگز به ویترین جواهر فروشی ها نمی رسند؛ زیرا بیش از اندازه معیوبند. آنها را معمولا برای مصارف صنعتی استفاده میکنند. مثلا در لبه های دریل هایی که در معادن الماس کاربرد دارند و یا در تراش و برش دیگر الماس های خام. ۴ معیار مهم برای تعین زیبایی الماس مورد استفاده قرار می گیرد:

۱) برش: این خصوصیت به چگونگی برش الماس و خصوصیات هندسی آن بازمی گردد . هنگامی که الماس برش میخورد . برهای مختلف آن به وجود میاید و شکل نهایی الماس تعین می شود .

۲) صافی: این خصلت، معیاری از ترک های الماس است، یا دیگر اجرامی که ممکن است درون آن دیده شوند. درجه بندی صافی از بدون ترک آغاز می شود و سپس به بسیار بسیار ناچیز و تا حدودی ناخالص نزول میکند.

۳) قیراط : قیراط واحد وزن الماس است . هر قیراط در حدود ۲۰۰ میلی گرم است.

 

۴) رنگ: در خصوص الماس های شفاف، مقیاس رنگ از D تا Z تغیر می کند. بدین ترتیب که از سفید یخی شروع می شود که رنگ بیشتر الماس های گران قیمت است و به زرد روشن خاتمه می یابد. دیگر معیار های ارزیابی الماس عبارتند از : شفافیت، درخشندگی و پراکندگی نور. الماسی که صد در صد کربن باشد، کاملا شفاف خواهد بود . اما معمولا الماس ها عناصر دیگری نیز دارند که بر رنگ آن ها تاثیر می گذارد . از اینها گذشته الماس های آبی، قرمز، سیاه، صورتی، بنفش و سبز تیره نیز وجود دارند که بسیار بسیار نادر هستند.

چرا الماس تا بدین حد درخشان است

الماس فشرده ترین ماده شفاف جهان است که تا کنون شناخته شده است. ضریب شکست آن 12/2 است . یعنی سرعت نور درون آن کمتر از نصف سرعت معمولی خود می شود .اما همین فشردگی است که باعث میشود الماس درخشنده ترین جسم شفاف باشد و برق بزند. چون سطح الماس با یکدیگر زاویه های بزرگی میسازند. بنابراین وقتی پرتویی از یکی از آنها وارد میشود. چند بار بازتاب میشود.

EXtizweb.irEX

 

الماس های مشهور دنیا

کالینان :

بزرگترین الماسی است که تاکنون یافت شده است. این الماس ۳۱۶۰ قیراطی سال ۱۹۰۵ در ترانسوال آفریقای جنوبی ساخته شد . سال ۱۹۰۷، این الماس به پادشاه انگلستان، ادوارد هفتم اهدا شد و بعد ها به ۹ سنگ بزرگ و تعدادی سنگ کوچک تقسیم شد. مهمترین آنها الماس ۲/۵۳۰ قیراطی ستاره آفریقا است که در عصای شاهی کار گذاشته شده و در برج لندن به نمایش درآمده است.

سلطان بزرگ :

به نظر می رسد سومین الماس بزرگ غیر بریده شده ای است که تاکنون یافت شده است. این الماس سال ۱۶۵۰ کشف شد و وزن سنگش ۵۰/۷۸۷ قیراط بود، اما فقط به یک قطعه ۲۸۰ قیراطی بریده شد. این الماس به نام شاه جهان، سازنده تاج محل نامیده شد. متاسفانه این الماس به شکل عجیبی مفقود شده است و از مکان امروزی آن اطلاعی در دست نیست.

امید آبی :

مشهورترین الماس آمریکا است . این جواهر ۵۲/۴۵ قیراطی تاریخچه ای ۴۰۰ ساله دارد در آن زمان قطعه سنگی ۱۸۷۵/۱۱۲ قیراطی بود و سال ۱۶۶۸، به و سیله شاه لوئیس چهاردهم در فرانسه خریداری شد. به نظر می رسد این جواهر نایاب در معدن کلار هند یافت شده باشد.

 



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:29
baradarandalton

نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ایران پیش بینی کرده است که ظرف دو تا سه سال آینده حداقل 10 میلیون نفر در ایران به آنفلوآنزای خوکی مبتلا شوند و نسبت به احتمال تلفات بالای ناشی از آن در کشور ابراز نگرانی کرده است.

دکتر حسینعلی شهریاری این اطلاعات را پس از شرکت در جلسه ای در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با حضور برخی از مدیران وزارت بهداشت ارائه کرد با این حال نگفت که این پیش بینی برچه اساسی به دست آمده است.

به گزارش خبرگزاری مهر وی گفت براساس آخرین آمار وزارت بهداشت اکنون 42 نفر در ایران به ویروس "اچ1ان1" (عامل آنفلوآنزای خوکی) مبتلا هستند اما افزود: "پیش بینی می شود ظرف دو تا سه سال آینده حداقل 10 میلیون نفر در کشورمان به این آنفلوآنزا مبتلا شوند که این موضوع نگران کننده است."

او به ویژه در مورد مواردی که شناسایی نخواهند شد، از جمله در مناطق دور افتاده، ابراز نگرانی کرد: "در خوشبینانه ترین حالت از هر 200 نفر مبتلا که شناسایی نشوند یک نفر فوت می کند و این موضوع با توجه به اینکه در مناطق دور افتاده مردم به مراکز درمانی دسترسی ندارند می تواند با شدت بیشتری رخ دهد."

او هشدار داد که علائم آنفلوآنزای خوکی شبیه به آنفلوآنزای معمولی است بنابراین ممکن است فرد به پزشک مراجعه نکند یا به علت تاخیر در مراجعه در مراحل خطرناک بیماری قرار گیرد.

وی افزود: "به شدت نگران مرگ و میر بالای ناشی از شیوع این بیماری در کشور هستیم."

او گفت: "سرعت انتشار این بیماری دو تا سه برابر آنفلوآنزای معمولی است که با توجه به سفر زائران به خانه خدا و بروز سرفه های مزمن در اغلب زائران پس از بازگشت از این سفر، مطمئنا آمار مبتلایان بیشتر خواهد شد."

وی همچنین از سازمان حج و زیارت انتقاد کرد که چرا زائران را با تهدید جریمه مجبور به انجام سفر حج می کند. او از زائران خواست پس از بازگشت از زیارت از روبوسی با دیگران خودداری کنند تا بیماری منتشر نشود.

پیشتر نیز شماری از مقام های ایرانی در ارتباط با سفر زائران، به ویژه به عربستان سعودی، و احتمال تلفات ناشی از ابتلا به این بیماری ابراز نگرانی کرده بودند.

قرار است طرحی دو فوریتی در ارتباط با جلوگیری از شیوع آنفلوآنزای خوکی در مجلس ارائه شود.

سازمان جهانی بهداشت می گوید ویروس آنفلوآنزای خوکی به 160 کشور رسیده است و هنوز در مراحل ابتدایی است.

این سازمان می گوید تعداد مبتلایان به این بیماری در طی دو سال آینده ممکن است به 2 میلیارد نفر برسد.

سازمان بهداشت جهانی می گوید که اکثر موارد ابتلا به ویروس "اچ 1 ان 1" ملایم است و بسیاری از بیماران بدون کمک پزشکی بهبود می یابند و دیگر متوقف کردن روند گسترش این ویروس در جهان ممکن نیست.

کارشناسان بهداشتی از جمله راه های پیشگیری از انتقال ویروس اچ 1 ان 1 را دست ندادن، روبوسی نکردن و اجتناب از صرف وقت دراز مدت در مکان های عمومی شلوغ دانسته اند.
 



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:27
baradarandalton

 

اسب دریایی یا اسب ماهی یک نوع ماهی از خانواده سوزن‌ماهیان (syngnathidae) است که در آبهای حاره‌ای و معتدل سرتاسر جهان یافت می‌شود. طول بدن اسبهای دریایی از ۱۶ میلی متر تا ۳۵ سانتی متر متغیر است. مشخصه ویژه این نوع ماهیها این است که آنها از جمله معدود ماهیانی هستند که در آنها جنس نر حامله می‌شود. طول مدت حاملگی در اسب دریایی بین ۲ تا ۳ هفته طول می‌کشد. تک همسر داری از جمله دیگر خصوصیات غیر عادی اسبهای دریایی می‌باشد. این ماهی غیر معمول بلند قد دارای سری به شکل اسب است و به سمت بالا شنامی کند. بیشتر اوقات اسبهای دریایی بدون حرکت باقی می‌مانند این حالت را به صورت گیر دادن دم چسبیده خود در لابه لای مرجانها و جلبکهای دریایی انجام می‌دهند و با همین حرکت در مقابل دشمنان ایجاد استتار می‌کنند



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 :: 10:33
baradarandalton

تِمساح یا کروکودیل جانوری است خزنده و سخت‌پوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا می‌کند، اما همیشه در آب نمی‌ماند و تخم‌هایش را در خشکی می‌گذارد. این حیوان دارای فک و دندان‌های بسیار نیرومند است و به خانواده کروکودیلیان تعلق دارد. این خزندهٔ آبی و خشکی بزرگ در سراسر مناطق استوایی آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی می‌کند. کروکودیل مانند سایر موجودات ساکن در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و سرزمین‌های مرطوب در آب‌های شیرین و گاهی در آب‌های کمی شور زندگی می‌کند.



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 :: 10:33
baradarandalton

 

 

 

خرس قهوه‌ای نوعی خرس بزرگ است که در بسیاری از مناطق آمریکای شمالی و شمال اورآسیا پراکنده است. وزن این گونه از ۷۰ تا ۷۸۰ کیلوگرم متغیر است و بزرگ‌ترین زیرگونهٔ آن خرس کودیاک در قامتی هم‌اندازهٔ خرس قطبی با وی بر سر عنوان بزرگ‌ترین گونهٔ خرس و بزرگ‌ترین حیوان شکارچی روی زمین رقابت می‌کند.

با آن که قلمرو زیست خرس قهوه‌ای کاهش یافته و در بسیاری از مناطق منقرض شده‌است ولی همچنان در فهرست کمترین نگرانی آی‌یوسی‌ان باقی مانده و با جمعیت تقریبی ۲۰۰ هزار رأس خطر انقراض وی را تهدید نمی‌کند. بیشترین شمار خرس قهوه‌ای به ترتیب در روسیه، آمریکا (بیشتر در آلاسکا)، کانادا، منطقهٔ کارپات (به‌ویژه رومانی) و فنلاند، جائی‌که حیوان ملی این کشور نامیده می‌شود، سکونت دارند.

 

 



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 :: 10:30
baradarandalton

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران