دانستنی ها
از این که سایت ما را انتخاب کردید متشکریم

 

یکی از پدیده هایی که در جو زمین بویژه در مناطق عرض های جغرافیایی نزدیک قطبی رخ می دهد شفق قطبی است.شفق به شکل نوارهایی رنگین وزیبا در پهنه آسمان مشاهده می شود والبته از پشت آن نور ستارگان نیز قابل رویت می باشد.

زمانی که ذرّات باد خورشیدی به دام میدان مغناطیسی زمین می افتند با ملکول هاواتمهای بالایی جوّ زمین (در لایه یونسفر در ارتفاع بین 100 تا 80 کیلومتر)واکنش می دهند و موجب می شوند این ملکول ها، نور تابش کنند و پدیده شفق قطبی را به وجود آورند.علت اینکه این نورها در نواحی نزدیک قطبی رخ می دهند این است که در این مناطق تراکم خطوط میدان مغناطیسی ودر واقع توان میدان بیشتر بوده و این میدان ذرات بادخورشیدی رابه این نواحی هدایت می کند.(رجوع شود به مغناطکره)

 

به شفق های قطبی، نور قطب شمال یا نورهای شمالگان (aurora borealis)هم گفته می‌شود زیرا آنها فقط در نیم کرهٔ شمالی رویت می‌شوند و هر چقدر به قطب شمال نزدیک می شوید با توجه به مجاورت با قطب مغناطیسی شمالی زمین احتمال بیشتری می‌رود که بتوانید آنها را ببینید به طور مثال در شهر های شمالی کانادا که بسیار نزدیک به قطب هستند امکان رویت آنها بسیار زیاد است.

شفق های قطبی در نزدیکی قطب مغناطیسی شمالی ممکن است خیلی بالا باشد ولی در افق شمالی به صورت سبز بر افروخته و در صورد طلوع خورشید به صورت قرمز کمرنگ دیده می‌شود. شفق های قطبی معمولا از سپتامبر تا اکتبر و از مارس تا آوریل اتفاق می افتند. بعضی از قبایل کانادایی به این پدیده رقص ارواح می‌گویند.

پدیده شفق در قطب جنوب نیز با نام aurora australis اتفاق می افتد ولی فقط در جنوبی ترین عرض جغرافیایی قابل رویت است و گاهی اوقات در آمریکای جنوبی و استرالیا ( استرالیا در زبان لاتین به معنی جنوب است).در قطب جنوب این پدیده با نام نورجنوبگان نیز معرفی می شود.

Benjamin Franklin اولین کسی بود که به شفق های قطبی توجه نشان داد. در تئوری او علت وقوع شفق های قطبی این انتقال نور در مرکز بار الکتریکی در سرزمینهای قطبی توسط برف و رطوبت شدت می‌گیرد، بود.

 زیبا نیست...؟!

بعضی وقت‌ها شبیه به پرده‌ی آویزان، یا نورهای متحرک و یا پرتوهای نور است. رنگ آن نیز تغییر می‌کند ولی بیشتر مواقع دارای سایه‌ی سبز یا صورتی است. شفق‌ها مانند پرده‌هایی عظیم به طول صدها کیلومتر از نورهای رنگی هستند در موارد نادر شفق قطبی ممکن است سراسر آسمان مرئی، از افق تا سمت الراس را بپوشاند.

شفق های قطبی معمولا باید فقط در قطب ها اتفاق بیافتند. ولی به ندرت در عرض های جغرافیایی میانی نیز دیده می‌شوند.این حالت زمانی رخ می دهد که خورشید در اوج فعالیتهای خود در چرخه 11 ساله باشد.بطور کلی با افزایش فعالیتهای خورشیدی بروز این پدیده نیز افزایش می یابد.برای اندازه گیری ارتفاع این پرتوها از دو یا چند نقطه در سطح زمین که دارای فاصله زیادی هستند به طور همزمان از آنها عکسبرداری می شود وسپس بکمک روابط مثلثاتی ارتفاع آنها می شود.

در مشتری و زحل قطب های مغناطیسی قوی تری وجود دارد و هر دو آنها کمربند تشعشع radiation belt بزرگی دارند. و شفق های قطبی به وضوح توسط تلسکوپ هابل در آنها دیده شده است. در اورانوس و نپتون نیز شفق قطبی وجود دارد.

 

شفق های قطبی در مکانی مانند زمین توسط باد های خورشیدی ایجاد می‌شود ولی در مشتری اقمار آن به خصوص قمر آیو علت وجود این پدیده هستند.

 شفق قطبی چیست؟

این پدیده همچنین در مریخ و زهره نیز دیده می‌شود زیرا زهره دارای مغناطیس درونی نیست. شفق قطبی در زهره گاهی اوقات تمام سیاره را نیز می پوشاند. این پدیده در زهره توسط باد های خورشیدی تولید می‌شود. همچنین در 14 آگوست 2004 در مریخ نیز  به ثبت رسیده است.

 



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 02 خرداد 1392 :: 19:04
baradarandalton

 

۱. طبع آن گرم و خشك است.


۲. انرژی بخش، مقوی قوه باه و تقویت‌كننده اعضای رئیسه بدن می‌باشد.
۳. زعفران تقویت كننده قلب و مقوی معده می‌باشد.
۴. زیاده‌روی در خوردن زعفران امكان سكته مغزی دارد.
۵. زعفران تسكین‌دهنده درد دندان می‌باشد از دمكرده آن ابتدا مزمزه كرده سپس بنوشید به خاطر داشته باشید كه باید به مقدار خیلی كم مصرف شود.
۶. كسانی كه بلغمی مزاج هستند به مدت یك هفته صبح‌ها كمی زعفران میل كنند.
۷. زعفران ضد تشنج است.
۸. دمكرده زعفران پاك كننده كلیه و مثانه می‌باشد.
۹. زعفران برای  سلسله اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك مفید می‌باشد.
۱۰. مسكن اعضای سطحی بدن است.
برای مشاهده ادامه این پست به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
۱۱. برای اختلالات ریوی و برونشیت‌های مزمن و سرفه مفید می‌باشد.
۱۲. هضم كننده غذا است.
۱۳. زعفران برای تشنجاتی كه منشأ آن تحریكات مغزی باشد مفیداست.
۱۴. برای درمان بیخوابی‌هایی كه منشأ تحریكات مغزی دارد زعفران مفید می‌باشد.
۱۵. مقدار دمكرده زعفران نیم گرم در هر یك لیتر آب می‌باشد روزی سه استكان بنوشند.
۱۶. خوردن زعفران باعث دفع اخلاط می‌شود.
۱۷. خوردن كمی از زعفران با عسل موجب تسكین دردها و سردرد می‌شود.
۱۸. مصرف زیاد زعفران باعث كم‌شدن حواس و مصرف كم آن باعث تقویت حافظه می‌گردد و ضد فراموشی است.
۱۹. برای تقویت بینایی از زعفران استفاده كنید.
۲۰. برای درمان تنگی‌نفس داخل سیب را خالی كرده و در آن زعفران بریزید و بو كنید و توجه داشته باشید كه بوئیدن زیاد زعفران موجب سردرد می‌شود.
۲۱. مصرف زیاد زعفران باعث خنده‌های طولانی می‌گردد كه در انتها موجب مرگ می‌گردد.
۲۲. ابوعلی سینا برای رفع كندی ذهن تركیبی از زعفران، كُندر و عسل تجویز می‌نمود زعفران یك گرم، كندر ۱۰ گرم، عسل ۱۵۰ گرم را مخلوط كرده روزی یك قاشق مرباخوری میل شود.
۲۳. خوردن یك لیوان شیر سرد با كمی عسل و زعفران باعث تقویت ذهن می‌شود.
۲۴. برای خرد شدن سنگ كلیه از شربت زعفران و عسل استفاده كنید یك گرم زعفران را در ۲ لیتر آب حل كرده سپس با عسل به صورت شربت درآورده هر ۶ ساعت یك لیوان از شربت میل شود شربت نباید زیاد سرد باشد منظور در هوای آزاد نگهداری شود نه در یخچال.
۲۵. برای ورم كیسه صفرا از شربت زعفران با كمی گلاب میل شود.
۲۶. در گذشته از زعفران برای سرفه و سیاه سرفه نیز استفاده می‌كردند.
۲۷. برای درمان بیخوابی و سردردهای شدید روغن زعفران را به پیشانی خود بمالید.
* طرز تهیه روغن زعفران: ۱۰۰ گرم روغن كنجد با ۲ گرم زعفران مخلوط كرده چند روز بگذارید بماند و به هم بزنید  سپس صاف نموده استفاده شود.
۲۸. برای درمان تشنج می‌توان از شربت زعفران استفاده كرد.
۲۹. برای محفوظ‌ ماندن خواص آن، زعفران را دور از نورنگهداری‌كنید.
۳۰. مصلح زعفران سكنجبین و انیسون می‌باشد چنان‌چه زیاد مصرف شد از این مصلح می‌توان استفاده كرد.
۳۱. امام علی‌النقی(ع) فرموده‌اند: برای درمان مالاریا فالوده‌ای از عسل و زعفران به بیمار بدهید و سعی شود كه در آن روز بیمار غذای دیگری نخورد، مقدار مصرف زعفران نباید بیشتر از یك گرم در روز باشد.
۳۲. زعفران جریان خون را سریع و آسان می‌نمایاند.
۳۳. زعفران بی‌نظمی در قاعدگی را برطرف می‌كند بعد از پاك شدن به مدت ۷ روز از شربت زعفران استفاده شود و در دوران قاعدگی از مصرف زعفران خودداری شود.
۳۴. شربت زعفران دانه‌های سرخك را سریع بیرون می‌ریزد.
۳۵. برای درمان نازایی ثعلب و كمی زعفران را آسیاب نموده، مخلوط كرده به صورت اوول شب هنگام خواب در دهانه مهبل بگذارید.
۳۶. برای لكه‌های ریز نیم گرم زعفران، ۲۰ گرم نشاسته، عرق برگ چنار به اندازه‌ای كه كافی باشد خمیر كرده به صورت ماسك روی صورت بگذارید.
۳۷. برای درمان درد چشم كمی زعفران را با زرده تخم‌مرغ مخلوط نموده به چشم بكشید.
۳۸. برای درمان سخت‌زایی از شربت زعفران استفاده شود.
۳۹. برای درمان آبریزش چشم و ورم گوش ضماد زعفران بسیار مؤثر است.

 



            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 02 خرداد 1392 :: 18:59
baradarandalton

حقایقی در مورد عنکبوت ها

دانستنی ها | حقایقی در مورد عنکبوت ها عنکبوت به عنوان یکی از حشرات بزرگ و ترسناک در دنیا شناخته می شود و همیشه سایه ای از ترس و افکار ناشناخته در مورد این حشره وجود داشته است. در این مطلب قصد داریم تا شما را با نکاتی جالب در مورد زندگی عنکبوتها آشنا کنیم.
 

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوت ها و محیط زیست
سم عنکبوتها بر اساس تحقیقات دانشمندان به عنوان یک ماده حشره کش دوستدار محیط زیست شناخته شده است. سم این جانور چه به صورت طبیعی و یا مصنوعی تهیه شود می تواند به عنوان یک آفت کش بسیار قوی در مزارع به کار رود. این سم به موجوداتی که در نزدیکی محل سم پاشی قرار دارند آسیب نمی زند و همچنین آفت مورد نظر نمی تواند در برابر این سم مقاوم شود.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

رشته های عنکبوت
تارهایی که عنکبوتهای درست می کنند از جمله عجایب دنیای طبیعت هستند. این تارها به نوعی از پولاد سخت تر هستند و امروزه از آنها و ترکیبات شبیه به آن در ساخت جلیقه های ضد گلوله استفاده می شود. نکته بعدی سبک بودن عجیب این تارها است. چیزی در حدود 40 هزار کیلومتر از این تارها تنها 450 گرم وزن دارد.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوتها و محیط زندگی انسان
باید گفت که این حشره علاقه خاصی به محیط های زندگی انسانی دارد که می تواند برای انسان بسیار خطرناک باشد. در نقاط مختلفی از جهان می توان عنکبوتها را در محل های سکونت انسان پیدا کرد. در کشورهایی مثل آمریکا و یا استرالیا می توان تعداد زیادی از انواع عنکبوتها را پیدا کرد که در محیط های مختلف از تخت خواب تا درون استخر زندگی می کنند. خوشبختانه به دلیل وجود پادزهرهای مناسب برای گزیدگی موردی از مرگ بعد از سال 1980 گزارش نشده است.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوتها شکارچیانی قهار
در دنیا چیزی در حدود 40 هزار گونه عنکبوت وجود دارد که بنا بر مطالعات صورت گرفته تنها یک گونه از آن شکارچی نیست. در این میان 50 گونه از عنکبوتها دارای سم هایی هستند که برای انسان مضر هستند و می توانند انسان را دچار مشکل کنند. دو نوع سم عنکبوت وجود دارد. یک گونه از سم ها که به اندام نرم اطراف محل گزش آسیب می زند و گونه دیگر که به سیستم عصبی انسان آسیب می زند. در زمان گزش مسائل مختلفی مطرح است که از آن جمله می توان به میزان فرو رفتن نیش، نوع سم و مقدار وارد شده از این ماده به بدن انسان اشاره کرد.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوتها و باغبانی
باید اعتراف کرد که وجود عنکبوتها برای بسیاری از باغ ها و مزارع امری مناسب است. عنکبوتها تعداد زیادی از حشرات ریز و کوچک را به عنوان غذا استفاده می کنند و علاوه بر تامین مواد غذایی خود کمک بزرگی برای اکثر کشاورزان و باغداران هستند. عنکبوتها معمولا با تار تنیدن و یا پریدن بر روی شکار خود آن را شکار می کنند. هر عنکبوت می تواند 20 تا 60 برابر طول خود را بپرد.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوتها موجوداتی ترسو
برخلاف تصوری که بسیاری از عنکبوت دارند این حشره اصلا ترسناک نبوده و حتی قصد آزار انسان را نیز ندارد. اگر در مکانی مشاهده کردید که عنکبوتی در حال بالا رفتن از قسمتی از بدن شماست به هیچ وجه نگران نشوید. سعی کنید تا به آرامی عنکبوت را از بدن خود جدا کنید و به هیج وجه از حرکات سریع و یا خشن استفاده نکنید.

حقایقی در مورد عنکبوت ها

عنکبوتها و زندگی اجتماعی
در کل عنکبوتها موجوداتی هستند که به تنهایی زندگی می کنند و کمتر دارای زندگی اجتماعی هستند. اما در میان 40 هزار گونه از عنکبوتها چیزی در حدود 500 تا 1000 گونه دارای زندگی اجتماعی هستند و معمولا خانه هایی کندو مانند برای خود می سازند که به طور معمول در هر کدام از آنها 20 هزار عنکبوت زندگی می کنند.



            ارسال نظر(0)
شنبه 25 آذر 1391 :: 17:43
baradarandalton

كفشدوزك ها عموما چرخه زندگي خود را طي يكسال كامل مي كنند

 

 

500 گونه مختلف كفشدوزك در امريكا و بيش از 5000 گونه در كل جهان وجود دارد. اكثر كفشدوزك ها گوشتخوار هستند. جوانتر ها و حشره هاي نوزاد وقتي كه دما 55 درج فارنهايت يا پايينتر باشد، نمي توانند پرواز كنند. كفشدوزك ها براي شكارچيانشان بسيار بد مزه هستند. بعضي از آنها بوي بسيار بدي از طريق مفصل هاي پايشان ايجاد مي كنند. وقتي كه احساس خطر مي كنند خودشان را به مردن مي زنند و اكثر شكارچيان، حشراتي را كه تكان نمي خورند يا مرده اند را نمي خوردند. اين يكي از روشهاي اين حشره براي دفاع از خود در برابر دشمن است.
كفشدوزك ها عموما چرخه زندگي خود را طي يكسال كامل مي كنند. معروفترين كفشدوزك هاي امريكايي، آن دسته اي هستند كه 7 عدد لكه مشكي روي بالشان دارند. بعد از افسانه اي كه در مورد حضرت مريم وجود دارد به اين حشرات " بانوي من " ، مي گويند. مثل حضرت مريم كه هميشه در نقاشي هاي قديمي رداي قرمز به تن مي كرد. 7 خال ما را به ياد 7 شادي و 7 غم مي اندازد.
در قرون وسطي، دسته اي از حشرات به محصولات حمله مي كردند. كشاورزان براي مقابله با آنها از حضرت مريم كمك خواستند و دعا كردند تا بلكه مادر حضرت عيسي به آنها كمك كند. درست بعد از آن كفشدوزك ها همه حشرات بد را خوردند و محصولات را نجات دادند. كشاورزان از آنها با نام " سوسك هاي بانويمان مريم" ياد مي كردند. به همين دليل به آن ها " بانوي حشرات يا كفشدوزك" مي گويند پشت هاي قرمزشان وسيله اي براي پرواز است، اين رنگ از بالهايشان محافظت مي كند و زير آنها جمع مي شود. كفشدوزك هاي ماده از كفشدوزك هاي نر بيشتر غذا مي خورند.
كفشدوزك هاي آسيايي
بچه كفشدوزك ها 8/3 اينچ طول و 4/1 اينچ عرض دارند. نام اصلي آنها كفشدوزك هاي رنگارنگ است. و هركدام از آنها در رنگ و ظاهر كاملا متفاوت هستند. چهار بال كوچك آنها عموما زرد- نارنجي و يا نارنجي- قرمز است و عموما دانه هاي سياه رنگي دارد. لكه ها اكثرا كوچك هستند و كفشدوزك ها مي توانند حتي تا 18 لكه هم داشته باشند البته گاهي اوقات حتي يك لكه هم ندارند، بدون خالها اكثرا رنگ متمايل به زرد دارند در حاليكه خالدار ها عموما متمايل به زرد دارند در حاليكه خالدار ها عموما متمايل به قرمز هستند. كفشدوزك هاي آسيايي 2 تا 3 سال عمر مي كنند..


 



            ارسال نظر(0)
شنبه 25 آذر 1391 :: 17:35
baradarandalton

شرح بیماری

ایدز عبارت‌است‌از بوجود آمدن‌ضعف‌عمده‌در دستگاه‌ایمنی‌بدن‌ (نقص‌ایمنی‌). این‌ امر باعث‌کاهش‌توانایی‌بدن‌در مقابله‌با عفونتها و توانایی‌سرکوب‌سلول‌های‌ غیرطبیعی‌مثل‌سلول‌های‌سرطانی‌می‌شود. ویروس‌ایدز سلول‌های‌ایمنی‌موجود در خون‌ (لنفوسیت‌ها) و سلول‌های‌ایمنی‌موجود در بافت‌ها مانند مغز استخوان‌، طحال‌، کبد و گره‌های‌ لنفاوی‌) را درگیر می‌سازد. این‌سلول‌ها در تولید پادتنبرای‌مقابله‌با بیماریها و سرطانها نقش‌ دارند. در مجموع‌باید گفت‌که‌ایدز یک‌نوع‌نقص‌ایمنی‌ثانویه‌است‌که‌در سیر عفونت‌با ویروس‌ایدز ایجاد می‌شود.

علت بیماری

عامل بیماری ایدز یک نوع ویروس از گروه رترو ویروسها است که باعث کاهش توانایی سیستم ایمنی بدن میزبان می‌شود. علایمی که ما در بیماری ایدز می‌شناسیم مربوط به بیماریهایی است که در اثر نقص دستگاه ایمنی بدن تولید می‌شوند. در اکثر بیماریهای ویروسی وضع به این منوال است که سلولهای مملو از ویروس ویروسها را آزاد کرده و این ویروسها خود را با پادتنهای آماده مواجه می‌بینند. در چنین وضعی بیماری شخص برطرف می‌شود. اما در مورد ویروس ایدز وضع به گونه‌ای دیگر است.

در اینجا اولین ویروسی که وارد اولین سلول میزبان می‌شوند از حمله پادتنها در امان می‌مانند. ویروسهای جدیدی که از سلول خارج می‌شوند بعضا توسط پادتنها خنثی می‌شوند اما ژنهای اولیه در درون سلول میزبان به تولید ویروس ادامه می‌دهند. ممکن است که ویروس در بدو ورود به سلول میزبان به صورت غیر فعال درآید و بعد از گذشت چندین سال به مساعد شدن اوضاع فعالیت بیماریزایی خود را آغاز کند. این ویروس دستگاه ایمنی بدن را تضعیف می‌کند و در این یک سرماخوردگی ساده هم می‌تواند برای شخص مشکل ساز باشد.

سیر بیماری و علایم آن

ابتلا به بیماری ایدز در اغلب موارد با عوارض ساده‌ای مانند اسهال ، خارش پوست و افزایش خفیف حرارت بدن شروع می‌شود. این عوارض پس از چند هفته خودبخود برطرف می‌شود و شخص خیال می‌کند که به سرماخوردگی دچار بوده است. از آنجا که ساخته شدن پادتنهای موثر حدود 14 روز طول می‌کشد دراین زمان جدال بین ویروسها و پادتنها در جریان است. پس از سپری شدن این مرحله دورانی فرا می‌رسد که حال شخص بیمار خوب می‌شود اما در خون او پادتن ضد ایدز را می‌توان تشخیص داد و از خون وی ویروس ایدز را بدست آورد.

لنفوسیت T4 که مبتلا شده است شروع به تقسیم می‌کند همین امر باعث تورم
غدد لنفاوی می‌شود. تورم غدد لنفاوی گاه ماهها یا سالها بعد از ابتلای اولیه پدیدار می‌شود و می‌تواند مدتها به همان حال باقی بماند. در بسیاری از موارد هم ناراحتیهای جدی دیگری به آن اضافه می‌شود. بیماران اکثرا به شدت لاغر می‌شوند چون دیواره روده آنها مواد غذایی را بطور کامل جذب نمی‌کند. در اروپا که تغذیه مردم رضایت بخش است کم شدن وزن چندان مخاطره آمیز نیست. اما در بعضی کشورهای جهان سوم که مردم با سوء تغذیه دست به گریبانند کاهش وزن فرد را نحیف می‌کند.

عرق کردن در شب و احساس خستگی ، التهاب بیضه‌ها از سایر علایم این بیماری است. مرحله بعدی که در آن تصویر نهایی بیماری ایدز به نمایش گذاشته می‌شود حاصل از درهم شکسته شدن کامل سیستم دفاعی بدن است. تعداد سلولهای لنفوسیت T4 به شدت کاهش یافته است و در این حالت انواع بیماریهای باکتریایی ، ویروسی و انگلی قادر هستند که فرد مبتلا را از پای بیاندازند.

عوامل تشدید کننده بیماری

  • تماس‌جنسی‌با افراد آلوده‌. همجنس‌بازها در معرض‌بیشترین‌خطر هستند.
  • بی‌بند و باری‌جنسی‌
  • استفاده‌از سرنگهای‌آلوده‌برای‌تزریق‌مواد مخدر
  • تزریق‌خون‌یا فرآورده‌های‌خونی‌آلوده‌
  • مواجهه‌کارکنان‌بیمارستانها و تکنسینهای‌آزمایشگاهی‌با خون ‌، مدفوع‌، یا ادرار افراد آلوده‌به‌ویروس‌ایدز.

پیشگیری‌

  • از تماس‌جنسی‌با افراد آلوده‌یا افرادی‌که ‌مواد مخدر تزریقی‌مصرف‌ می‌کنند خودداری‌شود.
  • در صورت تماس جنسي از کاندوم‌استفاده‌شود.
  • از بی‌بندوباری‌جنسی‌خودداری شود.
  • خون‌یا فرآورده‌های‌خونی‌باید از لحاظ‌آلودگی‌بررسی‌شده‌باشد.
  •  

تشخیص بیماری

تشخیص این بیماری از طریق آزمایش خون امکان‌پذیر است. خوشبختانه در کشور ما این آزمایش به صورت رایگان انجام می‌شود تا افراد مختلف از سلامتی خود اطمینان حاصل کنند.

درمان

در حال‌حاضر داروها در معالجه‌عفونت‌ایدز مؤثر نیستند. برای‌ مقابله‌با عفونت‌ها یا پیشگیری‌از آنها ممکن‌است‌آنتی‌بیوتیک‌تجویز شود. داروهای‌ضد ویروسی‌مانند دیدانوزین، استاوودین ، زالسی‌تابین‌ ، زیدوودینو نیز داروهای‌مهارکننده‌پروتئاز در درمان‌عفونت‌با ویروس‌ایدز مورد استفاده‌قرار می‌گیرند و ممکن‌است‌پیشرفت‌بیماری‌را به‌تأخیر اندازند. تجویز آنها باید توسط‌پزشکان‌ با تجربه‌انجام‌پذیرد. با این‌داروها (مثل‌زیدووین‌) می‌توان‌انتقال‌عفونت‌ به‌نوزادان‌مادران‌حامله‌را کاهش‌داد. تحقیقات‌زیادی‌در رابطه‌با داروهای‌ جدیدتر و واکسن‌آن‌از طریق مهندسی ژنتیک در دست‌انجام‌هستند.


درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

  • اگر دوست یا یکی‌از اعضای‌خانواده‌تان‌علایم‌عفونت ‌ایدز را دارند.
  • اگر پس‌از تشخیص‌، علایم‌یک‌عفونت‌دیگر ظاهر شوند (تب‌، سرفه‌، یا اسهال‌.
  • اگر دچار علایم‌جدید و غیر قابل‌توجیه‌شده‌اید. داروهای‌مورد استفاده‌در درمان،‌عوارض‌جانبی‌بسیاری‌دارند.


            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 :: 16:44
baradarandalton

 

فواید هلو برای سلامتی

هلو با پوست نرم و گوشت شیرین خود، یکی از بهترین میوه‌های تابستانی است. هلو موادمغذی بسیاری را با کالری کم و بدون چربی فراهم می‌کند که می‌تواند انتخاب بسیار سالمی بعنوان یکی از وعده‌های میوه روزانه باشد.

کنترل وزن


یک عدد هلوی بزرگ فقط چیزی درحدود ۶۸ کالری در خود دارد و فاقد چربی است. خوردن هلو به جای تنقلات چاق‌کننده و پرکالری مثل چیپس، چیزهای سرخ‌کردنی، سیریال‌ها و شیرینی‌جات به شما برای کنترل وزنتان کمک می‌کند. هلو میوه‌ای به طور طبیعی شیرین است و می‌تواند جایگزین خوبی برای بسیاری از قندهای رژیم‌غذاییتان شود. از آن بر روی سیریال، ماست یا پنیر استفاده کنید.

ویتامین‌ها

هلو حاوی ۱۰ ویتامین مختلف است. یک عدد هلوی بزرگ ۵۷۰ واحد ویتامین A در خود دارد که برای سلامت بینایی بسیار مهم است، و11.6  میلی‌گرم ویتامین C، که آنتی‌اکسیدان و سازنده بافت‌هاست. میزان کمتری ویتامین K و E دارد که حدود ۶ درصد ارزش روزانه را برحسب رژیم‌غذایی ۲۰۰۰ کالری، تامین می‌کند. ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان دیگر است، درحالیکه ویتامین K برای توانایی لحته شدن خون در بدن بسیار مهم است. هلو همچنین منبع خوبی از تیامین، ریبوفلاوین، ویتامین B6، نیاسین، فولات و اسید پانتوتنیک می‌باشد.

موادمعدنی

یک عدد هلوی بزرگ ۳۳۳ میلی‌گرم پتاسیم در خود دارد. پتاسیم به شما برای حفظ فشارخون سالم کمک کرده و همچنین از سنگ کلیه و از بین رفتن استخوان‌ها پیشگیری می‌کند. شما روزانه به ۲۰۰۰ میلی‌گرم پتاسیم نیاز دارید. هلو مقداری منیزیم، فسفر، روی، مس، منگنز، آهن و کلسیم نیز فراهم می‌کند. این موادمعدنی از گلوبول‌های قرمز خون، استخوان‌ها و سیستم عصبی بدن محافظت می‌کند.

آنتی‌اکسیدان‌ها

در یک تحقیق مشخص شد که برخی آنتی‌اکسیدان‌‌های خاص در گوشت و پوست هلو وجود دارد که یکی از مهمترین آنها اسید کلروژتیک است که به از بین بردن رادیکال‌ای آزاد کمک می‌کند--ترکیباتی که بدن شما وقتی در معرض آلاینده‌ها، موادغذایی و محیط قرار می‌گیرد، به آن نیاز دارد تا تاثیرات بالا رفتن سن را کاهش داده و بیماری‌های مزمن را دور کند. این آنتی‌اکسیدان همچنین به دور کردن سرطان کمک کرده و التهاب بدن را کاهش می‌دهد.

فیبر

یک عدد هلوی بزرگ حدود ۱۷ گرم کربوهیدرات دارد که ۳ گرم آن فیبر است. فیبر برای هضم و گوارش خوب غذاها الزامی است و از بروز یبوست جلوگیری کرده و سلامت کلیه‌ها را تضمین می‌کند. فیبر همچنین در تنظیم سطح کلسترول بدن نقش دارد و به کاهش خطر بروز بیماری‌های قلبی کمک می‌کند. خانم‌ها باید روزانه به طور متوسط باید ۲۵ گرم و آقایان ۳۸ گرم  فیبر مصرف کنند.
 

 



            ارسال نظر(3)
یکشنبه 23 مهر 1391 :: 14:42
baradarandalton

 

نيمکره‌های مخ بعضی رفتارها را به طور جداگانه تنظيم می کنند: نيمکره راست چپ اعمال حسی و حرکتی طرف چپ بدن را تنظيم می‌کند و برعکس. ناحيه ويژه‌ای از مخ که مسئوول نظارت بر حرکات بدنتان است، قشر حرکتی و ناحيه ويژه‌ای از مخ که امکان درک احساسات بدنتان را فراهم می‌سازد، قشر حسی ناميده می‌شود.

دانشمندان توانسته‌اند بسياری از بخش‌های قشر حرکتی را که به بخش بخصوصی از بدن مربوط می‌شوند، مشخص کنند. آنان همين کار را برای قشر حسی انجام داده‌اند. به عبارت ديگر، وقتی شما بخش‌خاصی از بدنتان را حرکت می‌دهيد، دانشمندان می‌دانند کدام بخش قشر حرکتی، آن حرکت را امکان پذير می‌سازد و هنگامی که گُل خوشبويی را می‌بوييد، دانشمندان می‌دانند کدام بخش قشر حسی، اجازه درک آن عطر را به شما داده است. شکل زير نتيجه فعاليت دانشمندان را نشان می‌دهد.  

شخصی که در اين شکل ترسيم شده، کج و کوله و بی‌ريخت است، زيرا اندازه‌ ناحيه‌ای که به بخش خاصی از بدن نسبت داده شده، با اندازه واقعی آن تناسبی ندارد بلکه با ميزان د قتی که برای انجام کار آن بخش نياز است، تناسب دارد. در انسان، فضای زيادی به صورت، زبان و دست ها اختصاص داده شده است. شما فکر می‌کنيد چرا اين چنين است؟

در بيشتر افراد، نيمکره چپ مغز زبان و گفتار، رياضيات و ديگر توانايی‌‌های تجزيه و تحليل را تنظيم می‌کند. نيمکره راست، مسئوول پردازش‌های بينايی و فضايی است. بسياری از اعمال، از جمله جنبه‌های مختلف اعمالی که ذکر شد، با همکاری هر دو نيمکره تنظيم می‌شوند. دستجاتی از رشته های عصبی که جسم پينه‌ای ناميده می‌شوند دو نيمکره را به هم مرتبط می‌سازند و به اين ترتيب، ارتباط بين دو نيمکره امکان‌پذير می‌شود. نوع ی جراحی نامعمول، استثنای جالبی برای اين اصل همکاری دو نيمکره آشکار کرد و پيچيدگی مغز را بيش از پيش نشان داد. در موارد شديد صرع (نوعی بيماری عصبی که باعث حملات مغزی می‌شود) با عمل جراحی رشته‌های جسم پينه‌ای را پاره می‌کنند و به اين ترتيب ، ارتباط دو نيکره را قطع می‌کنند. اين جراحی تعداد و شدت حملات مغزی را به ميزان زيادی کاهش می‌دهد و بيشتر بيماران هيچ گونه اختلالی در حرکت يا درک خود احساس نمی‌کنند. با وجود اين، درک آنان تا حدودی آسيب می‌بيند. پيام‌های دست راست آنان فقط به وسيله نيکره چپ و پيام‌های دست چپ آنان فقط به وسيله نيکره راست دريافت می‌شود. در واقع، به خاطر اين جراحی، نيمکره‌ها نمی‌توانند از اطلاعات يکديگر استفاده کنند.

بيماران به طور معمول متوجه اين آسيب نمی‌شوند زيرا با استفاده از چشم‌هايشان آن را جبران می‌کنند. بر خلاف پيام‌هايی که از دست‌ها می‌آيند، پيام‌های هر چشم در هر دو نيمکره دريافت می‌شود. بعضی از مطالعات جالبی که روی اين بيماران انجام شده است، ماهيت اين آسيب را آشکار کرده‌اند. وقتی محققی چشم‌های بيمار را با چشم‌بند می‌بندد و در دست چپش چيزی مانند مسواک قرار می‌دهد، بيمار می‌تواند خصوصيات آن چيزی را توصيف کند: «دسته‌ای بلند و سخت و موهايی نرم دارد.» گاهی بيمار می‌تواند چگونگی استفاده از آن چيز را توصيف کند: « هر روز از آن استفاده می‌کن م .» اما نمی‌توان د نام آن چيز رابگويد. وقتی محقق آن چيز را در دست راست بيمار قرار می‌دهد، او می‌تواند نام آن را بگويد: «چيزی که در دست من است يک مسواک است.» اما نمی‌تواند چگونگی استفاده از آن را توصيف کند. در شرايط عادی که بيمار می‌تواند هم از دست‌ها هم از چشم‌هايش استفاده کند، مغز می‌تواند از عهده آسيب وارده برآيد و بيمار کمتر با مشکل رو‌به رو می‌شود.

اين نمونه و مشاهدات به دست آمده از جراحی‌ها و آزمايش‌های ديگر، نشان می‌دهدکه مغز می‌تواند اطلاعات را در بيش از يک روش پردازش کند. به علاوه، بعضی اعمالی که در حالت عادی به وسيله يک ناحيه انجام می‌شوند، می‌توانند بر بخش‌های ديگر تحميل شوند. اين وضعيت اغلب زمانی می‌تواند رخ بدهد که فرد بسيار جوان است. برای مثال، وقتی کودکی دچار سکته‌ای می‌شود که نيمکره چپش را تخريب می‌کند، به جای از دست رفتن مقداری ازتوانايی‌های گفتاری يا همه آن، نيمکره راست مغزش جور اين عمل را می‌کشد. همچنين اگر دريافتی از يکی از حس‌ها آسيب ببيند، دريافتی از حس ديگر جبران خواهد کرد. به اين دلائل اغلب گفته می‌شود مغز همچون لاستيک است، يعنی می‌تواند از بعضی وقايع و تجربيات تاثير پذير و با شرايط ويژه سازگاری پيدا کند.

پيچيدگی بر هم کنش‌ها

شايد از دانستن اين موضوع تعجب کنيد که از بسياری جنبه ها شما می‌توانيد بهتر از يک کامپوتر فکر کنيد. در حقيقت، ساختن کامپيوتر ‌هايی که بتوانند ساده‌ترين اعمال انسانی (برای مثال، تشخيص صورت افراد مختلف) را انجام دهند، بسيار مشکل است. برنامه‌های کامپيوتری تنها در سال‌های اخير توانسته‌اند استادان بازی شطرنج را شکست دهند. بعضی از دانشمندان تلاش می‌کنند با استفاده از برنامه‌های کامپيوتری ، ربات‌های باهوش ی طراحی کنند که نظير توانای‌ها و پردازش‌های اطلاعاتی مغز انسان را بروز دهند. تا به حال اين دانشمندان توانسته‌اند، نحوه پردازش اطلاعات در سوسک را الگوسازی کنند، اما همين کار نيز با دشواری‌های زيادی همراه بوده است. حال تصور کنيد ساختن رايانه و توليد برنامه‌ای که بتواند همه توانايی‌های مغز انسان را الگو برداری کند، چقدر سخت است.

يکی ازدلائل مشکل بودن ساختن يک الگوی رايانه‌ای از مغز انسان اين است که مغز ما تعداد زيادی سلول عصبی به نام نرون دارد و تعداد ارتباطات درونی بين اين سلول‌‌ها حيرت‌آور است.

مغز شما حدود 12 10 (يک تريليون) نرون دارد و از آنجا که اين سلول می‌توانند به روش‌های زيادی با هم ارتباط داشته باشند، توان همکاری بين آن‌ها فوق العاده بالا است. تا زمانی که بشر کامپيوتری نساخته است که ارتباطات درونی آن فوق العاده زياد باشد، الگو برداری از تفکر انسانی مشکل خواهد بود.

برای درک بهتر چگونگی ارتباط نرون با يکديگر، دقت در ساختمان يک نرون می‌تواند مفيد باشد شکل زير يکی ازاين سلول‌ها را نشان می‌دهد

در يک انتهای نرون، ضمايم شاخه‌داری وجود دارد که دندريت ناميده می‌شوند. دندريت‌ها همانند آنتن عمل می‌کنند و پيام‌های ورودی را دريافت می‌کنند. در انتهای ديگر نرون، ضميمه ديگری به نام آکسون وجود دارد که پيام‌های خروجی را ارسال کند. هر نرون با صدها يا هزاران نرون ديگر ارتباط دارد. اين آرايش به اين معنا است که يک نرون می‌تواند به تعداد زيادی از نرون‌ها پيام ارسال کند يا از آنها پيام دريافت کند. اين نرون‌ها شبکه سازمان يافته‌ای از ارتباطات درونی را شکل می دهند که در سرتاسر مغز و بدن گسترش می يابد. اين دستگاه عصبی باعث ارتباط جهان خارج با جهان داخل (بدن) می‌شود.

اطلاعات ورودی که بدن را به پاسخ وا می‌دارند، محرک ناميده می‌‌‌شوند. دستگاه عصبی انسان همانند دستگاه عصبی ساير جانوران اين اطلاعات را از محرک‌ها و پيامهای مغزی دريافت می‌کند. مغز پس از پردازش اطلاعات، با فرستادن پيامی به بخش مناسبی از بدن، پاسخ می‌دهد. برای مثال، تحريک حاصل از مشاهده صورت يک دوست به مغز امکان تشخيص آن شخص را می‌دهد و پيامی را به صورت شما مخابره می‌کند که به لبخند زدن شما می‌انجامد.

پيام چگونه از يک نرون به نرون ديگر فرستاده می‌شود؟ پيام علامتی است که باعث تغيير بار الکتريکی نرون می‌شود. يک تکانه الکتريکی در طول آکسون حرکت می‌کند تا به انتهای نرون می‌رسد. اين تکانه‌ الکتريکی در آن‌ها باعث آزاد سازی مواد شيميايی خاصی به نام پيام‌رسان عصبی می‌شود. پيام‌رسان‌های عصبی مانند پيک عمل می‌کنند و پيام را در فاصله بين نرون‌ها انتقال می‌دهند. اين فاصله سيناپس ناميده می‌شود. وقتی پيام‌رسان با دندريت‌های نرون بعدی مواجه می‌شود، پيام شيميايی به پيام الکتريکی تبديل می‌گردد. پيام الکتريکی در طول آکسون جا به جا می‌شود و برای رهايی پيام‌رسان‌ها به سيناپس بعدی آماده است. اين فرآيند تکرار می‌شود تا در طول ريشه‌های شبکه‌های عصبی مختلف مسيرهای پيام‌رسانی را بسازند. اين وقايع خيلی سريع رخ می‌دهند. از اين‌رو، شما می‌توانيد در فاصله زمانی بسيار کوتاهی فکر کنيد و پيامی را به دهانتان بفرستيد و لب به سخن گشاييد يا ناگهان بدويد. اين نظام که بر نرون‌های به هم مرتبط و توانايی آن‌ها در دريافت و ارسال پيام استوار است، در تمامی جانوران ديده می شود.

همه پاسخ‌ها به پردازش اطلاعات در مراکز تفکر مغز نياز ندارند. اگر شما چيز داغی را لمس کنيد به سرعت و بدون آن که نيازی به فکر کردن داشته باشيد، انگشت خود را عقب می‌کشيد. چنين پاسخ سريع و ساده ای به يک محرک، انعکاس ناميده می‌شود. پيام‌هايی که در اين پاسخ در گيرند از آشکار سازهای حسی در انگشت شما و از طريق نرون‌های بازويتان به نخاع می‌رسند و از طريق نرون‌های ديگری به ماهيچه‌های بازويتان باز می‌گردند. اين مسير، قوس انعکاسی ناميده می‌شود .

در همين زمان پيام‌هايی از نخاع به مغز فرستاده می‌شود. وقتی مغز اين پيام‌ها را دريافت می‌کند شما آن‌ها را به صورت «آن چيز داغ است» تفسير می‌کنيد. به هر حال، شما پيش از اين ، به علت پاسخ انعکاسی خود انگشتتان را از چيز داغ دور کرده‌ايد.

مزيت يک انعکاس بر پيامی که توسط مغز پردازش می‌شود، سرعت آن است. در چنين موقعيت‌هايی، شما برای جلوگيری از آسيب به حرکت تند نياز دارد. پاسخ های انعکاسی می‌توانند زندگی شما را حفظ کنند. هنگامی که گونه نوزاد انسان لمس می‌شود، سرش را به سمت گونه لمس شده می‌گرداند. اين انعکاس نوزاد را در چند ساعت اول زندگی به پرستار دلگرم می‌کند. اما با گذر زمان اين انعکاس از بين می‌رود. با اين وجود، بيشتر فعاليت‌های انسان از طريق مغز پردازش می شوند و به صورت انعکاس انجام نمی‌شوند. مغز انسان با ترليون‌ها ارتباطی که بين نرون‌ها‌يش وجود دارد، از عهده جهت دهی‌ به فعاليت‌های زندگی انسانی برمی‌آيد. حتی جانوران ساده‌تری مانند کرم خاکی به محرک های محيطی به صورت انعکاسی پاسخ می‌دهند. توانايی پاسخ‌دهی به گرما، نور و رطوبت به کرم خاکی کمک می‌کند تا غذا پيدا کند و خود را از خشک شدن در يک روز آفتابی و داغ محفوظ دارد.

چون مغز مسئوول رفتار بسيار پيچيده انسان است، نمی‌تواند فقط به پيام‌ محرک خارجی پاسخ دهد، بلکه بايد بتواند بعضی از الگوهای اطلاعاتی را ذخيره و بازيابی کند. برای مثال، هنگامی که کتابی را بر می‌داريد و مطالعه می‌کنيد، شما مجبور نيستنيد به طور جدی راجع به چگونه مطالعه کردن آن فکر کنيد . شما به طور عادی آن را انجام می‌دهيد. با وجود اين، هنگامی که شما برای نخستين بار چگونه خواندن را می‌آموختيد، درباره اين که اين صداها و حرف‌ها معرف به چيزی هستيد و چگونه در کنار يکديگر قرار می‌گيرند تا کلمه‌ای را بسازند و چگونه کلمات برای ساختن جمله با مفهوم ی کنار يکديگر قرار می‌گيرند، به تفکر نياز داشتند، اکنون اين فرآيند برای شما عادی به نظر می‌رسند، زيرا مغز شما الگوهای هزاران کلمه و الگوهای جملات متنوعی را آموخته و ذخيره کرده است.

حال که در انتهای اين مقاله هستيد، فکر می‌کنيد چشم‌ها و مغز شما در حال انجام چه کاری بودند و هستند؟

 



            ارسال نظر(1)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:35
baradarandalton

مغز مردها سريعتر از مغز زنان پير مي‌شود:
محققان "سيستم بهداشتي هنري فورد" مدركي كشف كرده‌اند كه نشان مي‌دهد مغز مردها با مسن شدن سريعتر از مغز زنان كوچك مي‌شود.پايگاه اينترنتي ساينس ديلي گزارش داد طبق مطالعه‌اي كه در شماره فوريه نشريه "آرشيو نورولوژي" چاپ شده است، كوچك شدن مغز كه معمولا با پيري صورت مي‌گيرد در مردان شاخص تر از زنان است.دكتر "سي. ادوارد كوافي" رييس "بخش روانپزشكي هنري فورد" و محقق برتر اين مطالعه گفت: "ما دريافتيم كه كوچك شدن مرتبط با سن مغز در سه منطقه از مغز مردان كه در تفكر، برنامه‌ريزي و حافظه دست دارند، بيشتر از زنان بود."وي افزود: "تاثيرات پيري در ساير مناطق مغز نيز ديده شد اما در آن مناطق اين تاثيرات در زنان و مردان مشابه بود."محققان در اين مطالعه براي اندازه‌گيري اندازه مغز 330 مرد و زن سالم بالاي 66 سال از تصويربرداري ام.آر.آي استفاده كردند.
دكتر كوافي گفت: "مدتي است پي برده‌ايم كه مردان براي ابتلا به اختلالات مغزي مرتبط با افزايش سن، مانند از دست دادن حافظه و بيماري آلزايمر مستعدتر از زنان هستند. اين يافته‌ها ممكن است توضيحي براي اين تفاوت‌هاي جنسيتي ارائه دهند."

چاي سرد ننوشيد:
چاي سرد به علت داشتن مقادير زيادي از ماده (اگزالات) مي تواند منجر به ايجاد سنگ کليه شود.
اين پشنهاد خصوصا در مورد ييماراني موءثر است که به آنها توصيه مي شود براي دفع سنگ کليه خود چاي ننوشند.
محققان علوم تغذيه معتقدند با آنکه مصرف چاي داغ در فصل گرما خصوصا براي کساني که مجبور به نوشيدن مقادير فراوان چاي هستند خوشايند نيست اما مصرف چاي سرد نيز براي آنان بسيار خطرناک بوده و باعث تشديد علائم بيماري مي شود به نظر مي رسد براي چنين بيماراني هيچ نوشيدني جايگزين آب نباشد.

پژوهشگران توصيه مي‌کنند:
والدين به نوزادان پستانک ندهند
پژوهشگران توصيه مي‌کنند ؛ والدين به نوزاداني که زياد مبتلا به عفونت گوش مي‌شوند، پستانک ندهند. به گزارش ايسنا، بر اساس نتايج يك تحقيق پنج ساله بر روي نوزادان در هلند مشخص شد آنهايي که پستانک مي‌مکند،10 برابر بيشتر از بقيه دچار عفونت‌هاي گوش مي‌شوند.

چاقي خطر نابينايي را تشديد مي‌كند:
نتايج تحقيقات جديد نشان داده است كه مصرف مولتي ويتامين‌إ‌ها مي‌تواند در پيشگيري از كاهش قدرت بينايي و يا نابينايي موثر باشد. به گزارش ايسنا، آمارها حاكي از آن است كه در حال حاضر بيش از 30 ميليون فرد بزرگسال بالاي 40 سال به انواع مختلفي از بيماريهاي چشمي چون آب مرواريد، گلوكوم يا آب سياه و نارسايي چشمي ناشي از ديابت مبتلا هستند كه به همين خاطر در معرض خطر از دست دادن بينايي خود قرار دارند.

كوچكترين سيم جهان ساخته شد:
گروهي از دانشمندان استراليايي موفق به ساخت كوچكترين سيم در جهان شدند كه سيمي با پوشش سليسيومي به عرض چند اتم است. ساخت اين سيم مي‌تواند زمينه‌اي براي توليد نسل آينده رايانه ها باشد.

آلو، كاهنده حرارت دروني‌:
آلو ميوه‌اي مقوي، خوش‌طعم، لذيذ و پرانرژي بوده كه كالري آن بسيار بالاست و در رنگ‌ها و اندازه‌هاي گوناگون وجود دارد. معمولي‌ترين آنها آلوي زرد، آلوي بخارا، آلوي سياه و آلوچه وحشي است كه مواد تشكيل‌دهنده آنها تقريبا يكي است و خواصي مشابه دارند.



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:33
baradarandalton

1- اوبا سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2 - حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

3 - او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4 - او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

5 - علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6 - او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7 - الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8 - راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد. بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:32
baradarandalton

 

انفجار بمب اتمي چندين هزار ميليارد كالري حرارت را در چند ميليونيوم ثانيه ايجاد مي كند .
اين دماي چند ميليون درجه اي با فشار بسيار زياد تا فاصله 1200 متري از مركز انفجار به افراد بدون پوشش حفاظتي صدمه مي زند و سبب مرگ و بيماري انسان و جانوران مي شود . همچنين زمين ، هوا آب و همه چيز را به مواد راديو اكتيو آلوده مي كند .
بمب هاي اتمي شامل نيروهاي قوي و ضعيفي اند كه اين نيروها هسته يك اتم را به ويژه اتم هايي كه هسته هاي ناپايداري دارند، در جاي خود نگه مي دارند. اساسا دو شيوه بنيادي براي آزادسازي انرژي از يك اتم وجود دارد: 1- شكافت هسته اي: مي توان هسته يك اتم را با يك نوترون به دو جزء كوچك تر تقسيم كرد. اين همان شيوه اي است كه در مورد ايزوتوپ هاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و اورانيوم 233) به كار مي رود.
براي توليد يك بمب اتمي موارد زير نياز است:

1يك منبع سوخت كه قابليت شكافت يا همجوشي را داشته باشد.

2دستگاهي كه همچون ماشه آغازگر حوادث باشد.

3راهي كه به كمك آن بتوان بيشتر سوخت را پيش از آنكه انفجار رخ دهد دچار شكافت يا همجوشي كرد.

در اولين بمب هاي اتمي از روش شكافت استفاده مي شد. اما امروزه بمب هاي همجوشي از فرآيند همجوشي به عنوان ماشه آغازگر استفاده مي كنند.بمب هاي شكافتي (فيزيوني): يك بمب شكافتي از ماده اي مانند اورانيوم 235 براي خلق يك انفجار هسته اي استفاده مي كند. اورانيوم 235 ويژگي منحصر به فردي دارد كه آن را براي توليد هم انرژي هسته اي و هم بمب هسته اي مناسب مي كند. اورانيوم 235 يكي از نادر موادي است كه مي تواند زير شكافت القايي قرار بگيرد.اگر يك نوترون آزاد به هسته اورانيوم 235 برود،هسته بي درنگ نوترون را جذب كرده و بي ثبات شده در يك چشم به هم زدن شكسته مي شود. اين باعث پديد آمدن دو اتم سبك تر و آزادسازي دو يا سه عدد نوترون مي شود كه تعداد اين نوترون ها بستگي به چگونگي شكسته شدن هسته اتم اوليه اورانيوم 235 دارد. دو اتم جديد به محض اينكه در وضعيت جديد تثبيت شدند از خود پرتو گاما ساطع مي كنند. درباره اين نحوه شكافت القايي سه نكته وجود دارد كه موضوع را جالب مي كند.

EXtizweb.irEX

انفجار بمب اتمي چندين هزار ميليارد كالري حرارت را در چند ميليونيوم ثانيه ايجاد مي كند .
اين دماي چند ميليون درجه اي با فشار بسيار زياد تا فاصله 1200 متري از مركز انفجار به افراد بدون پوشش حفاظتي صدمه مي زند و سبب مرگ و بيماري انسان و جانوران مي شود . همچنين زمين ، هوا آب و همه چيز را به مواد راديو اكتيو آلوده مي كند .
بمب هاي اتمي شامل نيروهاي قوي و ضعيفي اند كه اين نيروها هسته يك اتم را به ويژه اتم هايي كه هسته هاي ناپايداري دارند، در جاي خود نگه مي دارند. اساسا دو شيوه بنيادي براي آزادسازي انرژي از يك اتم وجود دارد: 1- شكافت هسته اي: مي توان هسته يك اتم را با يك نوترون به دو جزء كوچك تر تقسيم كرد. اين همان شيوه اي است كه در مورد ايزوتوپ هاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و اورانيوم 233) به كار مي رود.
براي توليد يك بمب اتمي موارد زير نياز است:

1يك منبع سوخت كه قابليت شكافت يا همجوشي را داشته باشد.

2دستگاهي كه همچون ماشه آغازگر حوادث باشد.

3راهي كه به كمك آن بتوان بيشتر سوخت را پيش از آنكه انفجار رخ دهد دچار شكافت يا همجوشي كرد.

در اولين بمب هاي اتمي از روش شكافت استفاده مي شد. اما امروزه بمب هاي همجوشي از فرآيند همجوشي به عنوان ماشه آغازگر استفاده مي كنند.بمب هاي شكافتي (فيزيوني): يك بمب شكافتي از ماده اي مانند اورانيوم 235 براي خلق يك انفجار هسته اي استفاده مي كند. اورانيوم 235 ويژگي منحصر به فردي دارد كه آن را براي توليد هم انرژي هسته اي و هم بمب هسته اي مناسب مي كند. اورانيوم 235 يكي از نادر موادي است كه مي تواند زير شكافت القايي قرار بگيرد.اگر يك نوترون آزاد به هسته اورانيوم 235 برود،هسته بي درنگ نوترون را جذب كرده و بي ثبات شده در يك چشم به هم زدن شكسته مي شود. اين باعث پديد آمدن دو اتم سبك تر و آزادسازي دو يا سه عدد نوترون مي شود كه تعداد اين نوترون ها بستگي به چگونگي شكسته شدن هسته اتم اوليه اورانيوم 235 دارد. دو اتم جديد به محض اينكه در وضعيت جديد تثبيت شدند از خود پرتو گاما ساطع مي كنند. درباره اين نحوه شكافت القايي سه نكته وجود دارد كه موضوع را جالب مي كند.

1 - احتمال اينكه اتم اورانيوم 235 نوتروني را كه به سمتش است، جذب كند، بسيار بالا است. در بمبي كه به خوبي كار مي كند، بيش از يك نوترون از هر فرآيند فيزيون به دست مي آيد كه خود اين نوترون ها سبب وقوع فرآيندهاي شكافت بعدي اند. اين وضعيت اصطلاحا «وراي آستانه بحران» ناميده مي شود.

2 - فرآيند جذب نوترون و شكسته شدن متعاقب آن بسيار سريع و در حد پيكو ثانيه (12-10 ثانيه) رخ مي دهد.

3 - حجم عظيم و خارق العاده اي از انرژي به صورت گرما و پرتو گاما به هنگام شكسته شدن هسته آزاد مي شود. انرژي
آزاد شده از يك فرآيند شكافت به اين علت است كه محصولات شكافت و نوترون ها وزن كمتري از اتم اورانيوم 235 دارند.

اين تفاوت وزن نمايان گر تبديل ماده به انرژي است كه به واسطه فرمول معروف mc2= E محاسبه مي شود. حدود نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده به كار رفته در يك بمب هسته اي برابر با چندين ميليون گالن بنزين است. نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده انداز ه اي معادل يك توپ تنيس دارد. در حالي كه يك ميليون گالن بنزين در مكعبي كه هر ضلع آن 17 متر (ارتفاع يك ساختمان 5 طبقه) است، جا مي گيرد. حالا بهتر مي توان انرژي آزاد شده از مقدار كمي اورانيوم 235 را متصور شد.براي اينكه اين ويژگي هاي اروانيوم 235 به كار آيد بايد اورانيوم را غني كرد. اورانيوم به كار رفته در سلاح هاي هسته اي حداقل بايد شامل نود درصد اورانيوم 235 باشد.در يك بمب شكافتي، سوخت به كار رفته را بايد در توده هايي كه وضعيت «زير آستانه بحران» دارند، نگه داشت. اين كار براي جلوگيري از انفجار نارس و زودهنگام ضروري است. تعريف توده اي كه در وضعيت «آستانه بحران» قرار داد چنين است: حداقل توده از يك ماده با قابليت شكافت كه براي رسيدن به واكنش شكافت هسته اي لازم است. اين جداسازي مشكلات زيادي را براي طراحي يك بمب شكافتي با خود به همراه مي آورد كه بايد حل شود.

1 - دو يا بيشتر از دو توده «زير آستانه بحران» براي تشكيل توده «وراي آستانه بحران» بايد در كنار هم آورده شوند كه در اين صورت موقع انفجار به نوترون بيش از آنچه كه هست براي رسيدن به يك واكنش شكافتي، نياز پيدا خواهد شد.

2 - نوترون هاي آزاد بايد در يك توده «وراي آستانه بحران» القا شوند تا شكافت آغاز شود.

3 - براي جلوگيري از ناكامي بمب بايد هر مقدار ماده كه ممكن است پيش از انفجار وارد مرحله شكافت شود براي تبديل توده هاي «زير آستانه بحران» به توده هايي «وراي آستانه بحران» از دو تكنيك «چكاندن ماشه» و «انفجار از درون» استفاده مي شود.تكنيك «چكاندن ماشه» ساده ترين راه براي آوردن توده هاي «زير بحران» به همديگر است. بدين صورت كه يك تفنگ توده اي را به توده ديگر شليك مي كند. يك كره تشكيل شده از اورانيوم 235 به دور يك مولد نوترون ساخته مي شود. گلوله اي از اورانيوم 235 در يك انتهاي تيوپ درازي كه پشت آن مواد منفجره جاسازي شده، قرار داده مي شود.كره ياد شده در انتهاي ديگر تيوپ قرار مي گيرد. يك حسگر حساس به فشار ارتفاع مناسب را براي انفجار چاشني و بروز حوادث زير تشخيص مي دهد:

1 - انفجار مواد منفجره و در نتيجه شليك گلوله در تيوپ

2 - برخورد گلوله به كره و مولد و در نتيجه آغاز واكنش شكافت

3 - انفجار بمب

در «پسر بچه» بمبي كه در سال هاي پاياني جنگ جهاني دوم بر شهر هيروشيما انداخته شد، تكنيك «چكاندن ماشه» به كار رفته بود. اين بمب 5/14 كيلو تن برابر با 500/14 تن TNT بازده و 5/1 درصد كارآيي داشت. يعني پيش از انفجار تنها 5/1 درصد ازماده مورد نظر شكافت پيدا كرد.
در همان ابتداي «پروژه منهتن»، برنامه سري آمريكا در توليد بمب اتمي، دانشمندان فهميدند كه فشردن توده ها به همديگر و به يك كره با استفاده از انفجار دروني مي تواند راه مناسبي براي رسيدن به توده «وراي آستانه بحران» باشد. البته اين تفكر مشكلات زيادي به همراه داشت. به خصوص اين مسئله مطرح شد كه چگونه مي توان يك موج شوك را به طور يكنواخت، مستقيما طي كره مورد نظر، هدايت و كنترل كرد؟افراد تيم پروژه «منهتن» اين مشكلات را حل كردند. بدين صورت، تكنيك «انفجار از درون» خلق شد. دستگاه انفجار دروني شامل يك كره از جنس اورانيوم 235 و يك بخش به عنوان هسته است كه از پولوتونيوم 239 تشكيل شده و با مواد منفجره احاطه شده است. وقتي چاشني بمب به كار بيفتد حوادث زير رخ مي دهند:

1 - انفجار مواد منفجره موج شوك ايجاد مي كند.

2 - موج شوك بخش هسته را فشرده مي كند.

3 - فرآيند شكافت شروع مي شود.

4 - بمب منفجر مي شود.

در «مرد گنده» بمبي كه در سال هاي پاياني جنگ جهاني دوم بر شهر ناكازاكي انداخته شد، تكنيك «انفجار از درون» به كار رفته بود. بازده اين بمب 23 كيلو تن و كارآيي آن 17درصد بود.شكافت معمولا در 560 ميلياردم ثانيه رخ مي دهد.بمب هاي همجوشي: بمب هاي همجوشي كار مي كردند ولي كارآيي بالايي نداشتند. بمب هاي همجوشي كه بمب هاي «ترمونوكلئار» هم ناميده مي شوند، بازده و كارآيي به مراتب بالاتري دارند. براي توليد بمب همجوشي بايد مشكلات زير حل شود:دوتريوم و تريتيوم مواد به كار رفته در سوخت همجوشي هر دو گازند و ذخيره كردنشان دشوار است. تريتيوم هم كمياب است و هم نيمه عمر كوتاهي دارد بنابراين سوخت بمب بايد همواره تكميل و پر شود.دوتريوم و تريتيوم بايد به شدت در دماي بالا براي آغاز واكنش همجوشي فشرده شوند. در نهايت «استانسيلا اولام» دريافت كه بيشتر پرتو به دست آمده از يك واكنش فيزيون، اشعه X است كه اين اشعه X مي تواند با ايجاد درجه حرارت بالا و فشار زياد مقدمات همجوشي را آماده كند. بنابراين با به كارگيري بمب شكافتي در بمب همجوشي مشكلات بسياري حل شد. در يك بمب همجوشي حوادث زير رخ مي دهند:

1 - بمب شكافتي با انفجار دروني ايجاد اشعه X مي كند.

2 - اشعه X درون بمب و در نتيجه سپر جلوگيري كننده از انفجار نارس را گرم مي كند.

3 - گرما باعث منبسط شدن سپر و سوختن آن مي شود. اين كار باعث ورود فشار به درون ليتيوم - دوتريوم مي شود.

4 - ليتيوم - دوتريوم 30 برابر بيشتر از قبل تحت فشار قرار مي گيرند.

5 - امواج شوك فشاري واكنش شكافتي را در ميله پولوتونيومي آغاز مي كند.

6 - ميله در حال شكافت از خود پرتو، گرما و نوترون مي دهد.

7 - نوترون ها به سوي ليتيوم - دوتريوم رفته و با چسبيدن به ليتيوم ايجاد تريتيوم مي كند.

8 - تركيبي از دما و فشار براي وقوع واكنش همجوشي تريتيوم - دوتريوم ودوتريوم - دوتريوم و ايجاد پرتو، گرما و نوترون بيشتر، بسيار مناسب است.

9 - نوترون هاي آزاد شده از واكنش هاي همجوشي باعث القاي شكافت در قطعات اورانيوم 238 كه در سپر مورد نظر به كار رفته بود، مي شود.

10 - شكافت قطعات اروانيومي ايجاد گرما و پرتو بيشتر مي كند.

11 - بمب منفجر شود.

هانری بکرل نخستین کسی بود که متوجه پرتودهی عجیب سنگ معدن اورانیم گردید پس از ان در سال 1909 میلادی ارنست رادرفورد هسته اتم را کشف کرد.
وی همچنین نشان دادکه پرتوهای رادیواکتیو در میدان مغناطیسی به سه دسته تقیسیم می شود( پرتوهای الفا و بتا وگاما) بعدها دانشمندان دریافتند که منشاء این پرتوها درون هسته اتم اورانیم می باشددر سال 1938 با انجام ازمایشاتی توسط دو دانشمند المانی بنامهای اتوهان و فریتس شتراسمن فیزیک هسته ای پای به مرحله تازه ای نهاد این فیزیکدانان با بمباران هسته اتم اورانیم بوسیله نوترونها به عناصر رادیواکتیوی دست یافتند که جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانیم داشت و در اینجا بود که نا قوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا در امد.
زیرا هر فروپاشی هسته اورانیم میتوانست تا 200 مگاولت انرژی ازاد کند وبدیهی بود اگر هسته های بیشتری فرو پاشیده می شد انرژی فراوانی حاصل می گردید.
بعدها فیزیکدانان دیگری نیز در این محدوده به تحقیق می پرداختند یکی از انان انریکو فرمی بود( 1954 - 1901) که بخاطر تحقیقاتش در سال 1938 موفق به دریافت جایزه نوبل گردید.در سال 1939 یعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بین فیزیکدانان این بیم وجود داشت که المانیهابه کمک فیزیکدانان نابغه ای مانند هایزنبرگ ودستیارانش بتوانند با استفاده از دانش شکافت هسته ای بمب اتمی بسازندبه همین دلیل از البرت انیشتین خواستند که نامه ای به فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت امریکا بنویسد در ان نامه تاریخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هر گز هایزنبرگ ان را نساخت.
چنین شدکه دولتمردان امریکا برای پیشدستی برالمان پروژه مانهتن را براه انداختندو از انریکو فرمی دعوت به عمل اوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد سه سال بعددر دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستین راکتور اتمی دنیا در دانشگاه شیکاگو امریکا ساخته شد.سپس در 16 ژوئیه 1945 نخستین ازمایش بمب اتمی در صحرای الامو گرودو نیو مکزیکو انجام شد.سه هفته بعد هیروشیما درساعت 8:15 صبح در تاریخ 6 اگوست 1945 بوسیله بمب اورانیمی بمباران گردیید و ناکازاکی در 9 اگوست سال 1945 بمباران شدند که طی ان صدها هزار نفر فورا جان باختند.

بمبهای هسته ای چگونه ساخته می شوند
بمبهای هسته ای به دو شکل ساخته می شوند. بمبهای شکافتی (اتمی) و بمبهای همجوشی (هیدروژنی). در حالیکه جزئیات این بمبها محرمانه است ولی نکات اساسی آنها قابل دسترس است. سوخت در یک بمب شکافتی مشتمل بر اورانیوم 235 و پلوتونیم 239 ی تقریبا خالص است که هر دو هسته های شکافت پذیری دارند. یک تکه ی کوچک از چنین ماده ای نمی تواند منفجر شود زیرا تعداد بسیار زیادی از نوترونها فرار می کنند.
ولی در یک جرم به قدر کافی بزرگ (بحرانی) واکنش زنجیره ای صورت می گیرد. یک نوترون اولیه ی اتفاقی باعث شروع شکافت خواهد شد... یک بمب نوعی تقریبا 10 به توان 24نوترون در کمتر از 10به توان 7- ثانیه آزاد می کند که باعث گرمای بسیار شدید می شود. همجوشی فرق دارد. همجوشی وقتی رخ می دهد که دو هسته ی سبک را آنقدر به هم نزدیک کنیم که در حوزه ی عمل جاذبه ی متقابل نیروی هسته ای قوی قرار گیرند.
از آن به بعد به شدت هم را جذب می کنند و اتمی سنگین تر تولید می کنند و مقداری انرژی آزاد می کنند. همجوشی را می توان در محیط پلاسمایی بوجود آورد و اخیرا با لیزر هم این کار را می کنند. در این همجوشی قرصهای کوچکی از دوتریم و ترتیم (عناصری سبک که همخانواده ی هیدروژنند) را بوسیله فوجهای لیزری پرقدرت گرم می کنند.
اگر توان لیزرها کم باشد انفجارهای کوچکی در این قرصهای کوچک رخ می دهد. اما اگر قدرت بالا باشد و در زمان کوتاه اثر کنند همجوشی رخ می دهد. توان این نوع لیزرها بیش از توان نیروی برق آمریکاست. پس تهیه اش بسیار سخت است .

اختراع بمب اتم
در طول جنگ جهانى دوم شاهد نوآورى تسلیحاتى از جانب دولتهاى درگیر در جنگ مى‏باشیم، سه دولت عمده‏اى که داراى مراکز تحقیقات استراتژیک و لابراتورهاى معظم تحقیقاتى بودند، عبارتند بودند از ژاپن، آلمان، آمریکا. ژاپن به دنبال توسعه سلاح‏هاى شیمیایى بود که در این زمینه موفقیت چندانی به دست نمى‏آورد.
آلمان‏ها داراى مرکز تحقیقاتى «پینامون» بودند که موفق به اختراع سلاحى نو در تابستان 1940 مى‏شوند، این سلاح موشک بود که در طول جنگ آلمان‏ها علیه انگلستان از خاک فرانسه ی اشغال شده به کار مى‏بردند. اولین موشکها در تابستان 1940 بود که با پشت سر گذاشتن کانال مانش به خاک انگلستان اصابت مى‏کرد. تا مدت‏ها انلگیسیها اختراع چنین سلاحى را باور نمى‏کردند.
مخترع موشک «فون براون» آلمانى بود و اولین موشک‏ها VI و VII نام داشتند. اما در رابطه با تحقیقات مربوط به شکافتن هسته اتم، على رغم تبلیغات متفقین که به بزرگ نمایى خطر اتمى آلمان مى‏پرداختند، نازى‏ها در این خصوص موفقیتى به دست نیاورده و پس از شکست آلمان مشخص مى‏شود که آنها در مرحله ابتدایى ساخت بمب اتم قرار داشتند.
مرکز سوم، آمریکا بود. آمریکا با استفاده از امتیاز منحصر به فرد دور بودن از صحنه جنگ و مصونیت از بمباران و ویرانى، در سال 1943 پروژه مانهتن را در صحراى لوس آلاموس (Los Alamos) در ایالت نیومکزیکو، شکل می دهد.
ریاست این پروژه اتمى، با پروفسور «اوپن هایمر» بود و دانشمندان غیر اروپایى مانند «فرمى» و ... در این پروژه نقش داشتند.
ریاست این پروژه با یک ژنرال سه ستاره، به نام «گروز» بود که به طور مرتب، واشنگتن را از پیشرفت کار مطلع مى‏ساخت. یکی از ویژگی های پروژه مانهتن، هزینه بسیار بالای آن بود (25 میلیارد دلار) که در زمان جنگ هیچ دولتى چنین بودجه‏اى را نداشت. سرانجام در حالى که در 8 مى 1945 آلمان تسلیم مى‏شود و جنگ اروپا به پایان مى‏رسد، فاتحین کنفرانس پوتست دام را به منظور تعیین سرنوشت آلمان تشکیل مى‏دهند، پوتست دام یک منطقه ییلاقى در نزدیک برلین بود که با توجه به اینکه برلین آنقدر ویران شده بود، حتی ساختمان درخوری در این شهر نبود که در آن اجلاس برگزار شود. در بین کنفرانس، هرى ترومن، رئیس جمهور آمریکا، تلگراف رمزى، تحت عنوان «نوزاد متولد شد»، دال بر به ثمر رسیدن پروژه مانهتن دریافت مى‏کند.

این پروژه موفق به ساخت اولین بمبى مى‏شود که در 16 ژوئیه 1945 مورد تست قرار مى‏گیرد. اوپن هایمر و دیگران، در بونکرى تجمع کرده بودند و آزمایش را مورد بررسى قرار مى‏دهند که ظاهرا همانجا اوپن هایمر پشیمان مى‏شود. در اواخر جولاى، رئیس جمهور آمریکا، دستور به کار بردن این سلاح جدید را علیه ژاپن براى تاریخ بعد از 2 اوت صادر مى‏کند؛ 5 شهر ژاپن به ترتیب اولویت براى واشنگتن در لیست قرار مى‏گیرند: توکیو، کیوتو، هیروشیما، ناگویا، ناکازاکى.

 



            ارسال نظر(0)
جمعه 21 مهر 1391 :: 11:30
baradarandalton

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران