|
دانستنی ها از این که سایت ما را انتخاب کردید متشکریم گوسفند پستانداریست از راسته سم داران از دسته زوجسمان، از گروه نشخوارکنندگان و از خانوداده گاوسانان (تهیشاخان) که جهت استفاده از پشم وشیر وگوشتش آن را اهلی کرده بصورت گلههای بزرگ نگهداری میکنند، برخی نزادهای گوسفند نر دارای شاخ مورب و حلقوی وپیچ دار میباشند و در اینصورت بنام قوچ نامیده میشوند ولی گوسفند ماده متعلق بهر نژادی که باشد بطور عام بنام میش خوانده میشود. بهترین نژادهابهترین نژادهای گوسفند عبارتاند از:
استفادهگوسفند جانوری مفید است واز شیر و گوشت آن استفاده میشود. در مناطق بادیه نشین شیرش نیز نوشیده میشود. پوستش برای کفش دوزی کاربرد دارد و از پشمش برای ریسندگی و پارچه بافی نیز كاربرد گسترده اى دارد. همچنین از فضولات گوسفند که پشکل نام دارد بعنوان کود کشاورزی نیز استفاده میشود . گربه ماهیگیرجانوری تنومند و نیرومند با موهای کوتاه و بسیار زبر. موفرش گربه ماهیگیر از دو لایه تشکیل شده است، یک لایه موی کوتاه متراکم و نفوذناپذیر و پوششی بلندتر از موهای محافظ. رنگ بدنش خاکستری جوگندمی که اغلب به قهوهای زیتونی می زند. روی بدن خالهای گرد تیرهای دارد که در ردیفهای طولی قرار می گیرند. روی صورتش نوارهای سفیدی هست که از چشم تا تاج سر امتداد می یابد و شش تا هشت نوار تیره از پیشانی از روی تاج گذشته تا گردن می رسد. لکههای سفید آشکاری در پشت گوشهای گرد، کوچک و سیاه رنگش دیده میشود. سرش بزرگ و پهن و پوزه اش تا حدی کشیده است. عضلات سینه اش قوی و دمش نسبتاً کوتاه و در محل اتصال کلفت و ماهیچهای است. اغلب گفته میشود که پاهای گربه ماهیگیر پره دار است اما این طور نیست. بین انگشتان غشایی نیمه تمام وجود دارد که از گربه وحشی یا اهلی بیشتر نیست. غلاف پوستی چنگالها را به ویژه در پاهای عقب کامل نمیپوشاند اما چنگالها کاملاً جمع می شوند. از گربه ماهیگیر دو زیرگونه توصیف شده که یکی در هند، آسیای جنوب شرقی و سوماترا به سر می برد و دیگری در جاوه و بالی. نام گونه این گربه به معنای زباد (سیوت) است. در زیستگاههای آبی مختلف از مردابهای حرا گرفته تا نیزارهای کنار رودخانه تا ارتفاع ۱۵۰۰ متر دیده میشود. به نظر می رسد مناطقی را ترجیح می دهد که پوشش گیاهی انبوه نزدیک آب باشد. در جنوب آسیا از مالزی، بخشهایی از اندونزی و سریلانکا تا کوهپایههای هیمالیا در نپال پراکنده است. برای گرفتن ماهی، قورباغه، خرچنگ و حتی حلزون وارد آب میشود. مار، پرنده و پستانداران کوچک را نیز شکار می کند. گفته میشود که گوساله، بز و سگ را نیز می گیرد و از لاشه جانوران بزرگتر نیز تغذیه می کند. یک بار یک گربه ماهیگیر در باغ وحش پلنگی را کشته است. با سر به درون آب شیرجه می رود و شناکنان با دهانش از زیر آب ماهی می گیرد. با ضربههای آرامی که با پنجه اش به سطح آب وارد می کند موجهایی به وجود می آورد که گویی حشرهای روی آب نشسته است. این حرکت ماهیها را جلب می کند. ماهی برای تحقیق می آید و گربه ماهیگیر با یک ضربه از آب بیرونش می اندازد. نرها در اسارت به پرورش فرزندان کمک می کنند. عمدتاً شبگرد هستند و برای شیرجه رفتن در آب از درخت بالا می روند. پس از ۶۳ روز آبستنی دو تا سه بچه گربه به دنیا می آورد. در هشت و نیم ماهگی به اندازه یک فرد بالغ می رسند. اگر نوزادان بمیرند ماده قادر است در همان سال بار دیگر بچه بیاورد. در اسارت تا پانزده سال عمر می کند. گربه ماهیگیر به خاطر نزدیکی به محل سکونت انسان، دزدیدن مرغ و جوجه و شهرت به مضر بودن برای صیادیهای محلی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. برای ارزیابی وضعیت جمعیتهای گربه ماهیگیر اطلاعات کافی در دست نیست اما در پاکستان در آستانه انقراض قرار گرفته اند. هر وقت که امکان داشته باشد آنها را با تیر می زنند یا به دام می اندازند. با این حال گستره پراکندگی اش طوری است که می توان به آینده اش خوش بین بود. در فهرست IUCN آسیبپذیر و تقریباً تهدید شده طبقه بندی میشود. گُرازماهی یا پورپویز (Porpoise) گونهای از نهنگ است اما همچون نهنگها، سنگین و درشت نیست و نهایتاً با طولی معادل یک و نیم متر و وزنی کمی بیش از 40 کیلوگرم میباشد. گرازماهیها به گونهای متوسط از گونههای باهوش نهنگها مانند دلفین بهشمار میآیند. معمولاً در رنگهای خاکستری روشن و تیره وجود دارند. ماهیهای کوچک و سخت پوستان عمده غذای آنها را تشکیل میدهد. از نقطه نظر پراکنش جهانی به تعداد کم در خلیج فارس یافت میشوند اما در کرانههای کره و پاکستان و اقیانوس هند به شمار بیشتری وجود دارند. كفتار در كوههای كوخرد و بخش کوخرد و مانند سایر حیوانات كفتار نیز وجود دارد. كفتار پستانداریست از راسته گوشتخوران كه تیره خاصی را بنام كفتاران در این راسته بوجود می آورد. این جانور در كوههای كوخرد و بخش كوخرد فراوان است. دندان بندیش شبیه گربه ولی چنگالهایش بداخل غلاف نمیرود، غذای وی منحصراً از نعش (لاش) یا مرده حیوانات است. این حیوان نسبةً عظیم الجثه وبقدر پلنگی كوچک است. اندامهای خلفیش از اندامهای امامی (جلوی) كوتاه ترند. رنگش خاكستری با خالهای سیاه " شبیه پلنگ " است. هریک از اندامهای جلو و عقبش به چهار ناخن قوی ختم میشود. اگر این جانور بقایای جسد حیوانی را جهت تغذیه در سطح زمین پیدا نكند به بیرون آوردن اجساد از خاک می پردازد. در بعضی از روستاهایی كه در داخل كوه واقع است احیاناً اتفاق افتاده كه به قبرستانها حمله كرده ولاشه مردگان از قبر بیرون كشیده است. ولی این اتفاق در موقعی افتاده كه خیلی گرسنه بوده مخصوصاً در سرمای زمستان و نیافتن خوراكی در آن مناطق. همچنین در اثر گرسنگی زیاد به حیوانات دیگر حمله می كند ولی به ندرت به انسان حمله ور میشود مگر اینكه خیلی گرسنه باشد. روزها در غارها و آكام مخفی میگردد وشبها جهت پیدا كردن طعمه بیرون می آید. مردم در شبها در راهایی كه میدانند عبور می كند تله (دام) می زنند كه آن را به گیرند، در بعضی از روستاها گوشت آن را می خورند، اعتقاد بر این دارند كه هركس یک بار گوشت كفتار خورد از خطر سحر وحسد در امان می ماند، همچنین در زمان قدیم در بعضی روستاها گوشت كفتار بعد از بدام انداختن آن می فروختند، مردم نیز به دلیل اعتقادی كه داشتند گوشت كفتار را می خریدند و می خوردند كه از شر سحر وحسد در ایمن باشند. کرگدن سوماترایی (نام علمی Dicerorhinus sumatrensis) کوچکترین گونهٔ کرگدن است که در کشورهای سوماترا، برمه، تایلند، مالزی و احتمالاً لائوس زندگی میکند. اندازهٔ بدن آن ۲۵۰ تا۲۸۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم آن نزدیک به ۶۰ سانتیمتر میباشد. قدّ کرگدن سوماترایی بین ۱۰۰تا ۱۴۰ میباشد. زیستگاه این نوع کرگدن جنگلهای قدیمی در نزدیکی رودخانهها و برکهها است. کرگدن سوماترایی دو شاخ کوچک بر روی پوزهٔ خود دارد که در نوع نر بزرگتر از نوع ماده میباشد. بدن آنها نسبت به گونههای دیگر کرگدن از موی بیشتری پوشیده شدهاست. البتّه هر چه سنّ او بیشتر شود موهای بدن او میریزد و کمتر میشود. هر پای آنها سه انگشت دارد. آنها بیشتر صبح زود و در هنگام بعد ازظهر به چرا میپردازند و به ویژه از برگ گیاهان، شاخههای نازک، میوهٔ درختان و جوانهٔ بامبو تغذیه میکنند. مانند سایر گونههای کرگدن آنها نیز دارای حسّ شنوایی و بویایی بسیار قوی هستند ولی داری چشمهای ضعیفی میباشند. کرگدن سوماترایی معمولاً تنها زندگی میکند و تنها برای جفتگیری با کرگدنهای دیگر تماس برقرار میکند. کرگدن ماده پس از هفت تا هشت ماه بارداری یک فرزند به دنیا میآورد که تا ۱۸ ماه همراه با مادر خود زندگی میکند. کرگدنهای سوماترایی جوان بدنی پر مو دارند. کانگورو جانوری از راسته کیسهداران علفخوار (Diprotodontia) از خانواده درازپایان (Macropodidae) است که در استرالیا و گینه نو زندگی می کند. کانگورو می تواند به کمک پاهایش پرش های بلندی انجام دهد. طول این پرشها به سه متر هم می رسد. دم کانگوروها بلند و عضلانی است. نوع ماده دارای کیسه ایست که نوزاد کانکورو پس از به دنیا آمدن به داخل آن رفته و در آنجا از شیر مادر تغذیه می کند تا به رشد کافی رسیده و قادر به زندگی در بیرون کیسه شود. نوزاد کانگورو در هنگام تولد جثهای بسیار کوچک دارد که قطر آن از دو سانتیمتر بیشتر نمیشود. بزرگترین نوع کانگورو کانگوروی قرمز است. کانگوروی خاکستری نوع دیگریست که تقریبا به بزرگی کانگوروی قرمز میشود. انواع کانگورو
موش ستارهپوزه (نام علمی: Condylura cristata) موشکور کوچکی است از خانواده کورموشها (Talpidae)، جنس کوندیلورا (Condylura) که در شرق کانادا و شمال شرقی امریکا یافت میشود. زیستگاه آن مناطق پست و نمناک است و از حشرات آبی، کرمها، نرمتنان، و ماهی کوچک تغذیه میکند. پوست جانور از خز سیاه ضدآبی پوشیده شده و دم و پاهای بزرگی دارد. طول آن میان ۱۵ و ۲۰ سانتیمتر است و ۵۵ گرم وزن و ۴۴ دندان دارد. ۲۲ شاخک گوشتین در انتهای پوزهٔ جانور آن را از دیگر موشکورها متمایز میکنند. گمان میرود این شاخکهای بسیار حساس با استفاده از تشخیص جریان الکتریکی در شکار، غذا را شناسایی میکنند. موش ستارهپوزه به تنها ۲۳۰ میلیثانیه از شناسایی تا مصرف شکار احتیاج دارد و از این لحاظ سریعترین پستاندار شناخته میشود. شاهین دمقرمز، بوف بزرگ شاخدار، راسوی بدبو و دیگرراسوها و ماهیان بزرگتر از شکارگران این جانور هستند. قورباغه جانوری دوزیست از راسته بیدمان (Anura). رایجترین دوزیستان جهان قورباغهها و وزغها هستند. نوع بالغ قورباغهها عموماَ بدون دم و چمباته زده هستند، آنها پاهای بلند عقب برای پریدن و زبان بلند چسبناک برای گرفتن طعمه، دارند. معمولاَ قورباغهها بدن نرم و مرطوب دارند و در نزدیکی آبها زندگی میکنند. وزغها پوست خشک و زگیل مانند دارند و عمدتاً روی خشکی زندگی میکنند.
تولید مثلقورباغهها و وزغها هر ساله به محل تولید مثل (محل تولد) خود باز میگردند. عموماَ نرها زودتر از مادهها به آبگیرها میرسند و محدوده جفت گیری خود را مشخص میکنند. هنگامی که مادهها به محل میرسند، نرها بهوسیله آوازهای مخصوص آنها را به درون آبگیر دعوت میکنند. در صورتی که مادهها به آواز نرها جواب بدهند، نرها بهوسیله پاهای جلویی آنها را میگیرند. وقتی مادهها تخم ریزی میکنند، نرها بهوسیله اسپرم تخمها را بارور میکنند. نحوه بغل کردن برای جفت گیری که به نام اتصال معروف است، به این شکل است که نر در سمت راست قرار میگیرد تا بتواند تخمها را بارور کند. این حالت ممکن است چند روز طول بکشد. قورباغه درختیتصویر:Frog on bough.jpg
قورباغهای بر شاخه
بعضی از قورباغههای مناطق گرم با زندگی روی درختان و بوتهها سازگاری پیدا کرده اند. بعضی از گونهها هرگز درختان را ترک نمیکنند و حتی روی درختان ،تولید مثل میکنند. بیشتر قورباغههای درختی دارای انگشتان بلند و دست و پا هستند که روی آنها صفحههای چسبناکی برای گرفتن شاخهها و برگهای نرم وجود دارد. بعضی از قورباغهها با استفاده از انگشتان پرده دارشان که به عنوان بال پرواز به کار میبرند، از این درخت به آن درخت میپرند. این قورباغه درختی جنگلهای بارانی آمریکای مرکزی، یک قورباغه پرنده است که از این درخت میپرد. او در حالی که روی شاخهها راه میرود، حشرات را شکار میکند.
حقایق ثبت شدهوزغ نیزار متعلق به آمریکای مرکزی و جنوبی در سال 1935 برای کنترل سوسک های نیشکر که آفت ساقههای نیشکر هستند، به نواحی شما شرقی استرالیا برده شده. متاسفانه وزغ نیزار در محیط زیست خود بیش از حد سازگاری پیدا کرد. این وزغ به سرعت افزایش پیدا کرد و تعداد بیشماری از گونههای حشرات محلی و حیوانات استرالیا را خود. بعضی از این گونهها در حال حاضر در معرض خطر قرار دارند. این وزغ به دلیل سمی بودن و غیر قابل خورده شدن، شکارچیان کمی دارد. گونه هاتصویر:Frog distribution.png
پراکندگی قورباغهها
3700 گونه از قورباغهها و وزغها در دنیا وجود دارد که به غیر از قطب جنوب در همه نقاط عالم میتوان آنها را یافت. برخی از آنها عبارتاند از:
پلنگ جانوری از پستاندارهای معروف جهان است. در حدود ۲۱ سال عمر میکند. زیستگاه و قلمرو ومحیط جنگلها، درخت زارهای باز و بیشه زارها، دشتها و کوهستانها در بخشهایی از افریقا ، خاورمیانه و آسیا زیست میکند. پلنگ بطور آرام درمیان علفهای بلند ایست کرده دمش را تکان میدهد. آنگاه این گربه بزرگ بسوی شکار میتازد، یک بز کوهی یا یک آهوئی با چنگالهایش باشکار خود درحال جنگ است. پلنگ شکار را روی زمین میکشد وبا ضربه زدن به گردن و گلوی بز کوهی جانور را میکشد. پلنگ بجای اینکه شکار را در محل صید بخورد آن را به نقطه دیگری میبرد، معمولاً شکار را از محل شکار دور میسازد. و در جائی امن و محفوظ از چنگ کفتارها کرکسها و روباهها قرار میدهد. پلنگ ایرانیشهریورماه سال ۱۳۷۲، ماده یوزى به همراه سه توله تشنه خود براى نوشیدن آب وارد باغ هاى اطراف شهر بافق شد. تعدادى افراد غیرمحلى با چوب به مادر و تولههایش حمله كردند، مادر موفق شد از این مهلكه جان سالم به در ببرد، اما تولهها اسیر دست انسانهاى ناآگاه شدند. دو توله زیر ضربات چوب جان خود را از دست دادند و توله دیگر زخمى و ضرب خورده با كمك مردم بافق و ماموران حفاظت از محیط زیست آن شهرستان نجات یافتند، این توله كه بعدها ماریتا نام گرفت به پارك پردیسان تهران منتقل شد و بعد از ۹ سال اسارت، در سال ۸۲ به دلیل عفونت ریوى جان باخت. به گفته شاهدان عینى، ماده یوز تا مدتها به نزدیكى محل واقعه مىآمد و تولههایش را صدا مىزد. امسال علاقمندان به یوز آسیایى روز نهم شهریور (سالروز نجات ماریتا) را روز حفاظت از یوزپلنگ نامیدند و در مراسمى یك روزه یوز آسیایى را به عنوان سمبل و میراث طبیعى ایرانیان معرفى كردند. نسل یوزپلنگ آسیایى در تنها زیستگاهش ایران، در حال انقراض است. خبر جدیدى نیست، اما این خبر در ایران به جز تعدادى علاقهمند به محیط زیست، واكنشى را برنیانگیخته است. وضعیت یوز آسیایى چندان امیدواركننده نیست، البته اقداماتى برای حفظ این گونه در حال انجام است. در گذشته، زیستگاه یوز پراكندگى وسیعى از شبه جزیره عربستان تا هندوستان و تركمنستان داشته است. اما در قرن اخیر بر اساس اطلاعات موجود نسل یوز آسیایى جز در ایران در سایر كشورها منقرض شده است: عراق ۱۹۲۹، كویت ۱۹۴۲، هند ۱۹۴۷، قزاقستان ۱۹۷۰، پاكستان ۱۹۷۲، تركمنستان ۱۹۷۳، عربستان ۱۹۷۳، عمان ۱۹۷۷
یوزپلنگ آسیاییزیستگاههاى یوز در ایران: گستره اى از بمپور در بلوچستان تا طبس، پارك ملى گلستان در خراسان، منطقه حفاظت شده خوش ییلاق، پارك ملى توران و پارك ملى كویر (سمنان)، نفت شاه در باختران، منطقه حفاظت شده موته در اصفهان، تمام مناطق یزد، منطقه بهرام گور فارس، حاجى آباد در بندرعباس و پارك ملى خبر، روچون و راور در كرمان در سالهاى قبل زیستگاه یوز آسیایى به شمار مى آمد. اما در سالهاى اخیر یوز فقط در مناطق نایبندانِ طبس، بافق، دره انجیر و كالمند در استان یزد، ذخیره گاه زیستكره توران و پارك ملى كویر در سمنان، میاندشت در خراسان شمالى و بجستان در خراسان رضوى مشاهده شده است.
مشخصات یوز آسیایییوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار مى آید كه به دلیل داشتن دست و پایى بلند، بدنى كشیده و باریك و سینه اى فراخ تا حدود زیادى به سگ هاى تازى شبیه است. رنگ بدن یوز نخودى است و خالهاى ریز و درشتى آن را پوشانده است. بسیارى از مردم یوز را با پلنگ اشتباه مى گیرند، اما تفاوت بارز این دو گونه در شكل خالهایشان است. در یوز خالها توپر و گرد است، در حالى كه خالهاى پلنگ درشت و توخالى و گل مانند است. وجود نوار سیاه رنگى كه از گوشه چشم یوز تا دهان امتداد یافته و به "خط اشك" معروف است نیز از مشخصات بارز یوز به شمار میاید. یوز سر كوچكى دارد و چشمانش براى بهتر دیدن از پشت بوتهها، نسبتا بالا قرار گرفتهاند. همچنین یوز مى تواند با سرعت ۱۱۰ كیلومتر در ساعت ۵۰۰ متر بدود. یوزپلنگ آسیایى در طبیعت حدود ۱۲ سال زندگى مى كند. یوز ماده مى تواند یك تا هشت مرتبه بین سه تا چهار نوزاد به دنیا بیاورد. نوزاد یوز تا ۲۰ ماهگى باید در كنار مادر باشد تا نحوه شكار و گرفتن طعمه را آموزش ببیند. خطراتى كه یوز را تهدید مى كنددشمن طبیعى یوز، سگ گله و پلنگ است. برخلاف تصور اكثر مردم، یوزها حیوانات آرامى هستند و هرگز به دامهاى اهلى حمله نمىكنند. سام خسروىفرد، مشاور پروژه حفاظت از یوز آسیایى در ایران مى گوید: ورود دام به زیستگاه یوز از تهدیدات اصلى زندگى یوزپلنگ است، علاوه بر اینكه سگ گله ممكن است به یوز حمله كند، چوپانان هم به محض رویارویى با این حیوان با تصویر احتمال حمله یوز به دامها، حیوان را با تیر یا سنگ مى زنند. از سوى دیگر، با توجه به اینكه وجود آب در زیستگاه اصلى یوز كه دشتهاى باز و تپه ماهورهاى واقع در مناطق استپى و بیابانى است، یك موهبت محسوب مىشود، دام و بخصوص شتر وقتى سر آبشخور یا چشمه مىآیند، آن را اشغال مى كنند و دیگر نه یوز و نه طعمه هایش به آنجا نمى روند. در نتیجه طعمه هاى یوز مهاجرت مى كنند یا مى میرند و به دنبال آن زندگى یوز هم تحت تاثیر قرار مى گیرد. گفتنى است كه غذاى اصلى این حیوان را آهو، جبیر، قوچ و میش، كل و بز و خرگوش تشكیل مى دهد كه امروزه به دلیل شكار بىرویه شكارچیان غیرمجاز مجهز به خودروها و موتورسیكلتهاى قدرتمند صحرایى، جمعیت آنها نیز به شدت در حال كاهش است. تلاش برای حفظ یوزپلنگ آسیاییپروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى، با همكارى برنامه توسعه سازمان ملل و سازمان حفاظت ازمحیط زیست در سال ۲۰۰۱ شروع به كار كرد. اعتبار این پروژه ۷۲۵ هزار دلار بود و سازمان حفاظت از محیط زیست هم تعهد كرد كه معادل همین مقدار پرداخت كند. هوشنگ ضیایی مدیر پروژه، مى گوید: براى كار مطالعاتى و حفاظتى، ۵ منطقه انتخاب شد كه گمان مىرود ۸۰ درصد یوزهاى ایران در آن مناطق پراكندهاند. پارك ملى توران، پارك ملى كویر در استان سمنان، منطقه حفاظت شده بافق و پناهگاههاى حیاتوحش دره انجیر و نایبندان در استان یزد. ۳۲ نفر محیط بان علاقهمند هم استخدام كردیم به آنها آموزش دادیم تا ضمن حفاظت از منطقه و آماربردارى، از طریق آنها به مردم محلى آموزش هاى لازم داده شود.
آمار موجود از یوز آسیاییبا اینكه آمار یوز آسیایى را در ایران گاهى بین ۵۰ تا ۶۰ قلاده و در كل، كمتر از ۱۰۰ قلاده عنوان كردهاند، سام خسروى فرد، مشاور پروژه بینالمللى حفاظت از یوز آسیایى ترجیح مىدهد كه این اعداد را "حدس كارشناسى" بنامد تا "آمار"؛ چرا كه معتقد است یوزپلنگ حیوانى به شدت مخفى كار و فرارى از انسان است، به راحتى خود را در طبیعت استتار مى كند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست به دست هم مى دهند تا آمارگیرى از این گونه كارى بسیار مشكل شود. هوشنگ ضیایى، بهترین روش آمارگیرى از یوز در ایران را استفاده از دوربین تلهاى عنوان مىكند. دوربینهاى تلهاى نوعى از دوربینهاى اتوماتیك هستند كه با عبور حیوان از جلوى چشمى دوربین، فاصله اى ۱۵ مترى را عكس مى گیرند. در واقع این دوربینها حضور حیوان را هم بواسطه تغییر شدت نور دریافتى در لحظه عبور درمىیابند و هم از روى درجه حرارت بدن حیوان. مراقبت در زمان بیهوشی و انجام عملیات نصب گردنبند جی پ اس بر روی یوزپلنگ - وى مىگوید: ابتدا گذرگاههاى یوز را از روى ردپاى حیوان مشخص كرده، سپس دوربینهاى تلهاى را در آنجا كار مىگذاریم. خالهاى روى بدن یوز، مانند اثر انگشت انسان، منحصربفرد است. بنابراین از روى عكسها، تعداد یوزها را در آن فاصله، مشخص كرده و با انجام كارهاى آمارى جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین مىزنند. نصب گردنبند ردیاب برروى یوزژانویه سال ۲۰۰۷، پروژه رادیوتله مترى و نصب گردنبندهاى ردیاب روى یوزآسیایى براى نخستین بار به صورت عملى آغاز شد. طرف ایرانى این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (یو ان دى پى) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایى و طرف خارجى آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش امریكا (دبلیو سى اس) است .گردنبند ردیاب (جى.پى.اس كولار) شامل یك فرستنده و گیرنده رادیویى و قطعه اى براى تنظیم زمان باز شدن قلاده است. هومن جوكار، مدیر این پروژه در تهران، هدف از نصب این ردیاب را بدست آوردن اطلاعاتى در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهاى رفت و آمد و مهاجرت یوز عنوان كرده و مى گوید این گردنبندها، آنتن زمینى دیگرى دارد كه اگر از یك فاصله اى به گونه نزدیك تر شویم، بدون دسترسى مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط امواج (یو.اچ.اف) به دستگاهى زمینى منتقل مى شود و از كل این اطلاعات، مى توان به رفتارشناسى این حیوان پى برد. وزن این گردنبدها ۲۸۰ گرم است. محدودیت زمانى این گردنبند باطرى آن است كه جى پى اس آن تا دوسال مى تواند فعال بماند. گردنبندها طورى تنظیم شده اند كه بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبهخود باز مى شوند و از روى سیگنالهایى كه مى فرستد، متوجه مى شویم كه كجاست. هومن جوكار نحوه نصب این گردنبندهاى ردیاب را اینگونه توضیح مىدهد: در ابتداى كاربراى گرفتن یوز در محل گذرشان، ۱۳ تله را با فاصله مىگذاریم كه مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض اینكه حیوان در این تله ها مى افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشك تیم اقدام به بیهوش كردن یوز مىكند. نمونه بردارى از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذارى میكروچیپى در پشت گردن یوز از اقدامات بعدى گروه است. بعد از آن از دارویى براى به هوش آوردن حیوان استفاده مى كنیم تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتى تهدیدش نكند. وى اضافه مى كند: با استفاده از تجربیاتى كه در افریقا براى نصب گردنبد روى یوز پلنگ آفریقایى داشتیم، در ژانویه در منطقه حفاظت شده بافق (یزد) مستقر شدیم و در نهایت در فوریه به شكل آزمایشى در مرحله اول موفق به نصب این ردیاب روى ۲ یوز و یك پلنگ شدیم. این كار حاصل حدودا دو ماه تلاش شبانه روزى تیم در بیابان بود. اما از آنجا كه براى مطالعات و آمارگیرى حداقل نیاز به ۶ نمونه در یك منطقه داریم، دوباره از آبان ماه همان تیم جمع مى شویم و امیدواریم كه این بار با در اختیار داشتن تجربه بیشتر، روى ۴ نمونه دیگر نیز این ردیاب را وصل كنیم. پشت جوجه تیغی ها توسط خارهایی پوشیده شده است، که به عنوان موی آنها عمل میکند و سمی نیست بر خلاف خارپشت ها که خارهایش به سختی از بدن صدمه دیده خارج می شود. دفاع طبیعی جوجه تیغی ها پرتاب خارهای پشتش است اما از این نوع دفاع در آخرین مرحله استفاده میکنند. ابتدا سعی میکند که فرار کند یا مهاجم را مجبور به فرار نماید که البته میزان استفاده از خارها و یا روش های دیگر بستگی به گونه جوجه تیغی دارد. همه جوجه تیغی ها ذاتا شب زی هستن البته با توجه به گونه های مختلف برخی از آنها چندین بار در روز بیدار می شوند. جوجه تیغی ها زمان زیادی از روز را زیر علف ها، صخره ها یا درون گودال به خواب می گذرانند. بیشتر گونه ها بر اساس عادت با کندن زمین برای خود پناهگاه درست می کنن، اغلب گونه های وحشی خواب زمستانی دارند که مدت خوابشان با توجه به دما، نژاد و فراوانی غذا متفاوت است. جوجه تیغی ها ۵ انگشت با ناخن های کوچک در پنجه جلویی دارند و در پنجه عقبی ۴ انگشت با ناخن های بلند دارند. جوجه تیغی ها واقعا پر سر و صدا هستند آنها برای ارتباط برقرار کردن فقط خر خر یا خس خس نمیکنند بلکه گاهی با صدای بلند جیغ می زنند ( که این موضوع هم بستگی به گونه و نژاد انها دارد) جوجه تیغی ها بعضی اوقات کار عجیبی انجام می دهند که به اصطلاح به آن مسح کردن یا روغن مالی کردن می گویند. هنگامی که حیوان بوی خاصی را استنشاق می کند، شروع میکند به لیس زدن گاز گرفتن منشا بو، و سپس بزاق عطر گرفته خود را به خارهایش می مالد. هیچ دلیل علمی برای این کار جوجه تیغی یافت نشده است اما برخی می گویند که اون این کار را برای استتار و هم بو شدن با محیط اطراف انجام میدهد. جوجه تیغی ها یک نوع پادزهر طبیعی بر علیه سم مار در بدنشان دارند که بخاطر پروتئین خاصی است که در سیستم عضلانی حیوان وجود دارد. جوجه تیغی هم زیستی مسالمت آمیزی با سایر حیوانات مانند گربه ها و سگ ها دارد. و در مقابل تهدید های اینگونه حیوانات درون خود می غلطد تا تهدید بر طرف شود.
بر خلاف طبقه بندی های قدیمی، جوجه تیغی ها فقط حشره خوار نیستند بلکه بیشتر در تیره همه چیز خواران قرار می گیرند. غذاهای جوجه تیغی حشرات، حلزون، قورباغه، وزغ، مار، تخم پرندگان، لاشه حیوانات، قارچ، ریشه علف ها، خربزه و هندوانه می باشد. که بسته به گونه آنها متفاوت است. جوجه تیغی ها گهگاه بعد از باران دنبال کرم خاکی می گردند. همچنین غذای اصلی جوجه تیغی های جنگلی که به نوع اروپایی مشهور هستند حشرات می باشند. که این موضوع در مورد همه صدق نمیکند. در مناطقی که جوجه تیغی های وحشتی زندگی میکنند معمولا آفات نباتی وجود ندارد و کنترل شده است. بعضی کشاورزان برای جذبه جوجه تیغی ها برایشان غذا می ریزند. همچنین انها پنیر، شیر، و محصولات لبنی را مصرف می کنند. نوع خانگی آنها جوجه تیغی های چهار انگشته-Four-toed hedgehoog می توان از پنیر دولمه به عنوان مکمل غذایی استفاده کرد. غذای سگ و گربه از محصولات لبنی بهتر است اما هر دوی آنها چربی بالا و پروتئین کم دارند. به نظر می رسد که بهتر است مقدار کمی از انها در جیره غذاییشان قرار داده شود و اجازه داده شود که انها بیشتر در باغ غذای خود را تامین کنند.
با توجه به گونه به طور متوسط دوران حاملگی از ۳۵ تا ۵۸ روز طول می کشد. و به طور متوسط گونه های بزرگتر ۳ تا ۴ و گونه های کوچیکتر ۵ تا۶ نوزاد بدنیا می آورند. مانند بسیاری از حیوانات این موضوع غیر طبیعی نیست که جوجه تیغی مذکر علاقه مند به کُشتن نوزاد های مذکر ست. طول عمر جوجه تیغی ها ارتباط مستقیمی با اندازه انها دارد، گونه های بزرگتر ۴ تا ۷ سال در دنیای وحشی زندگی میکنند. (رکورد ۱۶ سال هم در برخی از آنها دیده شده است ) و گونه های کوچکتر ۲ تا ۴ سال در دنیای وحشی و ۴ تا ۷ سال در محیط حفاظت شده زندگی می کنند. جوجه تیغی ها کور مادرزاد هستند. برخی معتقدند که آنها بدون خار متولد می شوند اما تنها ساعتی پس از تولد خارها به راحتی قابل دیدن هستند.
اغلب جوجه تیغی های اهلی دو رگه هستند، و نژادی از جوجه تیغی های شمال آفریقا و جوجه تیغی های چهار انگشته هستند. که کوچکتر از گونه اروپای غربی می باشند. بعضی از جوجه تیغی های اهلی گونه گوش دراز و هندی می باشند. جوجه تیغی باید در دمای ۲۲ تا ۲۹ درجه سانتی گراد نگه داری شود و به طور طبیعی، از دمای سرد دور نگه داشته شود. امروزه برخی فروشگاهای حیوانات غذاهایی با فرمول مخصوص برای جوجه تیغی ها نیز عرضه میکند. که ترکیبی از سوسک، کرم، بچه موش … می باشد. برخی از ایالات کانادا و آمریکا داشتن جوجه تیغی به عنوان حیوان خانگی غیر قانونی ست و نیاز به گواهینامه خاصی دارد، که چنین محدودیتی در برخی از کشورهای اروپایی به جز اسکاندیناوی وجود ندارد. به نظر می رسد که خرید جوجه تیغی های اهلی به دلیل ظاهر مظلوم و سرزنده اش در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است . نگهداری آنها به عنوان حیوان خانگی مشکل است چرا که انها در مقابل تغییرات اب و هوایی و شرایط مقاومت کمی محیطی دارند.
انسان ها بیماری های مشترک زیادی با جوجه تیغی دارند شامل سرطان، بیماریهای ناشی از چاقی و قلبی عروقی. سرطان در میان جوجه تیغی ها بسیار شایع است درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
||||
|
|