|
دانستنی ها از این که سایت ما را انتخاب کردید متشکریم
تِمساح یا کروکودیل جانوری است خزنده و سختپوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا میکند، اما همیشه در آب نمیماند و تخمهایش را در خشکی میگذارد. این حیوان دارای فک و دندانهای بسیار نیرومند است و به خانواده کروکودیلیان تعلق دارد. این خزندهٔ آبی و خشکی بزرگ در سراسر مناطق استوایی آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی میکند. کروکودیل مانند سایر موجودات ساکن در رودخانهها و دریاچهها و سرزمینهای مرطوب در آبهای شیرین و گاهی در آبهای کمی شور زندگی میکند.
خرس قهوهای نوعی خرس بزرگ است که در بسیاری از مناطق آمریکای شمالی و شمال اورآسیا پراکنده است. وزن این گونه از ۷۰ تا ۷۸۰ کیلوگرم متغیر است و بزرگترین زیرگونهٔ آن خرس کودیاک در قامتی هماندازهٔ خرس قطبی با وی بر سر عنوان بزرگترین گونهٔ خرس و بزرگترین حیوان شکارچی روی زمین رقابت میکند. با آن که قلمرو زیست خرس قهوهای کاهش یافته و در بسیاری از مناطق منقرض شدهاست ولی همچنان در فهرست کمترین نگرانی آییوسیان باقی مانده و با جمعیت تقریبی ۲۰۰ هزار رأس خطر انقراض وی را تهدید نمیکند. بیشترین شمار خرس قهوهای به ترتیب در روسیه، آمریکا (بیشتر در آلاسکا)، کانادا، منطقهٔ کارپات (بهویژه رومانی) و فنلاند، جائیکه حیوان ملی این کشور نامیده میشود، سکونت دارند.
اَنار (نام علمی: Punica granatum) یکی از میوههای درختی است که دانههایی قرمز رنگ دارد. ارزش غذایییک عدد انار ۴۰ درصد نیاز روزانه شخص به ویتامین سی را تامین میکند. همچنین انار منبعی غنی از اسید فولیک و آنتی آکسیدان است. بر اساس تحقیقی كه در دانشگاه تربیت مدرس بر روی محتوای آنتوسیانینهای انار ایران انجام گرفت مشخص شد كه این میوه حاوی مقادیر قابل توجهی از این تركیبات می باشد. خاصیت آنتی اكسیدانی انار در ارتباط با تركیبات فنولیك است كه آنتوسیانین ها در این دسته قرا ر می گیرند متفرقه"جاودانان" یا گارد جاویدان که سربازان برگزیده ایران باستان نیزه هایی به شکل انار داشتند. در قرآن نام این میوه سه بار برده شده است. رنگی که به این میوه تشبیه شده رنگ اناری نام دارد. زیتونها (نام علمی: Olea europaea) شامل تقریباً 20 گونه درختان کوچک از خانواده Oleaceae بوده و در جهان کهن از حوزه دریای مدیترانه، شمال افریقا، جنوب شرقی آسیا، شمال تا جنوب چین، اسکاتلند و شرق استرالیا پراکندگی گستردهای داشته اند. آنها همیشه سبز بوده و دارای برگهایی کوچک و یکپارچه هستند که روبروی هم قرار گرفته اند. میوه این گیاه یک شفت میباشد. معروفترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد Olea europaea که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است که باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن نمودن، آن را در آب نمک بخوابانند). زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوتههایی با رشد هرزه و تیغدار است که دارای برگهایی دوک مانند وتیز، رنگ سبزمایل به خاکستری در قسمت بالا میباشد، زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولکهایی مایل به سفید است ؛ گلهای سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گلها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته میباشد این گلها به تدریج به شکل خوشههایی که ازبغل برگها ظاهر میشوند بر روی چوبهای سالهای آخر میروید ؛ شفت (میوه) در گیاه وحشی کوچک و دارای غلافی گوشتداراست این غلاف که تعیین کننده ارزش اقتصادی میوه میباشد در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشرده تر، حاصلخیزتر و بی خار است. منطقهای بومی و مسلم در سوریه و قسمتهای ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن دریونان ومجمع الجزایر آن و کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان میدهد که زیتون بومی این نواحی بوده است اما در نواحی دورافتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشان دهنده مزیتی ویژه برای خاکهای آهکی و تمایل به نسیم دریایی است، درحالیکه شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبیهای آهکی و پرتگاههایی که بیشتر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل میدهند ایجاد شده است. از دیدگاه پرورش دهندگان مدرن، تنوع زیتونهای شناخته شده بسیارزیاد است. فقط در ایتالیا حداقل 300 گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آنها تاحد زیادی رشد میکنند.گونههای اصلی ایتالیا 'Leccino', 'Frantoio'و 'Carolea' هستند.هیچکدام از آنها را نمیتوان با توصیفات باستانی همانند دانست، اگرچه بعید نیست بعضی از گونههای نازک برگ که بیش از همه مورد توجه میباشند از تبار Licinian معروف باشند.درختان پهن برگ اسپانیا میوههای درشت میدهند اما غلاف آنها طعمی نسبتاً تلخ تر دارد و کیفیت روغن آنها نامرغوب تر است.این زیتونهای اسپانیایی است که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خورده میشوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنی ها). درختان زیتون حتی زمانیکه بدون هرس رشد آزادانه دارند دارای رشد بسیار آهستهای هستند اما هنگامیکه امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا میکنند گاهی اوقات قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش مییابد. De Candolle محیطی بیش از 10 متر (33 پا) را به ثبت رسانده که احتمال میرود عمرآن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سالهای امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت میدهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرارمی گیرد و شناسایی آنها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است.درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از 15 متر میرسند (50 فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا بهوسیله هرس کردنهای زیاد به ابعادی بسیار محدود ترمنحصر میشوند .چوب آن که به رنگ زرد یا قهوهای مایل به سبز روشن است اغلب با ته رنگ تیره تری رگه دار شده است و بسیار سخت و متراکم میباشد چوب آن برای قفسه سازان و خراطان تزئینی بسیار با ارزش است.
درخت زیتون از راههای مختلفی تکثیر میشود اما معمولاً روش قلمه زدن یا خوابانیدن شاخه ارجح میباشند ؛ این درخت در خاکهای مساعد به آسانی درخت بید ریشه میکند و زمانیکه قطع میشوند مکندهها رااز ریشه جدا میکند.شاخههای مختلف این درخت را به اندازههای چند اینچی برش میدهند و بصورت نسبتاً عمیقی در زمینهای کود داده شده که میکارند ؛ قطعات کوچکتررا گاهی اوقات بطور افقی داخل شیارهای کم عمقی قرار میدهند که اگر با چند اینچ خاک پوشیده شوند به سرعت جوامهایی شبسه مکنده روی آنها ظاهر میشود. در یونان و جزایر آن پیوند زدن درختان اهلی با انواع وحشی عملی متداول میباشد. در ایتالیا جوانههای جنینی که برجستگیهای کوچکی را روی شاخه بوجود میآورند را به دقت جدا کرده و زیر خاک میکارند (که درآنجا میتوانند رشد کنند) این جوانههای جنینی خیلی زود جوانههای قوی تری را تشکیل میدهند. بعضی اوقات شاخههای بزرگتر را میبرند و با این کار شاخههای جوانی بدست میآید.همچنین گاهی مواقع زیتون از دانه رشد میکنند، غلافهای روغنی رابه منظور تسریع در رشد ابتدا در آب گرم یا در محلولهای قلیایی خیس نموده ونرم میکنند. در مشرق زمین کشاورزان به درختان زیتون توجه زیادی نمیکنند و شاخهها بی آنکه بهوسیله چاقوهای هرس کاری کوتاه شوند آزادانه رشد میکنند ؛ با این همه در دوران خشکسالی طولانی برای حفظ محصول باید آب لازم را تأمین کرد این بی توجهی به کشت زیتون موجب میشود تا درختان در فواصل سه یا چهار سال محصول باردار بدهند بنابراین اگرچه رشد وحشی از نظر ایجاد منظره زیبا مورد توجه است این کار در زمینهای مناسب و اقتصادی توصیه نمیشود. در نواحی مانند Languedoc و Provence که در کشت این میوه دقت زیادی میشود آنها را در ردیفهایی با فواصل معین میکارند که این فاصلهها بر حسب گونه زیتون متفاوت است. درختان هرس شده و شاخههایی که در سال گذشته دارای شکوفه بودند حفظ میشوند و به منظور چیدن آسان میوهها نوک درخت را کوتاه نگه میدارند، هدف هرس کنندگان ایجاد شکلی گنبدی یا گرد برای درخت است. گاهی اوقات فضای بین درختان را کود یا مواد نیتروژنی دیگری میریزند ؛ در فرانسه استفاده از کهنههای مندرس پشمی برای این کار مورد توجه قرار دارد.گاهاً محصولات سالانه متنوعی در این ردیفها کشت میشوند، درکالابریا حتی گندم را با این روش میکارند اما درختانی که در طول سال فاقد برداشت دوباره هستند برای این کار مناسب تر میباشند. اخیراً گونهای درخت کوتاه و پربار با میوههای سبز در مناطق خاصی مخصوصاً در آمریکا مورد توجه قرار گرفته که گفته میشود در این کشور یک محصول دو یا سه فصل بعد از کاشت تولید میشود. انواع معمولی قبل ازگذشت پنج تا هفت سال از کاشتن قلمهها درزمینهای زیتون برای پرورش دهندگان سودمند نخواهند بود. جدای خساراتی که بر اثر آب و هوا یا آفات آلی به زیتون وارد میشود این میوه حتی در پرورشهای بسیار دقیق هم در خطر میباشد و درختان پرورش نیافته بزرگی که در ایتالیا و اسپانیا دیده میشوند، میزان درآمد خاصی را که موسسات برای پرورش دهندگان نسبت میدهند حاصل نمیکنند. این درختان پیر اغلب محصول فراوان دارند اما به ندرت در دوسال متوالی این اتفاق میافتد و در بسیاری از موارد در ششمین یا هفتمین فصل میتوان انتظاریک برداشت پربار را داشت. زمانیکه این میوه میرسد پرورش دهندگان دقیق، آن را با دست چیده و جهت انتقال به کارخانه درون پارچه یا سبدهایی میگذارند اما در بسیاری از نواحی اسپانیا و یونان و بخصوص در آسیا زیتونها را با استفاده از اشیاء بلند یا با تکان دادن شاخهها میچینند یا حتی اجازه میدهند تا آنها بطور طبیعی روی زمین بیفتند تا وقتیکه مالکان به راحتی اجازه جمع آوری آنها را بدهند ؛ بیشترین علت نامرغوبی روغن زیتون مربوط به بی دقتی مالکان درختها میباشد. برداشت این محصول در جنوب اروپا در ماههای زمستان انجام شده و تا چند هفته ادامه مییابد ؛ اما این زمان درهرکشورو نیز با هر فصل و نوع برداشت متفاوت میشود. مقدار روغن موجود در زیتون بیشتربه نوع میوه بستگی دارد ؛ معمولاً پیرابر گیاه از 60 تا 70 درصد محصول میدهد. دردوران باستان پرورش دهندگان زیتون معتقد بودند اگر این گیاه را به فاصله بیش از چند لیگ از دریا بکارند، گیاه موفقی نخواهد بود(تئوفراستوس طولی حداقل حدود 55500 متر را معین میکند) اما تجربیات جدید این نظر را تایید نمیکند و اگرچه ساحل مزیتی دارد اما زیتون مدتهای طولانی در نواحی بسیار دوری داخل کشورها کاشته شده است. ظاهراً خاکهای دارای کلسیم اگرچه خشک و ضعیف باشد برای رشد سلامت این گیاه بسیار مناسب است اگرچه این گیاه درصورت زهکشی خوب در هرنوع خاک سبک و حتی در خاکهای رسی پرورش مییابد اما همانگونه که پلینی اظهار میکند این گیاه در خاکهای غنی بیشتر مستعد بیماری است. دربرخی سالها زیتون در معرض حمله آفات گوناگونی است. یک عامل قارچی در چند فصل پربار تمام درخت را فراگرفته و خسارت شدیدی را به باغ وارد میکند. گونـــهای از گوییزهها به نام Pseudomonas savastanoi pv. Savastanoi به شکل غده در شاخهها رشد میکند و کرمهای پلک بالی از گلها و برگها تغذیه میکنند درحالیکه خسارت اصلی براثر حشراتی است که به میوه حمله میکنند.در فرانسه و شمال و مرکز ایتالیا درختان زیتون گاهی اوقات از سرما رنج میبرند ؛ در اوایل قرن هجدهم بسیاری از درختان براثر سرمای بسیار شدید و غیر عادی کنده شده و بر زمین افتادند.بادهای شدید و بارهای مداوم در خلال فصل برداشت نیز موجب آزار میوه میشود. رده Olea شامل گونههای دیگرو اهمیتهای اقتصادی میباشد. O. paniculala درخت بزرگتری است در جنگلهای Queensland که ارتفاع آن به 15 یا 18 متر میرسد (50یا 60فوت) که از چوب آن الوارهایی سخت و محکم میسازند.هنوز چوب سخت O. laurifolia در ناتال، چوب آهن سیاه مناطق مهاجر نشین افریقای جنوبی میباشد. تخمین دوران دوری که زیتون از حالت وحشی خارج شد و تحت کنترل کشاورزان درآمد و بصورت میوه باغی مورد استفاده قرار گرفت ممکن نیست. اشارات فراوانی که در انجیل درباره این گیاه و تولید آن وجود دارد و فراوانی ضمنی آن در سرزمین کنعان و منطقه در سوریه که همیشه زیتون برای اقتصاد ساکنین آن مهم بوده است موجب این نتیجه گیری میشود که سوریه را محل تولد زیتون پرورش یافته بدانیم. احتمالاً درآغاز، یک گونه اصلاح شده به دست تعدادی از فرقه کوچک سامی افتاد و به تدریج در قبایل اطراف نیز گسترش یافت و با حداقل تلاش به میزان بسیار زیادی پرورش یافت ؛ این ماده روغنی درآب و هوای خشک شرق، مادهای بسیار حیاتی برای سلامتی به شمار میرفت و میوه این درخت در آن دوران ابتدایی در بین جنگجویان بربری نمادی از صلح و حسن نیت بود. دورانی بعد و همزمان با توسعه سازمانهای دریایی این روغن بهعنوان یکی از اقلام تجاری به کشورهای آسیای صغیر و مناطق دریایی انتقال یافت و بی تردید گیاه زیتون نیز درپی آن گسترش یافت.
محصولات نهایی درخت زیتون: میوه و روغن زیتوندر دنیای هومر همانگونه که در ایلیاد مشخص است، روغن زیتون فقط بهعنوان یک ماده برای ثروتمندان – محصول خارجی – شناخته شده و بیشتر به سبب ارزش آن برای آرایش پهلوانان مورد توجه بوده است ؛ جنگجویان بعد از استحمام به خودشان روغن زیتون میزدند و بدن پاتریکلوس هم عیناً با روغن زیتون پوشیده میشد اما نه اشارهای به کشت این گیاه شده و نه بر روی تاکستانی که روی سپر آشیل نقش شده، جود دارد. اما اگرچه در ایلیاد هیچ اشارهای به کشت زیتون نشده، وجود آن در باغ السینوس و دیگر کنایههای آشنا نشان دهنده این حقیقت است که زیتون در زمان نگارش ادیسه شناخته شده است. هرزمان که به معرفی این گیاه میرسیم تمامی روایات به تپههای آهکی آتیکا بهعنوان اولین مکان کشت آن در شبه جزیره یونانی اشاره دارد. زمانیکه (پوسایدون خدای دریا) و (آتن الهه عقل و زیبایی) برای شهر آینده رقابت میکردند به خواست الهه یک زیتون از صخرههای لم یزرع پدیدار شد (نگهبان هنرهایی که برآن وضعیت روبه افزایش تأثیرجاودانی گذاشت). اینکه این افسانه ارتباطهایی با اولین کشت زیتون در یونان دارد با توجه به داستان جالبی که توسط هرودوت Epidaurianها نقل شده قطعی به نظر میرسد. آنها به علت از دست دادن محصولشان مجبور به مشورت با (پیشگوی دلفی) شدند و مقرر شد تا مجسمه هایDamia و Auxesia (نمادهای حاصلخیزی) را از چوب باغهای زیتون بتراشند سپس تنها در اختیار مردم آتن قرار گیرد، آتنیها به درخواست مردم Epidaurianدرختی را به آنها اعطا کردند مشروط به آنکه هر سال برای آتنا الهه عقل و زیبایی (نگهبان آن) قربانی کنند لذا آنها دستوردلفی را اطاعت نمودند و سرزمینشان دوباره حاصلخیز شد. درخت مقدس الهه مدت طولانی در آکروپلیس قرار دادشت و اگرچه در حمله ایرانیان نابود شد، دوباره از ریشه جوانه زد (گفته میشود بعضی مکندههای این ریشه، درختان زیتون باغ محل تحصیل افلاطون را بوجود آوردهاند که پس از گذشت سالها هنوز بسیار قابل احترام هستند). در زمان سولن حقوقدان یونانی زیتون به قدری گسترده شده بود که او وضع قوانینی را برای کشت منظم این درخت در آتیکا ضروری دانست این منطقهای بود که احتمال زیتون ازآنجا به تدریج در تمام نواحی هم پیمان یونان و کشورهای انشعابی از آن انتشار یافت. در ساحل آسیای صغیر که در آنجا مقدار فراوانی از این درخت در زمان Thaleها وجود داشت، این درخت ممکن است در سالهایی پیشتر از آن توسط کشتیهای فینیقی آورده شده باشد، برخی از جزایر دریای اژه نیز ممکن است آن را از همین منبع بدست آورده باشند ؛ زیتون جزیره رودز و جزیره کرت نیز شاید ریشهای مانند اینها داشته باشند. اگر از لقب اسکیلس استفاده کنیم ،جزیره ساموس باید سالها زیادی قبل از جنگهای ایران دارای درختان زیتون میوه دار باشند. زیتون جایگزین مناسبی برای چربیهای حیوانی و کره مصرفی مردم نواحی شمال شد و در بین ملل جنوب نیز نه تنها نشانی از صلح بلکه نمایانگر ثروت و وفور کشور بود ؛ حمل شاخههای آن در جشن بزرگ یونان، افشاندن زیتون وحشی برای قهرمانان المپیک، تاج زیتون فاتحان رومی درمراسم استقبال، و مواردیکه سواره نظامها در بازدیدهای امپراتوری همانند هدیههای نمادین صلح بکار میبردند (دوران بربرها) که فقط با پیروزی حفظ میشدند.در بین یونانیان روغن زیتون بهعنوان یک ماده غذایی مهم و نیز برای کاربردهای خارجی اهمیت زیادی داشت. رومیان بیشتر از آن در آشپزی و غذا استفاده میکردند و بهعنوان مادهای ضروری برای آرایش پرارزش بود، و در روزهای پرشکوه امپراتوری بعدی این بصورت یک اصل درآمد که زندگی طولانی و خوش به دو مایع بستگی دارد: با شراب و بدون روغن. پلینی بصورت مبهمی پانزده گونه زیتون کشت شده در دوران خودش را توصیف میکند که با ارزشترین آنها Licinian نامیده میشد و روغن بدست آمده از آن در Venafrum در ناحیه کامپانیا عالیترین نوع شناخته شده برای خبرگان رومی بود ؛ تولید Istria و Baetica در شبه جزیره ایتالیا بهعنوان رده دوم مورد توجه قرار داشت. خوراک شناس امپراتور با خواباندن زیتون خام در آب نمک بهعنوان تحریک کننده اشتها به این میوه ارزش بیشتری بخشید که کمتر از انواع جدید آن نبودند و ترشی زیتون با حفظ خصوصیات طعم خود در انبارهای زیر خاک پمپی یافت شده اند. آب تلخ زیتون یا پس مانده حاصل ازآن در خلال روغن گیری (به نام آمورکا) و برگهای گس آن دارای خواص بسیاری هستند که نویسندگان دوران بسیار دوربه آنها اشاره کرده اند. پزشکان رومی از روغن زیتون تلخ وحشی در پزشکی استفاده میکردند ولی کاربرد آن بهعنوان غذا یا در آشپزی مشخص نیست. در عصر حاضر این میوه کستردگی فراوانی در جهان پیدا کرده است و اگرچه ناحیه مدیترانه که خواستگاه آن است همچنان تولید کننده عمده زیتون میباشد، این درخت اکنون در نواحی بسیار زیادی که برای توزیع کنندگان اولیه آن ناشناخته است با موفقیت کشت میگردد. یک درخت زیتون که با دیوارهای آجری بلند محافظت میشود در باغ فیزیک چلسی، لندن نگهداری میشود. مدت زمان کمی پس از کشف قاره آمریکا توسط ساکنین اسپانیایی به آنجا انتقال یافت. این گیاه در شیلی به فراوانی سرزمین اصلی زیتون کشت میشود (گاهی اوقات تنه درخت قطور میشود) درحالیکه روغن بدست آمده از میوه آن کیفیتی متوسط دارد.بعد از آن، زیتون وارد کشور پرو شد اما به موفقی شیلی نبوده است.درقرن 17 (مبلغان مذهبی یسوعی) آن را به مکزیک بردند و توسط همین نمایندگان در کالیفرنیا کاشته شد که در آنجا براثر مدیریت بی دقت فاتحان انگلوساکسون کشت آن متوقف گشت. درایالات جنوب شرقی نیزبه کشت آن مبادرت شده مخصوصاً در کارولینای جنوبی، فلوریدا و میسی سی پی. این گیاه درون بسیاری از کشورهای نیمکره شرقی کشت شده که به علت نوع کشت در قدیم ناسازگار محسوب میشده است. در ایران و ارمنستان آن را در دوران نسبتاً اولیه تاریخ میشناختند و در حال حاضر باغهای زیتون بسیار زیادی در مصر علیا نیز وجود دارد.درخت زیتون به کشاورزی چین نیز معرفی شده است و یکی از منابع مهم افزوده شده برای کشاورزان استرالیایی میباشد. کوینزلند دارای آب و هوایی بسیار مطلوب برای زیتون است، در جنوب استرالیا نزدیکآدلاید شدیداً رشد رشد میکند و احتمالاً مناطق ساحلی فراوانی در این قاره جزیرهای وسیع وجود دارد که امکان پرورش این گیاه نیست. همچنین زیتون با موفقیت در برخی قسمتهای جزایرمهاجر نشین معرفی شده است. زیتون در دستورات غذایی متفاوتی کاربرد دارد: در مخلوطهای نوشیدنی چاشنی معروفی برای ماتینی است، در سوسیسها ممکن است در مارتادلا مورد استفاده قرار بگیرد و .... استفاده از آن درپخت نان نیز بسیار رایج میباشد. پرورش زیتون خصوصیت اصلی کشاورزی آمیخته مدیترانه میباشد وبه علت مناسبت روغن زیتون بهعنوان محصولی صادراتی، نقش زیادی در توسعه اقتصادی یونان باستان ایفا کرده است.مثلاً ناحیهای در آتن به نام اتیکا از دوران تاریخی ابتدایی وارد کننده غلات و صادر کننده روغن زیتون بوده است. صنعت سفالگری مردم آتن نیز به علت تقاضا برای ظروفی که در آنها روغن زیتون صادر شود شدیداً تحت تأثیر قرار گرفت. کشت زیتون در ایراناین گیاه حدود 600 سال پیش هم زمان با مهاجرت گروهی از کردان کرمانجی از حلب سوریه به منطقه رودبار وارد شد.
خواص درمانی زیتونزیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخمهای عفونی است. شیرابهای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح میشود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری میکند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام میشود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،مژه و ابرو را تقویت میکند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف میسازد و موهای سپید شده را سیاه مینماید. چند قطره روغن زیتون سریعا خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت میکند. مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خواص تببر است.
تاثیر روغن زیتون در بهبود جریان خوناجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر می تواند دلیل تاثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه ای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که تحت عنوان “فنل” نامیده می شوند اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در این مطالعه تاثیر سودمند روغن های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده است. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی می تواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تاثیر حفاظت بخش دارد. تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را کاهش می دهد که این امر، به دلیل وجود چربیهای اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربیهای اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد. همچنین روغن گردو و اسید چرب امگاــ۳ که در گوشت ماهی و سبزیجات وجود دارد همچون روغن زیتون، اسیدهای چرب اشباع نشده دارند و بنابراین برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی مفیدند. روغن زیتون دفع كننده سنگ كیسه صفرا است برای این منظور باید آنرا با آبلیمو مصرف كرد . روغن زیتون برای رفع سرفه های خشك مفید است . برای رفع پیوره لثه ، روغن زیتون را بر روی لثه بمالید .برای برطرف كردن خراش و ترك پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم های دهان مفید است وزیتون تقویت کننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی وسرطان جلوگیری می كند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پخت و پز می باشد زیرا در اثر حرارات خراب نمی شود. سودمندیهاحاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو می باشد. حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان می شود. حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی می توان آن را فریز کرد.
مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش میدهد ایسکانیوز ـ پژوهشگران معتقدند مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را در زنان کاهش میدهد به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، تحقیق روی سلولهای سرطان سینه در زنان نشان داد که اسید اولئیک روغن زیتون اثر ژن سرطان زای این بیماری را کاهش میدهد. پژوهشگران به زنان توصیه میکنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است. همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی میبخشد و باعث تقویت مو میشود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفیداست و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می شود زیانهابا گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست می رود. گرم شدن در دمای بالا می تواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود، که باعث ایجاد بیماری های قلبی در مصرف کنندگان شود. زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند و برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخمهای عفونی است. این درحالی است که مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بیخوابی واختلالات تنفسی میشود.
رویشگاه بومیاین گیاه به طور خودرو در دو نقطه از جهان می روید که هر دو آن ها در رشته کوه البرز از فلات ایران جای گرفته اند:
شناسایی علمیدر سال ۱۳۵۴ گیاهشناسی به نام لدربوری در بخش عمارلو (گیلان) روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید.[نیاز به ذکر منبع] اقدام ملیپس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت ۴ هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است. سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش، از سال ۱۳۵۵ رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده، از آن زمان تاکنون ۲۷ سال می گذرد . سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری میشود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود. گوجه سبز به میوهٔ درختان مختلفی که متعلق به نژاد PRUNUS از خانوادهٔ Rosaceae هستند، اطلاق میشود. بر پایهٔ نوشتههای قدیمی، نژاد این گیاه قدمت ۲۰۰۰ ساله دارد و چینیها اولین کسانی بودند که به کشت آن اقدام کردند. گفته میشود که این گیاه از طریق سوریه یا ایران به یونان آورده شدهاست. درختان گوجه سبز در نواحی معتدل بهترین رشد را دارند و در آب و هوای ملایم به رنگهای ارغوانی، قرمز، نارنجی، زرد و سبز روشن در میآیند. آب و هوای سرد باعث ایجاد رنگ قهوهای و ظاهر نامطلوب میوهٔ گوجه سبز میشود. این میوه به سرعت میرسد و مدت نگهداری آن در یخچال ۴ روز است. گوجه سبز به صورت تازه و پخته در خورشها مصرف میشود. این میوه غنی از ویتامین C ، اسید مالیک ، اسید سیتریک است. مصرف زیاده از حد گوجه سبز باعث نفخ معده میشود.
ارزش غذایی ۱۰۰ گرم گوجه سبزکربوهیدرات ۵۱/۸ گرم ، چربی ۸۴/۲ گرم ، پروتئین ۶/۱ گرم ، فیبر خام ۵/۰ درصد . با مصرف ۱۰۰گرم گوجه سبز ، ۵ درصد ویتامین A ،۱/۲ درصد ویتامینB۱ ( تیامین ) ، ۹/۱ درصد ویتامین B۲ ( ریبوفلاوین ) ، ۸/۲ درصد نیاسین ، ۱۳ درصد ویتامین C ، ۵/۱ درصد کلسیم ، ۲/۲ درصد فسفر ، ۵ درصد آهن و ۶/۳ پتاسیم مورد نیاز در روز تامین میشود. خواص درمانیCULPEPES، گیاه شناس معروف قرن ۱۷ عقیده داشت که مصرف گوجه سبز برای بهبود طعم دهان مفید است و پختن برگهای درخت گوجه سبز در سرکه میتواند در درمان کرمهای حلقوی موثر باشد. از خواص دیگر این میوه ، خاصیت مسهلی آن است که به خوبی شناخته شدهاست. همچنین اثرات منحصر به فرد آن شامل کاهش فشار خون و چربی خون، حذف رسوبات از خون و تنظیم عملکرد معدی- رودهای است. گوجه سبز باعث تعادل اسید و باز در جریان خون میشود، از این رو میتواند در درمان حالت اسیدی خون مفید باشد. این میوه اثرات قابل توجهی در جلوگیری از بیماریهایی مانند چربی خون بالا، پیری سلول و سرطان دارد. اسید بنزوئیک، ترکیبی است که خاصیت ضد میکروبی دارد. این ماده به طور طبیعی در گوجه سبز وجود دارد. همچنین، بعضی از تحقیقات بیانگر خاصیت ضد قارچی و ضد باکتریایی این میوه هستند. مطالعات نشان میدهد که این میوه میتواند در درمان تومورها موثر باشد. همچنین به دلیل وجود اسید اسکوربیک ( ویتامینC )، برای افراد مبتلا به نقرس توصیه میشود. چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum) گیاهی است از تیره کلازیاسه (Clusiaceae) که معمولا به صورت خودرو در میان کشتزارهای گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران و در مسیر قله چین کلاغ به حد زیادی می روید. نامهای دیگر آن گل راعی، هزارچشم، علف چای، هوفاریقون است.[1] گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است. چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند. این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند. چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است. این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده و مکانیزم اثر ضد افسردگی آن از طریق مهار آنزیمی است.ماده موثره این گیاه هایپریسین میباشد که فراورده های آن هم بر اساس همین ماده استاندارد سازی میشوند و اثر ضد افسردگی گیاه نیز مربوط به این ماده میباشد.در واقع این ماده مهار کننده ی آنزیم mono amino oxidase Mao میباشد که کاملا مانند داروی ترانیل سیپرومین میباشد. از این گیاه دو فراورده دارویی در بازار ایران موجود میباشد.قطره هایپیران و قرص پرفوران که هر دو در درمان افسردگی کاربرد دارند. نکته قابل ذکر در مورد این گیاه و فراورده های آن تداخلات زیاد آن میباشد که مصرف آن را محدود نموده است و دلیلش هم مهار آنزیمی است نام علمی گیلاس Cerasus avium میباشد از جنس Cerasus و از تیره Rosaceaeاست. درخت گیلاس بدون خار و دارای میوه گوشتدار و محتوی یک هسته است. دارای گونههای متعدد و در تمام ایران به ویژه در ساوجبلاغ پراکنده می باشد.از گیلاس علاوه بر مصرف به عنوان میوه خام ، مربا و کمپوت ساخته میشود. برگ آن به صورت دم کرده برای درمان بیماری کلیه و کبد مورد استفاده قرار میگیرد. این گیاه احتمالا از منطقهای بین دریای سیاه و دریای خزر منشا گرفته است. ولی به نظر میرسد که در زمانهای قدیم آن را به اروپا برده باشند. بیشتر ارقام کشت شده آن در سرتاسر دنیا از اروپا منشا گرفتهاند، ولی تعدادی از ارقام مهم ، در مناطق گیلاس خیز محلی انتخاب یا اصلاح گردیدهاند. بهترین نوع گیلاس در زبان عامیانه گیلاس پرتقالی گفته می شود كه در روستای آردهه از توابع شهرستان ساوجبلاغ بهترین نوع آن یافت می شود. جذام یکی از بیماریهای مسری است که گاهی از پدر ومادر به کودکان آنها واز بیماران، به همسایگان آنان انتقال می یابدوبا وضعیت نامطلوب مسکن و تغذیه نیز مرتبط است.« ابن سینا» مقدمهجذام (Leprosy)در طول تاریخ بیش از هر بیماری دیگری باعث وحشت وانزوای انسانها گردیده است.این بیماری که قدمت زیادی دارد، نوعی بیماری التهابى مزمن است که به وسیله مایکوباکتریوم لپرا ایجاد می شودوطیف بالینی آن وابسته به پاسخ ایمنی فرد میزبان می باشد. هرچندبیماری به عنوان یک بیماری مزمن باکتری پوست واعصاب محیطی مطرح است، ولی در نوع لپروماتوز باعث گرفتاری راههای تنفسی فوقانی نیز می شود. کارشناسان سازمان جهانی بهداشت مورد جذام را چنین تعریف کردهاند: یک مورد جذام، عبارت است ازشخص که دچار ضایعههای هیپوپیگمانته (قرمز رنگ بدون حس)، درگیری اعصاب محیطی،از دست دادن حس و اسمیر پوستی مثبت از نظر باسیلهای اسیدفاست، به صورت منفرد یا مجموعهای از این تغییرات باشد. عامل اتیولوژی (سبب شناختی)عامل بیماری،یک باکتریگرم منفی به نام مایکوباکتریوم لپرا می باشد.رشد این باکتری بسیار کند است، به طوری که در بافت نرم کف پای موش در طی 11 تا 13 روز تکثیر مییابد. این باکتری اسیدفاست میباشد. دوره کمون (نهفتگی)در محدوده 9 ماه تا 20 سال است سیر طبیعیراه ورود عامل جذام به بدن، به طور دقیق مشخص نیست و دوره کمون آن بسیار طولانی است. ابن سینا فرموده است: کسی که به تازگی مبتلا به جذام شده و اوایل بیماری را طی میکند، امید به معالجهاش بیشتر است.اما وقتی بیماری ریشه دوانید و وضعیت ثابتی پیداکرد ، اگر هم معالجه شود بسیار مشکل است. با درمان به موقع بیماری نتیجه بسیار مطلوب است.در بیمارانی که دچار ضایعههای ناشی از بیحسی اندامها هستند، در صورتی که اقدامهای درمانی نتیجه ندهد، دچار تغییر شکل اندام و استئومیلیت میشوند وگاهی قطع عضو، لازم میشود.همچنین ایریدیوسیکلیت، ممکن است منجر به کاهش بینایی یا کوری شود و کاتاراکت نیز به طور شایعی در نوع لپروماتوز ایجاد میشود. نکته دیگری که در رابطه با سیر طبیعی جذام مهم است این است که کسانی که از نزدیک بااین بیماران تماس داشتهاند آزمون پوستی لپرومین با شیوع زیادی مثبت میشود ولنفوسیتهای تغییرشکل یافته ویژه مایکوباکتریوم لپرا و پادتنهای ویژه این باکتری حاکی ازآن است علیرغم شایع بودن عفونت، تنها تعداد کمی از افراد، دچار بیماری آشکار میشوند. انشار جغرافیایی در جهانبیشترین شیوع جذام مربوط به آسیا، آفریقا، تاحدودی آمریکای مرکزی وجنوبی و اقیانوسیه میباشد.
انتشار بیماری در ایرانمشخص شده است که خط سیر مناطق جذامخیز کشور، از خراسان شروع شده وپس از گذشتن از مازندران، گیلان، زنجان و آذربایجان، به کردستان و کرمانشاه، منتهی میگردد. روند زمانیجذام، روند زمانی خاصی ندارد وباتوجه به طولانی بودن دوره نهفتگی، باعث همهگیری یا طغیان نمیشود و حتی با صنعتی شدن بعضی از کشورهایی که این بیماری در آن بومی است، از میزان بروز آن کاسته شده است. تاثیر سن، جنس، شغل و موقعیت اجتماعیبیماری در هرسنی ممکن است حادث گردد، اما بیشترین شیوع سنی آن در بزرگسالان جوان است. به طوری که در مناطق بومی، بروز سنی بیماری در سنین 20 تا 35 سالگی، به اوج میرسد. در بعضی از نژادها بروز بیماری در مردان بیشتر از زنان است و نوع لپروماتوز بیماری در مردان، 2 برابر زنان عارض میگردد. تاثیر فقر، در بروز آن به اثبات رسیده است.از نظر شغلی، اکثریت جذامیان ایران را کشاورزان تشکیل میدهند اما دربین بیماران جذامی، کارمند، مهندس، کارگر و... به چشم میخورد.شایان ذکر است چون حساسیت نژادی نسبت به جذام را نمیتوان از دیگر عوامل بیماری مجزا نمود، بنابراین اگر جذام در منطقهای شایعتر است به علت دخالت عوامل زیستشناسی، اقتصادی واجتماعی است وارتباطی به منشا نژادی و قومی ندارد. تاثیر عوامل مساعد کننده بیماریازآنجا که با صنعتی شدن برخی از کشورهای بومی جذام، از میزان بروز آن کاسته شده است وهماکنون نیز بیشترین موارد آن در اقشار آسیبپذیر جامعه یافت میشود، باید فقر وبیخانمانی و تغذیه نامناسب رااز عوامل مساعدکننده ابتلا به این بیماری به حساب آورد.لازم به یادآوری است که حتی پژوهشگران قدیمی نیز به بعضی از این عوامل توجه داشته ومورد تاکید قرار دادهاند، به طوری که در دایرةالمعارف قانون علاوه بر تماس خانوادگی وانتقال داخل رحمی بیماری، به تاثیر دما و وضعیت نامطلوب تغذیه نیز به عنوان عوامل زمینهساز بروز جذام اشاره شده است. مخزن بیماریانسان تنها مخزن بیماری میباشد.همچنین میمون مانگابی (Mangabey)که نوعی میمون دنیای جدید است به طبیعی آلوده میشود. راه ورود بیماریراه های انتقال بیماری عبارتنداز: دستگاه تنفس، دستگاه گوارش، پوست، از طریق رحم مادر به نوزاد، تماس با حیوانها، حشرات و خاک محیط اطراف. چون دوره کمون طولانی است، راه اصلی ورود عامل بیماری جذام به بدن مشخص نمیباشد ولی محتملترین راه، دستگاه تنفسی میباشد. جذام تر یا همان لپروماتوز واگیردار میباشد.با توجه به اینکه این افراد در هر شبانهروز حدود 100 میلیون باسیل جذام را از طریق ترشحات بینی خود به محیط خارج دفع میکنند اما بیماری جذام به آسانی منتقل نمیشود وانتقال آن مستلزم تماس طولانی و چندین ساله با بیماران مبتلا به جذام می باشد. برهمین اساس انتقال آن به پرسنل بیمارستانی بسیار ناچیز میباشد. با توجه به اینکه عامل جذام در بدن پشه خاکی و ساسهایی که از بیماران درمان نشده تغذیه کردهاند یافت شده است، احتمال اینکه بیماری از طریق نیش حشرات منتقل شود وجود دارد، ولی هنوز به اثبات نرسیده است. لازم به ذکر است با توجه به شواهد ظاهری و آزمایشگاهی قابلیت انتقال بیماری در بیشتر موارد در عرض 3 ماه پس از مصرف مداوم و منظم داپسون (DDS) یا کلوفازیمین ودر عرض 3 روز پس از درمان با ریفامپین، از بین میرود. بیماری سُرخَک یکی از بیماریهای ویروسی حاد و واگیردار است. قبل از تهیه واکسن و تزریق آن، همه کودکان به این بیماری مبتلا میشدند. نشانهها
راه سرایتبیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر مینماید. این ویروس قادر است حتی تا 34 ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او میگردد و پس از گذشت 10 تا 12 روز که دوران کمون مینامند علایم بیماری ظاهر میشود. دوران مسری بودن بیماری سرخک دوران واگیری سرخک از اولین روزی است که علایم سرخک (تب، آبریزش بینی و سرفه) شروع میشود تا پنجمین روز پیدایش دانههای سرخک. در این مدت کودک باید به مدرسه نرود و کاملاً از کودکان دیگر جدا باشد. پیشگیری از بیماری سرخک گرچه کودک مبتلا به سرخک را باید در دوران مسری بودن آن ز دیگران کاملاً جدا کرد. ولی کودک مبتلا به بیماری سرخک مخصوصا در مرحله کاتار (آبریزش از بینی، عطسه و سرفه) که هنوز بیماری مشخص نشده است. نیز واگیردار است. بنابراین بهترین اقدام تزریق واکسن سرخک است که باید به همه کودکان تزریق گردد. عوارضسرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت میکند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته میگیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجربه مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذرد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان میرود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند. درمانچون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد. بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر 6 ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفههای خشک کودک موثر است. چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت میکند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید. دادن آنتی بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار 100 هزار واحد در سنین 6 ماهگی تا یک سالگی و 200 هزار واحد برای کودکان بزرگتر از یک سال، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود. آیا کودک قبل از 6 تا 7 ماهگی مبتلا به سرخک میشود؟ شیر خواران در خلال 4 تا 6 ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمیشوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین میرسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه است. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت زا که از مادر به کودک میرسد به تدریج کاهش مییابد و در سن یک سالگی کاملاً از بین میرود. زمانی که این ماده مصونیت زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد. اگر کودک سالم با کودک مبتلا به سرخک، تماس پیدا کرد چه باید بکند؟ اگر کودک سالمی که قبلا واکسن سرخک به او تزریق شده است با کودک مبتلا به بیماری سرخک تماس پیدا کند، هیچ اقدامی ضرورت ندارد، ولی اگر واکسن سرخک به او تزریق نشده باشد، اگر در خلال 1 تا 2 روز اول تماس باشد، با توصیه پزشک میتوان به کودک واکسن سرخک تزریق کرد. اگر در خلال 5 روز اولی است که تماس پیدا کرده است باید گاماگلوبین به عنوان پیشگیری به او تزریق گردد، در نتیجه کودک مبتلا نخواهد شد، ولی اگر بیش از 5 روز از تماس گذشته باشد، مقدار گاماگلوبین زیادتری باید تزریق گردد. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|